دانشنامه جنگنده اف14
تدوین : مهدی احتشامی-منبع: www.tomcat6062.ir


کمتر کسی را می توان یافت که نام جنگنده افسانه ای تامکت F-14 را نشنیده و در مورد آن چیزهایی نداند. هواپیمایی جلوتر از -زمان خود که غربی­ها به آن کامپیوتر پرنده گفتند و شرقی­ها برایش لقب افسانه را انتخاب نمودند. هرچند نزدیک به چهل سال از تولد این پرندۀ خوش پرواز می گذرد اما ایران به عنوان تنها بکار گیرندۀ آن توانسته چشمهای جهانیان را خیره نگه دارد.

شاهکارهای این جنگنده توانمند در دستان خلبانان تیز پرواز ارتش جمهوری اسلامی ایران باعث شد نگرش جهان به ایران و ایرانی تثبیت شود و امروز از ماورای بیست و پنج سال حماسه هنوز تداعی گر خاطرات شکوهمندو بی بدیل باشد. خاطرات بس تلخ و شیرین ما از تامکت، این گربه افسانه ای گرومن، با فرازو نشیب­های زیادی جاودانه می ماند. پیروزیها و شکست ها، انتظار ها برای فرود جنگنده در پایگاه یا زیر تابوت خلبانها را گرفتن..... همه و همه در آینۀ اخلاص و تخصص و تعهد رنگ گرفت. رنگی که از لباس آبی و خاکی جنگنده هم زیباتر است. تامکت عزیز ، یادمان نمی­رود روزهایی را که آرام آرام و پر حاشیه آمدی و چقدر بودند که مخالف میهان شدنت بودند و با وقوع انتقلاب حرف از برگشتنت به خانه زدند. اما فکوری­ها ایستادند تا تو بمانی ! یادمان هست در دفاع مقدس بهترین و به روز ترین پرنده های آهنین شرق و غرب را به زیر کشیدی تا نامت هم سلاح مرگبار باشد. از خاطرمان نمی­رود پس از جنگ هم در روزهای خوش صلح بی­صدا جنگیدی و بر فراز خلیج همیشه فارس مهاجمان را دور کردی ، ریگی های بلند پرواز را بر زمین نشاندی و.....


بزرگانی را سوار کردی که هر یک لشکری بودند برای ارتش روح الله ، بابایی ، آقا ، خورشیدی، مردانی، ابوعطا، کریمایی ، فصیحی و...

شاید در اذهان برخی تو نماد جنگ و خشونت باشی اما در چشم ما تجسم حماسه های بزرگی ، چون ما می دانیم تا ابد حماسه های تو مثل راز می ماند، مثل آبهای گرم بوشهر و مثل تامکت 6062، مثل کریمایی و فصیحی ....

علاقه وافر من به جنگنده تامکت باعث جمع آوری و تدوین این نوشتار شد تا برگی از قابلیت ها و شاهکارهای ترا بیان کنم. این آغاز راه است.تا تو پرواز می کنی من هم می نویسم....


Any fighter…. Any bomber… any bird shold be care…. Fhe sky is danjeros…it.s tomcat terytorry

