بخش دهم دانش نامۀ جنگندۀ F-14 TOMCAT
رقابت برای گزینش :
در اوایل سال 1347 ، نیروی هوایی ارتش ایران تمایل خود برای خرید جنگنده F-111 را به شرکت جنرال داینامیکس اعلام کرد اما با رد این درخواست از طرف پنتاگون ، وزارت دفاع آمریکا خرید 32 فروند مکدانل F-4D را به ایران پیشنهاد کرد در ادامه ، پنتاگون با توجه به تجربیاتبه دست آمده از جنگ ویتنام، F-111B را برای استفاده به عنوان محافظ ناو هواپیمابر غیر مناسب اعلام نمود و نیاز به یک رهگیر دریایی جدید را اعلام کرد.
در جواب ، شرکت هواپیماسازی "گرومن" طرح هواپیمای F-14 تامکت را ارائه کرد. این طرح گویای جنگنده ای بزرگ ، سریع و پرقدرت بود که بال متغیر آن برای افزایش مداومت پروازی، انعطاف پذیری و مانور پذیری در نبرهای هوایی علیه جنگنده های ریزنقش و جابک میگ، از 14 تا 68 درجه به صورت خودکار حرکت می کرد. دماغه هواپیما طوری طراحی شده بود که توانایی حمل رادار غول پیکر پالس-داپلر هیوزAN/AWG-9 را داشته باشد. این جنگنده در بیشتر آرایش، توانایی حمل 6 موشک هوا به هوای دوربرد هیوز AIM-54 فینیکس را داشت. موشک مزبور توسط نیروی دریایی ایالات متحده برای مقابله با بمب افکن های اتحاد شوروی ( به عنوان بزرگترین تهدید برای ناوگان بزرگ ناوهای هواپیمابر) سفارش داده شده بود. کار رادار AWG-9 و موشک فینیکس در واقع از چند سال پیش از روی میز طراحان آغاز شده و زمان استفاده از آن فرا رسیده بود. رادار مزبور نه تنها توانایی شناسایی هدف از فاصله فوق دوربرد را داشت بلکه به صورت همزمان، 24 هدف متحرک را مسیریابی کرده و همزمان 6 موشک AIM-54 را به سمت آنها روانه می کرد. این رادار به جنگندهF-14 توانایی رهگیری موشکهای کروز در ارتفاع پایین و اهداف بلند پرواز و پرسرعتی همچون MIG-25 را نیز می داد.
به کارگیری تمامی این قابلیتها در یک هواپیما، برای نخستین بار در دنیا منجر به تولد یک ابرجنگنده شد. رهگیری که توانایی مقابله با تقریبا همه تهدیدهای آن زمان را داشت.تامکت همچنین پیچیده ترین و گرانترین جنگنده ساخته شده تا آن تاریخ بود. در حین فرآیند طراحی و ساخت تامکت ، رفته رفته مشکلات سر برآوردند ؛ افزایش هزینه ساخت (با توجه به افزایش تورم)از جمله مشکلاتی بود که سبب مباحثه و جرو بحث های فراوانی شد ، مبنی بر این که جنگنده ای به این پیچیدگی و گرانی آیا اصلا مورد نیاز است؟! به دنبال این مناظره ها ، گرومن و نیروی دریایی آمریکا به عنوان دو ذینفع در این پروژه، برای ادامه حیات آن به پیدا کردن شریک دیگری برای تقسیم هزینه ها روی آوردند.
در آبان 1350 شرکت گرومن نخستین تماس خود را با نیروی هوایی شاهنشاهی ایران برقرار نمود که به دنبال آن ، در اسفند ماه همان سال فرمانده وقت نیروی هوایی ، ارتشبد حسن طوفانیان برای اطلاع از چند و چون پروژه در جریان محرمانه ترین اطلاعات قرار گرفت. وی به عنوان مشاور نظامی شاه، معاونت وزارت جنگ و ریاست سازمان صنایع نظامی را نیز بر عهده داشت. با اعلام نتایج سفر به شاه، وی نیز تمایل خود به خرید جنگنده F-14 را اعلام داشت.