آغاز کار


در دهه 1960 میلادی، نیروی دریایی امریکا در صدد به خدمت گرفتن جنگندۀ جدیدی بود که بتواند ناوگان های رزمی کشورش را در برابر حملات هواپیماهای دشمن محافظت کند. این نیاز بخصوص در پی ناکامی دو طرح پیشنهادی، بیشتر حس می شد: نخست، طرح شرکت داگلاس موسوم به میسیلیر که تنها یک سکوی پرتاب موشک های هوا به هوا شمرده می شد، و دوم، طرح شرکت جنرال داینامیکز که مدل تغییر یافته ای از جنگنده ی اف – 111 نیروی هوایی بود. نیروی دریایی امریکا هیچیک از این دو طرح را نپسندید. در دهۀ 1960 میلادی، اعلامیه شرح نیاز نیروی دریایی امریکا منتشر شد، مبنی بر به کار گرفتن جنگنده ای که قادر به کسب و تضمین برتری هوایی در طول دهه 1980 باشد. شرکت گرومن که پیشتر هم هواپیماهای موفقی برای نیروی دریایی ساخته بود، طرحی را ارائه کرد که در نهایت به F-14بدل شد.توانایی جستجو و درگیری چندگانه هدف، قابلیت ردگیری حین جستجو و گزینش اولویت هدف با کامپیوتر ، در زمان خود از AWG-9تها سیستم جنگ افزار هوابرد جهان را پدید آورد.در اعلامیه شرح نیاز نیروی دریایی، نوعی سیستم جنگ افزار هوابرد در نظر گرفته شده بود که نه تنها قابلیت رهگیری و انهدام هواپیماهای شکاری ان زمان بلوک شرق، از قبیل میگ 23 و 25 و سوخوی 17 و 19 را داشته باشد، بلکه بتواند از پس موشک های دوربرد هوا به هوا، موشک های دریا به دریا و زیرسطح به سطح روسی همچون استایکس و شدوک، بمب افکن های دوربرد حامل موشک های هوا به سطح فراصوت، و نیز خود ان موشک ها براید. هواپیمای مورد نظر همچنین باید در نبرد نزدیک و دور هوایی نیز کارامد می بود. سرنوشت نبرد هوایی هرچند ممکن است با تک شلیک یک موشک – در پی قفل شدن رادار بر روی هدف و مانوری برای ورود به حوزه تیررس موشک – تعیین شود، اما این حالت تنها در صورت بهره گیری از امتیاز غافلگیری است که رخ می دهد. در حالتی که هواپیماهای متخاصم از وجود یکدیگر اگاه باشند و هیچیک هم راه فرار در پیش نگیرند، موقعیت به یک نبرد تعاقبی، یا جنگ و گریز، بدل می شود. در تعیین نتیجه چنین نبردی به فرض برابر بودن جنگ افزارهای دو طرف، اهمیت نخست را توانایی مانور دارد.جنگنده F-14تامکت هواپیمایی دو موتوره، بال متغیر و دو سرنشینه می باشد که به منظور حمله و نابودی جنگنده های دشمن به صورت بیست و چهار ساعته و در هر وضعیت جوی و اقلیمی طراحی گشته است. F-14 قادر است به طور همزمان بیست و چهار هدف را به وسیله سیستم های راداری پیشرفته خود شناسایی کرده و به وسیله موشک فوق پیشرفته فونیکس که بر روی هیچ جنگنده دیگری قابل نصب نمی باشد شش فروند از آنان را نابود نماید. همچنین تسلیحات F-14 شامل موشک های دیگری از جمله موشکهای هوا به هوای ساید ویندر AIM-9L، موشک اسپارو AIM-7 و موشک پیشرفته برد متوسط آمرام AMRAMM AIM-120 و ترکیبی از راکتها و بمب های دیگر نیز می شود.همانطوری که بیان شد، F-14جنگنده ای دارای دو خدمه و دو سکان عمودی و همچنین بالهای متغیر می باشد. موتورهای F-14 به طور موازی هم و در یک ساختار مرکزی شکل گرفته اند. ترمز های بال پروانه ای F-14 در بین دو سکان عمودی و در سطوح بالا و پایین بدنه واقع شده اند.بالهای این جنگنده به منظور جمع شدن اتوماتیک در هنگام پرواز برنامه ریزی شده اند. دو سکان عمودی، متمایل بر روی سطح بالایی موتور و منحرف به سمت خارج سوار شده اند. دامنه عادی جمع شدن بالها از 20 درجه تا 68 درجه و برای جایگیری کمتر روی عرشه ناوهای هواپیما بر تا 75 درجه می باشد. نا گفته نماند سرعت جمع شدن بالها 7/5 درجه بر ثانیه است.برای کنترل غلتش کمتر از 57 درجه ، F-14 از بالچه هایی در نقطه ابتدایی بالها و نزدیک ورودی موتور ها استفاده می نماید که به صورت جداگانه عمل می نمایند. اگر از جلو به F-14 نظری بیفکنیم، دو مدخل ورودی هوای بزرگ را مشاهده می نماییم که اندکی به سمت خارج متمایل شده اند. این اندک تمایل به منظور تقلیل مقاومت بین هوای موتور و لایه های کرانه ای موتور صورت گرفته است. گازهای اگزوز موتور ها از میان فلپ های مکانیکی متغیر، که در دور های مختلف موتور به اندازه معین و به طور منظم باز و بسته می شوند، خارج شده و فشار نیروی تولیدی موتور را ایجاد می نماید.اخیراً با استناد بر مطالعاتی که بر روی گازهای خروجی موتور های F-14 انجام شد، نیروی دریایی محدودیت هایی را برای پرواز آن در ارتفاعات کم و سرعت های بالا در چنین فواصلی قرار داد و کاربرد سیستم پس سوز برای F-14 های مدل D و B در هر ارتفاعی به جز موارد بحرانی و موقعیت های خطرناک نظامی و جنگی ممنوع گردید. F-14 گرومن، اول برای جایگزینی هواپیمای اف-4 فانتوم طراحی گردید. اولین F-14 مدل A در اوسط دهه 1970 معرفی شد. F-14 مدل +A، مدل ارتقا یافته F-14A، با موتور های جدید جنرال الکتریک F-110، که در تمام ناوگان های دریایی آمریکا معمول بود، بیش از یک حریف معمولی برای هواپیماهای هم سطح به شمار می آید.سیستم پالس داپلر AWG-9 یک رادار چند حالته است که قادر به شناسایی بیست و چهار هدف به طور همزمان و شلیک مستقیم به شش عدد از آنان می باشد. البته این سیستم که در دهه 1960 طراحی شده است، یکی از قدیمی ترین سیستم های رادار هوا به هوا می باشد که هنوز هم بسیار پرقدرت می نماید و با استفاده از نرم افزار های کنترلی جدید توانایی های آن برای تبدیل به یک سیستم برای قرن بیست و یکم افزایش می یابد.کاکپیت F-14 دارای یک سیستم هد آپ دیسپلی (HUD-HEAD UP DISPLAY) کیسر (AN/AVG-12(KAISER و دستگاه نمایش موقعیت افقی و عمودی هواپیما می باشد. همچنین یک دستگاه دوربین راداری نورث راپ AN/AXX برای شناسایی هدف های ماورای دید بصری (BVR) در دوردست به کار می رود. در F-14 یک سیستم تلوزیونی وضوح بالای مداربسته با قابلیت پخش انتخابی در هر یک از کاکپیت ها (FOV) نیز تعبیه شده است . این سیستم مدار بسته می تواند با نصب در کاکپیت عملیات را به وسیله سیستم تلویزیونی کاکپیت ها ضبط نماید. البته یک سیتم جدید تر نیز روی هرسه مدلF-14(A+,B,D) نصب شد. تجهیزات الکترونیکی F-14 نیز شامل رادار هشدار دهنده و کنترل AN/ALR-45، رادار هشدار گیرنده AN/ARL-50، سیستم پرتاب فلر (گوی های آتشینی که باعث گمراه شدن و انحراف موشک های حرارتی می­شوند) AN/ALE-29/39 این سیستم در بین دو سکان عمودی در پشت بدنه هواپیما قرار گرفته است) و سیستم سردرگم کننده رادار های دشمن SANDERS AN/ALQ-200 DECEPTION JAMMING POD می شود.تامکت قابلیت حمل یک توپ 20 میلیمتری داخلی گتلینگ را که در سمت چپ بدنه واقع گشته است، دارا می باشد. این جنگنده می تواند انواع موشک های فونیکس، سایدویندر، اسپارو و موشک میان برد پیشرفته AIM-120 را حمل نماید. شش موشک فونیکس در چهار مقر زیر بدنه و بین موتور ها و دو مقر در قسمت ثابت بالها، دو سایدویندر در مقر های ثابت بالها و بالای موشک فونیکس می تواند حمل شود.با وجود سر ناسازگار موتور، F-14 همچنان یك پرنده تحسین برانگیز و تاثیرگذار است، هواپیمایی كه خلبانان نیروی هوایی حتی با چیزی شبیه به آن هم پرواز نكرده بودند. یكی از خلبانان در این باره توضیح میدهد: «به عنوان یك خلبان سابق فانتوم، در عین اینكهF-4 را یك شاهكار خلقت هوانوردی میدانم و احترام زیادی برای آن قایلم باید اذعان كرد كه از همان ساعات اول آغاز آموزش متوجه شدم كه F-14 به زمان ما تعلق ندارد! ما در حین آموزش به هیچ مشكلی برخورد نكردیم. من با آنكه قلبا عاشق F-4 هستم بیش از آن مجذوب F-14 شدم. خلبانان زیادی بودند كه هرگز حاضر نشدند فانتوم خود را رها كنند، اما من یك معشوقه جدید پیدا كرده بودم: تامكت رنگ آمیزی شده با الگوی استتار بیابان كه پرچم 3 رنگ كشور مورد علاقه ام بر روی دم عریض دوتایی آن نقش بسته و كلمه زیبای نیروی هوایی ایران روی دماغه آن حك شده بود. هنگامی كه برای نخستین بار وارد كابین خلبان شدم حالت غرور عجیبی بر من غالب شده بود و از اینكه جزیی از این برنامه بودم به خود افتخار میكردم. بلافاصله پس از ورود تامكت به ایران، شاه به همراه دیگر فرماندهان نیروهای مسلح برای بازدید از جنگنده جدید به پایگاه آمده بودند. من در لحظه سان دیدن شاه در درون كابین بودم. شاه نزدیك هواپیما آمد و گفت: جناب سروان، نظرت درباره جنگنده جدید نیروی هوایی چیه؟» من در جواب گفتم: هیچ جنگندهای بهتر از تامكت برای دفاع از حریم هوایی ایران نمیشناسم!

تمامی نفرات گردان برای پیش برد امور دست به دست هم داده بودند. برنامه آموزش بدون هیچ مشكلی پیش میرفت. در درون كابین آلات دقیق و سوییچهای مختلف به طور فوق العاده ای كنار هم چیده شده و دید خلبانان چه در جلو و چه در عقب نسبت به F-4 بهبود چشمگیری پیدا كرده بود. كابینF-14 بسیار راحت و آرام بود و ما برای آموزش با توجه به اینكه قبلا خلبانF-4 بودیم، مشكل چندانی نداشتیم، شاید به این دلیل كه هر دو اصلا برای نیروی دریایی طراحی شده بودند. توپ 20 میلیمتری ولكان، موشك اسپارو و سایدوایندر كاملا برای من شناخته شده بودند. تنها كار من این بود كه می بایست تمام وقتم را برای یادگیری سامانه كنترل آتش جدید آن و موشك AIM-54 اختصاص میدادم.در حالی كه استادان امریكایی مكررا میگفتند كه كاهش سرعت پیشرفت عملیاتی شدن تامكت در ایران به دلیل كمبود نفرات مناسب در نیروی هوایی است، ولی نفرات برای انجام هرچه بهتر وظایفشان، نهایت تلاش خود را می كردند. یكی از خلبانان در این باره توضیح میدهد: «ما به سرعت آموزشهای اولیه را پشت سر گذاشته و آموزش نبردهای هوایی را آغاز كردیم. در پروازهای آموزش نبردهای هوایی كه F-5E و F-4 ها نقش حریفان را بازی میكردند، ما هرگز شكست نخوردیم. حتی در نبردهایی كه یك فروندF-14 با 4 فروند F-4E درگیر میشد، تامكت پس از دقایقی، پیروز بود. خلاصه چه در نیروی هوایی خودمان و بعدها چه در نیروی هوایی عراق هیچ جنگندهای نتوانست تامكت مرا شكست دهد». وی در ادامه گفت: شاه و فرماندهان نیروی هوایی از اینكه فانتوم نمیتوانست MIG-25 های نیروی هوایی شوروی را رهگیری كند بسیار نگران بودند. اما ما هم دست از تلاش بر نمیداشتیم و فانتوم توانست با یك موشك اسپارو، فاكس بت متجاوز را دچار صدمات جدی كند اما آن جنگنده موفق شد كه فرار كند. هر دو طرف بازی خطرناكی را آغاز كرده بودند. بعد از این واقعه شوروی ها یك فروند RF-4E ما را برفراز خاك كشورشان ساقط كردند. شرایط خطرناكی به وجود آمده بود. در سال 1355 نیروی هوایی 6 فروند پهپاد هدف AQM-37 از ایتالیا خرید تا F-14 را در عمل مورد آزمایش قرار دهد. از 5 پهپادی كه به عنوان شبیه ساز فاكس بتهای متجاوز مورد استفاده قرار گرفته و از فانتوم در آسمان پرتاب شدند، 4 فروند به وسیله موشكهای AIM-54 مورد اصابت قرار گرفته و منهدم شدند. یك تیر موشك به واسطه نقص در سامانه هدایت نتوانست هدف خود را پیدا كند. چند هفته بعد یكی ازF-14 های ما با استفاده از رادار قدرتمند و AWG-9 خود روی فاكس بتی كه در ارتفاع 65000 پا با سرعت بیش از 2 ماخ پرواز میكرد قفل كرد، اما خلبان نیروی هوایی شوروی بلافاصله دور زده و از مهلكه گریخت.در چارچوب برنامه آموزش، خلبانان برای بازدید از خط تولید موشك AIM-54A كه برای نیروی هوایی ایران طراحی شده بود به شركت «هیوز» فرستاده شدند. یكی از خلبانان شركت كننده در این بازدید میگوید: در طول این بازدید ما مونتاژ فینیكس های خودمان و نیروی دریایی امریكا را از نزدیك دیدیم. موشكهای ما با دست و با سرعت بسیار پایینی ساخته می شدند در حالی كه موشكهای نیروی دریایی امریكا با سرعت عجیبی مونتاژ می شدند، به این صورت كه حداقل 40 تیر موشك در مراحل مختلف تكمیل به سر می­برند.از حدود 714 تیر موشك AIM-54 سفارش داده شده توسط نیروی هوایی، تنها 284 تیر تحویل داده شد كه شامل 10 تیر موشك آموزشی بود. 40 تیر موشك دیگر نیز آماده بارگیری به مقصد ایران بود كه با وقوع انقلاب اسلامی توقیف شد. یكی از خلبانان توضیح میدهد: AIM-54 موشكی است كه رحم ندارد. هیچ موشكی حتی در حال حاضر نمیتواند با عملكرد فوق العاده آن رقابت كند. درباره انواع موشكهای هوا به هوا و سرعت و مانورپذیری آنها حرف و حدیث های بسیاری در جریان بود اما در سال 1357 ما با هدفگیری یك پهپاد هدف توسط فینیكس، شلیك آن از ارتفاع 79000 پا و سرعت 4/4 ماخ را آزمایش كردیم. این موشك بزرگ و سنگین هیچ محدودیت خزش به بالا و پایین نداشته و مانورهایی با شدت 17 G را انجام میدهد. ما از این موشك در زدن هدفی به فاصله 212 كیلومتر (1358) استفاده كردیم كه یك ركورد غیررسمی محسوب می شود. تنها مشكل این سلاح تعمیر و نگهداری آن بود. فینیكس یك موشك بسیار پیچیده است.از توانایی F-14 در شلیك همزمان 6 موشك به سمت 6 هدف متحرك بارها گفته و شنیدهایم، اما یكی از خلبانان درباره این قابلیت تامكت وقتی كه 6 موشك سنگین را به آسمان میبرد شك دارد: ما بندرت تامكتهایمان را به 6 موشك AIM-54 مسلح میكردیم. من تنها 2 تامكت را در تمام عمر خود با چنین آرایشی مشاهده كردم كه قبل از جنگ ایران و عراق بود. در اردیبهشت 1357 من با یك F-14 مسلح به 6 تیر موشك فینیكس پرواز كردم و از تاثیر منفی كه این موشكهای بزرگ و سنگین بر روی سرعت، برد و مانورپذیری هواپیما میگذارد شگفت زده شدم. یك تامكت مجهز به 6 موشك فینیكس نمیتواند نبرد هوایی نزدیك وتن به تن انجام دهد و سرعت فرود آن نیز به حدود290 كیلومتر بر ساعت میرسد كه هم برای هواپیما و هم برای خدمه سرعت خطرناكی است.تامكت اگرچه قابلیت انهدام هدف از فواصل بسیار دور را داراست، این جنگنده در عین حال یك رزمنده برتر نبردهای تن به تن محسوب میشود. یكی از خلبانان به نقل از استاد خلبانان نیروی دریایی ایالات متحده میگوید: «وقتی امریكایی نحوه انجام نبرد تن به تن با F-4 را به ما آموختند به ما گفتند: «همواره دشمن را در دید خود داشته باشید. اگر به شما حمله كردند همیشه بهترین راه فرار كردن از دست آنها نیست. حریفان خود را شاخ به شاخ ملاقات كنید زیرا فرار كردن از دست موشكی كه از روبه رو میآید بسیار آسانتر از موشكی است كه از پشت به شما نزدیك می شود. حین آموزش آنها همچنین می گفتند: همان طور كه حریف را در دید خود دارید در شروع حمله پیش دستی كنید كه حمله با F-14 كاری بسیار آسان است. در نبرد تن به تن به دم حریف بچسبید كه موقعیت برتر همین است. ما این درسها را به خوبی فرا گرفتیم. در طول جنگ من بارها و بارها به جنگندههای MIG-21 و میراژهای مجهز به موشكهای جدید هوا به هوای ماژیك برخورد كردم. دو حالت اتفاق می افتاد: یا آنها قبل از اینكه متوجه حضور من شوند از بین میرفتند یا اینكه متوجه حضور من شده و با سرعت هرچه تمامتر فرار میكردند. مهم نبود چه جنگنده ای حریف ماست زیرا تامكتهای ما می توانستند با یك مانور كوچك در موقعیت شلیك قرار بگیرند. موشك سایدوایندر و توپ ولكان ثابت كردند كه در جنگهای تن به تن تسلیحاتی بسیار موفق هستند.

یكی دیگر از خلبانان نتیجه گیری میكند: «ما به همراه خلبانان نیروی دریایی در حالی آموزش میدیدیم كه خلبانان این نیرو بارها و بارها خلبانان نیروی هوایی ایالات متحده و نیروی هوایی رژیم صهیونیستی را در مانورها شكست داده بودند. آنها واقعا ما را به خوبی آموزش داده بودند.نیروی هوایی ارتش علاوه بر تجهیز به موشك AIM-54A تعداد 800 تیر موشكAIM-9P سایدویندر نیز برای ناوگان تامكت خود خریداری نمود. اگرچه در اسناد آمده است كه نیروی هوایی موشكAIM-7F اسپارو نیز دریافت كرده در واقع هیچ موشكی از این نوع به آنها تحویل داده نشد زیرا نیروی هوایی ارتش تمایل داشت چه در نبردهای هوایی دوربرد و چه میان برد از موشكAIM-54 استفاده كند. اما در ادامه نیروی هوایی تعداد قابل ملاحظهای موشك AIM-7E-2 و AIM-7E-4 دریافت كرد كه هر دو، نمونه به خصوصی از اسپارو بودند كه با رادار AWG-9 سازگاری داشتند. برای پشتیبانی از ناوگان F-14 در كنار F-4 ، نیروی هوایی بین سالهای 1353 تا 1357 ، 14 فروند هواپیمای سوخترسان بویینگ KC707-3J9C خریداری نمود.
6 فروند اولیه از این هواپیماها برای سوخترسانی هوایی(IFR) تنها به بوم مجهز شده بودند اما از سال 1355 بویینگ 6 فروند دیگر را با لوله های سوخترسانی نوك بال مدل «بیچ 1800» تحویل نیروی هوایی داد. این 6 فروند كه به طور ویژه برای پشتیبانی از تامكتها تجهیز شده بودند از سامانه سوخترسانی استاندارد نیروی دریایی ایالات متحده استفاده می كنند. به مرور 6 فروند اولیه نیز به چنین غلاف­هایی تجهیز شدند.در ادامه 2 فروند KC707 با نصب سامانه های بخصوصی به هواپیماهای جاسوسی الكترونیك / جاسوسی علائم تبدیل شدند. این هواپیماها برای شنود مكالمات دشمن، ثبت فعالیتهای الكترونیكی آنها و فعالیت سامانه های دفاع هوایی مورد استفاده قرار میگیرند. یكی از خلبانان در این باره توضیح میدهد: در دهه 50 شمسی طبق قرارداد تعداد زیادی از KC707 های ما توسط خلبانان امریكایی پرواز داده می شدند. این مساله در جنگ تحمیلی باعث بروز مشكلاتی شد زیرا خلبانان ما تنها توانایی استفاده از 6 فروند KC707 را داشتند. دو فروند كه برای امور ترابری آماده شده بودند همواره در حالت آماده باش قرار داشتند تا در صورت نیاز قطعات یدكی را از هر نقطه ای از دنیا به انبارهای نیروی هوایی برسانند.

انقلاب اسلامی به پیروزی میرسد

پس از وقوع انقلاب بسیاری از رسانه های گفتاری و نوشتاری غرب به تحلیل وضعیت نیروهای مسلح ایران پرداختند. بیشتر آنها اظهار داشتند كه تعداد زیادی از خلبانان تامكت كشور را ترك گفته اند. اما برخلاف گفته این رسانه ها و با وجود مشكلات زیادی كه گریبانگیر این دسته از نفرات نیروی هوایی بود، قسمت اعظم خلبانان برگزیده و با تجربه در كشور باقی مانده و به قسم سربازی وطن خود وفادار ماندند. در بهمن 1357، آموزش خلبانان و نفرات فنی F-14 چه در ایران و چه در امریكا متوقف شد. شرایط، زمانی بدتر شد كه امریكایی ها قبل از مراجعت به كشور خود سعی در خرابكاری در سامانه ها داشتند. یكی از خلبانان توضیح میدهد: «تكنسینهای شركت هیوز قبل از ترك ایران 16 تیر موشك فینیكس را از كار انداختند. این 16 موشك در بهترین شرایط آمادگی در نزدیكی آشیانه های مستحكم F-14 های آماده پرواز (آلرت) نگهداری میشدند. بعدها رسانه های غربی عنوان كردند كه امریكاییها تقریبا تمام ناوگان F-14 را از كار انداخته و آنهایی كه جان سالم به در برده اند توانایی استفاده از موشك AIM-54 را ندارند. در واقع بقیه موشكها در انبارهای امن، محافظت شده و در بسته بندیهای مخصوص نگهداری، در پایگاه هشتم شكاری آرمیده بودند. در ادامه، برخلاف تصور امریكایی ها با استفاده از قطعات یدكی، آن 16 موشك فینیكس را هم عملیاتی كردیم.با وجود جنجال رسانه های غرب درباره خرابكاری، نیروی دریایی ایالات متحده كه دقیقا میدانست چه اتفاقی در حال وقوع است، بلافاصله پس از سقوط شاه، به مركز آزمایشهای دریایی خود در «پوینت موگو» كالیفرنیا ماموریت داد كه یك سامانه پادكار الكترونیك طراحی كرده و بسازد كه موشكهای AIM-54A فروخته شده به ایران را شكست داده و موفقیت موشكهای AIM-54 نیروی دریایی علیه سامانه های پادكار الكترونیك ایران را تضمین كند. به این مركز همچنین ابلاغ شده بود كه رادار ICWD تامكتها را طوری بهینه سازی كند كه امواج ساطع شده از رادار AWG-9 تامكتهای ایران را از فاصله بسیار دور شناسایی كند. لازم به ذكر است نیروی دریایی ایالات متحده كه از زمان آغاز برنامه F-14 هیچ اعتباری برای ارتقای سامانه های آن اختصاص نداده بود، با سقوط محمدرضا پهلوی فقط برای انجام این دو برنامه، 200 میلیون دلار خرج كرد. به علاوه نیروی دریایی برای ورود به خدمت هرچه سریعتر نمونه ارتقا یافته فینیكس، AIM-54B دست به كار شد. كارها آن چنان با عجله پیش رفت كه مدتی بعد موشكها در حالی وارد خدمت شدند كه از كیفیت پایین ساخت رنج می بردند. نگرانی فرماندهان ارشد نیروی دریایی ایالات متحده كاملا به جا بود زیرا حضور F-14 در خلیج فارس یك تهدید جدی علیه ناوگان ناوهای هواپیما بر آنها محسوب میشود.دیگر F-14 به بحث روز ایالات متحده و ایران تبدیل شده بود. در برهه ای زمزمه هایی به گوش میرسید كه طی مذاكرات مقامات امریكایی با دولت ایران قرار شده كه تامكتها به ایالات متحده بازگردانده شده و در ادامه به نیروی هوایی ایالات متحده یا انگلستان و یا عربستان سعودی فروخته شود. در حالی كه هنوز تكلیف واقعی رهگیر پیچیده و پرهزینه نیروی هوایی در دولت جدید ایران هنوز روشن نشده بود تعداد زیادی از تامكتها زمینگیر شده بودند. بحث بازگرداندن و فروش F-14هرگاه كه مطرح شد، شهید فكوری فرمانده وقت نیروی هوایی به مخالفت از آن برخاست تا اینكه با اشغال سفارت امریكا در تهران توسط دانشجویان كه قطع ارتباط با آن كشور را در پی داشت تمام حرف و حدیث ها پایان یافت. در واقع باید گفت اشغال سفارت ایالات متحده نقطه عطفی در زندگی تامكت در ایران محسوب میشود.
از دید بسیاری از كارشناسان غربی، عدم توانایی نیروی هوایی ایران برای جلوگیری از تجاوز هواپیماهای شناسایی میگ MIG-25R، عمده ترین علت خرید F-14 از سوی دولت و نیروی هوایی ارتش ایران بود. اما واقعیت تا حدودی با این باور تفاوت داشت؛ در اواخر دهه 1950، نیروی هوایی ایالات متحده با همكاری نیروی هوایی ایران پروازهای شناسایی محرمانه ای را بر فراز خاك شوروی آغاز كردند. در ابتدا، هواپیماهای سبك و حتی هواپیماهای ترابری برای این كار مورد استفاده قرار گرفتند كه تعدادی از آنها توسط جنگنده های اتحاد جماهیر شوروی ساقط شدند. پس از تحویل F-4 و سپس RF-4E به نیروی هوایی ایران، ماموریتهای اكتشافی شدت بیشتری به خود گرفت.شوروی آشكارا نارضایتی و نگرانی خود را در وارد شدن حجم عظیم تسلیحات به ایران ابراز میكرد و به همین علت پروازهای شناسایی خود را در آسمان ایران آغاز نمود.جنگنده ـ رهگیرهای نیروی هوایی ایران و به ویژه F-4D تلاش زیادی برای دستیابی به فاكسبت های اكتشافی نمودند اما با توجه به مقدورات پرواز میگ MIG-25 که حتی می توانست تا120 هزار پا اوج بگیرد و سرعت عجیبت آن و مسیرهای پرواز حساب شده آنها، فانتوم هرگز به این مهم دست پیدا نكرد.محمدرضاشاه پهلوی كه تمایلی به درگیری مستقیم با شوروی نداشت و از طرفی پروازهای جاسوسی طرفین شدت بیشتری یافته بود، پیشنهاد داد كه اگر روسها به همین رویه ادامه دهند، پروازهای مشترك نیروی هوایی ایران و ایالات متحده خاتمه یابد. این پیشنهاد چندین بار مطرح و توسط امریكایی ها رد شد. پس از آن، نیروی هوایی ایران ماموریت یافت كه در ازای هر پرواز فاكسبت به ایران، دو پرواز بر فراز خاك شوروی انجام دهد. اما این مبارزه راه به جایی نبرد و تصمیم بر آن شد كه مشكل به صورت اساسی حل شود. بایستی از پرواز متجاوز به خاك كشور جلوگیری میشد ولی F-4 های مجهز به موشكهای اسپارو ناتوانی خود را در این امر به فرماندهان نیروی هوایی اعلام كردند؛ اسلحه پرقدرتتری مورد نیاز بود!
نیروی هوایی ایران از چند سال پیش برنامه عظیم تجهیز و تسلیح خود به آخرین گونه تسلیحات امریكایی را آغاز كرده بود. با توجه به پیش آمدن رویدادهای مزبور، خرید یك جنگنده ـ رهگیر پیشرفته كه توانایی مقابله با تهدیدهای قابل پیشبینی تا حداقل 20 سال آینده را داشته باشد، مدنظر قرار گرفت. این هواپیما میبایست با استفاده از رادار و تسلیحات قدرتمند و مداومت پرواز جنگی بالا توانایی پوشش به فضای وسیع كشور را میداشت.

رقابت برای گزینش

در اوایل سال 1347، نیروی هوایی ارتش ایران تمایل خود برای خرید جنگنده F-111 را به شركت جنرال داینامیكس اعلام كرد اما با رد این درخواست از طرف پنتاگون، وزارت دفاع امریكا خرید 32 فروند فانتوم مكدانل داگلاسF-4D را به ایران پیشنهاد كرد. در ادامه، پنتاگون با توجه به تجربیات به دست آمده از جنگ ویتنام، F-111B را برای استفاده به عنوان محافظ ناو هواپیمابر غیرمناسب اعلام نموده و نیاز به یك رهگیر دریایی جدید را اعلام كرد.در جواب، شركت هواپیماسازی «گرومن» طرح هواپیمای F-14 تامكت را ارایه كرد. این طرح گویای جنگندهای بزرگ، سریع و پرقدرت بود كه بال متغیر آن برای افزایش مداومت پروازی، انعطافپذیری و مانورپذیری در نبردهای هوایی برعلیه جنگنده های ریزنقش و چابك میگ، از 20 تا 68 درجه به صورت خودكار حركت میكرد. دماغه هواپیما طوری طراحی شده بود كه توانایی حمل رادار غولپیكر پالس ـ داپلر هیوز AN/AWG-9 را داشته باشد. این جنگنده در بیشترین آرایش، توانایی حمل 6 موشك هوا به هوای دوربرد هیوز AIM-54 فینیكس را داشت. موشك مزبور توسط نیروی دریایی ایالات متحده برای مقابله با بمب افكنهای اتحاد شوروی (به عنوان بزرگترین تهدید برای ناوگان بزرگ ناوهای هواپیمابر) سفارش داده شده بود. كار رادار AWG-9 و موشك فینیكس در واقع از چند سال پیش از روی میز طراحان آغاز شده بود و زمان استفاده از آنها فرا رسیده بود. به كارگیری تمامی این قابلیتها در یك هواپیما، برای نخستین بار در دنیا منجر به تولد یك «ابرجنگنده» شد. رهگیری كه توانایی مقابله با تقریبا همه تهدیدهای آن زمان را داشت. تامكت همچنین پیچیده ترین و گرانترین جنگنده ساخته شده تا آن تاریخ بود. در حین فرایند طراحی و ساخت تامكت، رفته رفته مشكلات سر برآوردند؛ افزایش هزینه ساخت (با توجه به افزایش تورم) از جمله مشكلاتی بود كه سبب مباحثه و جرو بحث های فراوانی شد مبنی بر اینكه جنگندهای به این پیچیدگی و گرانی آیا اصلا مورد نیاز است؟!! به دنبال این مناظره ها، گرومن و نیروی دریایی امریكا به عنوان 2 ذینفع در این پروژه، برای ادامه حیات آن به پیدا كردن شریك دیگری برای تقسیم هزینه ها روی آوردند.در آبان 1350 شركت گرومن نخستین تماس خود را با نیروی هوایی ایران برقرار نمود كه به دنبال آن، در اسفندماه همان سال فرمانده وقت نیروی هوایی، ارتشبد حسن طوفانیان برای اطلاع از چند و چون پروژه در جریان محرمانه ترین اطلاعات قرار گرفت. وی به عنوان مشاور نظامی شاه، معاونت وزارت جنگ و ریاست سازمان صنایع نظامی را نیز برعهده داشت. با اعلام نتایج سفر،شاه، وی نیز تمایل خود به خرید جنگنده F-14 را اعلام داشت.با اعلام اینكه F-14 همان جنگنده مورد نیاز نیروی هوایی است از طرف فرمانده نیرو، نامه ای به پنتاگون برای گذراندن مراحل اداری خرید و فرستاده شد، اگرچه نیروی هوایی به شركت مكدانل داگلاس نیز شانس ارایه محصول خود یعنی F-15A ایگل را داد.یكی از نخستین خلبانان F-14 در ایران درباره میزان علاقه مندی نیروی هوایی به F-14 توضیح میدهد: «چندین عامل برای گزینش F-14 به عنوان جنگنده مورد نظر تاثیر داشتند؛ با وجود اینكه مرز شمالی ما با شوروی و مرز غرب و جنوب غرب ما با عراق به وسیله كوهستان های مرتفع محافظت میشد و به علاوه فرماندهی دفاع هوایی تعداد زیادی پدافند هوایی بر روی قله های متعدد برای پوشش بیشتر نصب كرده بود، اما كشوری به وسعت ایران هرگز نمیتوانست تنها به پدافند هوایی متكی باشد. تعداد قابل ملاحظهای نقطه كور در فضای راداری كشور وجود داشت و البته گنبد سفید ایستگاههای راداری ADS-4 ما هدف خوبی حتی از فاصله 90 كیلومتری بودند. اطلاعات به دست آمده حاكی از آن بود كه شوروی در آغاز تهاجم خود به ایران در ابتدا با تمام قدرت درصدد انهدام این مراكز بر خواهد آمد. در جنوب و در امتداد سواحل خلیج فارس، ایستگاههای راداری ما به رادارهای امریكایی مجهز شده بودند كه حتی پس از ارتقا، در شرایط مرطوب و گرم آن مناطق (كه 10 ماه از سال را به خود اختصاص میدهد) كارایی چندانی نداشتند. تمامی رادارهایی كه در قالب كمكهای نظامی از طریق ایالات متحده به ایران داده شده بود از فناوری روز فاصله زیادی داشتند. آنها آنچه می خواستند به ما دادند نه آنچه كه ما نیاز داشتیم! در سالهای 53 و 1352 یك گروه از كارشناسان رادار نیروی هوایی به مطالعه در زمینه مشكلات رادارهای موجود و نحوه تقویت آنها پرداختند كه نتیجه ای دربر نداشت و در ادامه آنها به این نتیجه رسیدند كه برای از بین بردن مشكل نقاط كور باید از «رادار پرنده» استفاده شود، در عین حال این هواپیما می بایست توانایی دفاع از خود را داشته باشد. بدون شك این رادار پرنده در جنگ تحمیلی 8 ساله ایران و عراق نشان داد كه همان هواپیمای مورد نیاز است. یكی دیگر از خلبانان توضیح میدهد:

پیش از اینكه این تحقیقات در نیروی هوایی انجام شود و در حالی كه ما از جنگندههای F-5A/B و F-4D استفاده میكردیم، به دنبال جنگندهای با آخرین فناوری روز بودیم. نتیجه این بررسی ها تعیین الزامات هواپیمای هشدار زود هنگام مورد نیاز بود. جلساتی كه با طرف امریكایی داشتیم و توضیحاتی كه آنها دادند كاملا نقاط قوت و ضعف F-14 و F-15 را برای ما مشخص كرد. طبق برنامه، قرار بود 8 فروند رادار پرنده خریداری شود (4 فروند در ابتدا و 4 فروند در ادامه). براین اساس، 4 قرارداد امضا شد. قرارداد اول برای خرید 30 فروند تامكت، قرارداد دوم برای خرید هواپیمای هشدار زودهنگام هوابرد (AWACS) بویینگ E-3 سنتری، قرارداد سوم برای خرید دو ماهواره ارتباطی كه ارتباط ایمن این هواپیماها را با هم برقرار میكرد و چهارمین قرارداد برای خرید 50 فروند F-14 دیگر.كارشناسان نیروی دریایی ایالات متحده و متخصصان شركت گرومن غافل از اینكه ایران F-14 را به F-15 ترجیح داده و قصد خرید آن را دارد، طی مبارزه ای سخت و همه جانبه با شركت مكدانل داگلاس، گروهی مركب از فرمانده عملیات نیروی دریایی سروان میشل، رییس برنامه ریزی نیروی هوایی امریكا را دو بار به تهران فرستادند. این رقابت با دعوت از شاه و گروهی از فرماندهان رده بالای نیروی هوایی به پایگاه هوایی «اندروز» ایالت «مریلند» در مرداد 1352 برای پرواز با این جنگنده جدید به اوج رسید.اگرچه بسیاری از صاحب نظران و افسران نیروی دریایی ایالات متحده بر این باورند كه نمایش فوق العاده F-14 توسط خلبانان آزمایشگر گرومن در گرفتن تصمیم نهایی شاه بسیار موثر بود، خلبانان نیروی هوایی به شدت آن را تكذیب میكنند. یكی از خلبانانی كه از كهنه كاران فانتوم بوده و پروازهای مشترك زیادی با خلبانان نیروی هوایی ایالات متحده، نیروی هوایی آلمان، نیروی دریایی ایالات متحده، نیروی هوایی انگلستان و نیروی هوایی پاكستان را در كارنامه خود دارد درباره چگونگی انتخاب F-14 توضیح میدهد: «نیروی هوایی و شاه شخصا برنامه F-15A و F-14A را از آغاز برنامه مورد مطالعه قرار دادند. در سال 1351 و در اوایل همین بررسی ها مشخص شد كه تركیب F-15A و موشك AIM-7E، تركیب مرگباری برای دشمنان است اما نه به مهلكی F-14A های مسلح به موشك AIM-54 فینیكس. بر ما كاملا مبرهن شده بود كه تركیب رادار پالس ـ داپلر AWG-9 با موشك AIM-54 هیچ همتایی در دنیا ندارد، همانطور كه اكنون هم چنین است! رادار AWG-9 به خلبان F-14 قابلیت دستیابی به چنان بردی را میدهد كه خلبان F-15 در خواب هم آن را نمیبیند . F-14 از موشكهای اسپارو و سایدوایندر كه سلاح مشترك این 2 جنگنده است در بردی بالاتر استفاده می كند. با تمام این تفاصیل، این رادار و تسلیحات همراهش در كاربری بسیار ساده هستند. خلبان F-15A برای استفاده بهینه از سامانه تسلیحاتی جنگنده اش نیاز به كار سخت و تمرین مداوم دارد. نیروی هوایی ایالات متحده با افزودن سامانه های پیشرفته تر نظیر نمایشگر سربالا (كه در نیمه اول دهه 70 هنوز فناوری آن به وجود نیامده بود به مرور این مشكلات را حل كرد.البته نباید ایگل را نادیده گرفت؛ در واقع ما تحت تاثیر طراحی هر دو جنگنده قرار گرفتیم. هر دو جنگنده دارای كابین جادار با طراحی ویژه، الكترونیك پروازی فوق العاده عالی، موتورهای قدرتمند و مانورپذیری بسیار بالا بودند. هر دو هنگام نبرد هوایی مسیریابی دقیقی از هدف ارایه كرده و در واقع هیچ محدودیت زاویه حمله نداشتند . F-15A با استفاده از سامانه بهبود كنترل پرواز كه جهش فناوری قابل توجهی در آن زمان محسوب میشد، پرواز بسیار راحت و خوشایندی را ارایه میكرد. با این حال، طبق بررسی اولیه ما،مانورپذیری و انعطاف F-14A را نداشت. در عین چابكی فوق العاده، تمایل تامكت به حفظ مسیر پروازی مستقیم بسیار بالا بود كه نشان از شاهكار بودن طراحی ایرودینامیك آن داشت. خلبانان فانتوم ما كه با آن پرواز نموده و مانورپذیری عجیب این پرنده را لمس كردند تا به حال رویای آن را نیز در سر نمی پروراندند. بال متغیر و سطح مقطع بال پیشرفته به تامكت قابلیت هایی ستودنی داده بود. در ارتفاع پایین و در سرعتهای فراصوت یا فروصوت، با وجود خلبانان با مهارت یكسان،F-14A برتری قابل ملاحظهای نسبت به F-15A دارد.شدت گردش F-14A در نبردهای نزدیك هوایی، قابلیتی منحصر به فرد در آن زمان بود. حتی امروز نیز F/A-18 یا F-22 به سختی میتوانند در این زمینه بر F-14 غلبه كنند. پس از تنها 100 ساعت آموزش، من یاد گرفتم كه چگونه دماغه جنگنده F-14A خود را در چند ثانیه به زاویه حمله 75 درجه رسانده، گردش كنم و هدف خود را با توپ یا موشك سایدوایندر مورد اصابت قرار دهم.


اما این ماشین جنگی نقاط ضعفی هم داشت؛ شاید بتوان گفت تنها مشكل این جنگنده موتورهای پرات اندویتنیTF-30 آن است كه موتورهایی بسیار نامطمئن هستند. ما مجبور بودیم كه چگونگی پرواز با موتور جنگنده را یاد بگیریم نه خود تامكت را. این موتور مشكلات زیادی حین پرواز برای خلبان ایجاد میكند، با این حال نباید قدرت آن كه در شرایط خاصی هر موتور 20000 پاوند رانش را برای ما تامین میكرد، نادیده گرفت. این قدرت برای F-14A كافی بود تا در سرعتی زیر 136 كیلومتر بر ساعت و زاویه حمله 40 درجه ای، قدرتمندانه به حركت خود ادامه دهد. F-14A این پایداری فوق العاده را مدیون سكانهای افقی و عمودی بزرگ خود است. بالچه های سكان عمودی 2 تایی آن علاوه بر تامین گردش سمتی، كنترل غلت در زوایای حمله متوسط و بالا را نیز به عهده دارد. مطالعات نیروی هوایی امتیازات طرح گرومن نسبت به طرح مكدانل داگلاس را مشخص كرد و شاه نیز برپایه همین مطالعات و با توضیحاتی كه افسران نیروی دریایی ایالات متحده به وی ارایه كردند از وجود چنین قابلیتهایی مطمئن شد. در آن برهه، مباحثی در گرفت كه كدام هواپیما را باید خرید؟! یكی از خلبانان در این باره توضیح میدهد: «ما نمیتوانستیم درباره آنچه امریكایی ها نام «نمایش فروش F-14 روی آن گذاشته بودند بی تفاوت باشیم. این كاملا ساده لوحانه بود كه ما تحت تاثیر اینگونه نمایشها قرار بگیریم. زیرا اگر در این میان عجله نموده، شتابزده عمل میكردیم دچار اشتباه فاحشی میشدیم. انتخاب جنگنده جدید F-15 یاF-14 مستلزم صرف میلیاردها دلار هزینه جهت خرید و آموزش هزاران نفر از كاركنان و ساخت تاسیسات پشتیبانی آن، حداقل برای 30 سال آینده بود. ما عاقلتر از آن بودیم كه تحت تاثیر پرواز نمایشی خلبانان آزمایشگر امریكایی قرار بگیریم. در آن برهه، ما نه تنها دنبال جنگنده ای برتر از لحاظ مانورپذیری و تسلیحات می گشتیم بلكه انعطاف پذیری آن در رهگیری و دفاع منطقه ای نكتهای حایز اهمیت محسوب می شد. ما سلاحی كامل میخواستیم، حسگرهای برتر، تسلیحات دوربرد موثر و سامانه های خودكار كه در عین حال به پشتیبانی كمی نیاز داشته باشد. این مشخصه ها بدون نقص در F-14 بود. تصمیمی كه تاثیر سرنوشت ساز خود را در جنگ ایران ـ عراق به طور كامل نشان داد.

ادامه مطالب را در بخش دوم مطالعه بفرمائید.