یکی از نخستین خلبانان F-14 در ایران درباره میزان علاقه مندی نیروی هوایی به F-14 توضیح می دهد :
((چندین عامل برای گزینش F-14 به عنوان جنگنده مورد نظر تاثیر داشتند، با وجود این که مرز شمالی ما با شوروی و مرز غرب و جنوب غرب ما با عراق به وسیله کوهستان های مرتفع محافظت می شد و به علاوه فرماندهی دفاع هوایی تعداد زیادی پدافند هوایی بر روی قله های متعدد برای پوشش بیشتر نصب کرده بود، اما کشوری به وسعت ایران هرگز نمی توانست تنها به پدافند هوایی متکی باشد . تعداد قابل ملاحظه ای نقطه کور در فضای راداری کشور وجود داشت و البته گنبد سفید ایستگاه های راداری ما هدف خوبی حتی از فاصله 90 کیلومتری بودند. اطلاعات به دست آمده حاکی از آن بود که شوروی در آغاز تهاجم خود به ایران در ابتدا با تمام قدرت درصدد انهدام این مراکز برخواهد آمد. در جنوب و در امتداد ساحل خلیج فارس، ایستگاه های راداری ما به رادارهای آمریکایی مجهز شده بودند که حتی پس از ارتقا ، در شرایط مرطوب و گرم آن مناطق (که 10 ماه از سال را به خود اختصاص می دهد) کارایی چندانی نداشتند. تمامی رادارهایی که در قالب کمکهای نظامی از طریق ایالات متحده به ایران داده شده بود از فناوری روز فاصله زیادی داشتند. آنها آنچه می خواستند به ما دادند نه آنچه ما نیاز داشتیم!))
در سالهای 53-1352 یک گروه از کارشناسان رادار نیروی هوایی به مطالعه در زمینه مشکلات رادارهای موجو و نحوه تقویت آنها پرداختند که نتیجه ای در بر نداشت و در ادامه آنها به این نتیجه رسیدند که برای از بین بردن مشکل نقاط کور باید از رادار پرنده استفاده شود، در عین حال این هواپیما می بایست توانایی دفاع از خود را داشته باشد. بدون شک این رادار پرنده در جنگ تحمیلی 8 ساله ایران و عراق نشان دادکه همان هواپیمای مورد نیاز است.
یکی دیگر از خلبانان می گوید :
((پیش از این که این تحقیقات در نیروی هوایی انجام شود و در حالی که ما از جنگنده های F-5A/B وF-4D استفاده می کردیم، به دنبال جنگنده ای با آخرین فناوری روز بودیم. نتیجه این بررسیها تعیین الزامات هواپیمای هشدار زودهنگام مورد نیاز بود. جلساتی که با طرف آمریکایی داشتیم و توضیحاتی که آنها دادند کاملا نقاط قوت و ضعف F-14 و F-15 را برای ما مشخص کرد. طبق برنامه ، قرار بود 8 فروند رادار پرنده خریداری شود (4 فروند در ابتدا و 4 فروند در ادامه ). بر این اساس ، 4 قرارداد امضا شد. قرارداد اول برا خرید 30 فروند تامکت، قرارداد دوم برای خرید هواپیمای هشدار زود هنگام هوابرد (AWACS) بوئینگ E-3 سنتری، قرارداد سوم برای خرید دوماهواره ارتباطی که ارتباط ایمن این هواپیماها را با هم برقرار می کرد و چهارمین قرارداد برای خرید 50 فروند F-14 دیگر .))
کارشناسان نیروی دریایی ایالات متحده و متخصصان شرکت گرومن غافل از این که ایران F-14 را به F-15 ترجیح داده و قصد خرید آن را دارد، طی مبارزه ای سخت و همه جانبه با شرکت مکدانل داگلاس ، گروهی مرکب از فرمانده عملیات نیروی دریایی سروان "میشل" ، رئیس وقت برنامه ریزی نیروی هوایی آمریکا را دوبار به تهران فرستادند. این رقابت با دعوت از شاه و گروهی از فرمانده هان رده بالای نیروی هوایی به پایگاه هوایی ((اندروز)) ایالت مریلند در مرداد 1352 برای پرواز با این جنگنده جدید به اوج رسید.
اگرچه بسیاری از صاحبنظران و افسران نیروی دریایی ایالات متحده بر این باورندکه نمایش فوق العاده F-14 توسط خلبانان آزمایشگر گرومن در گرفتن تصمیم نهایی شاه بسیار موثر بود، خلبانان نیروی هوایی به شدت آن را تکذیب می کنند. یکی از خلبانانی که از کهنه کاران فانتوم بوده و پروازهای مشترک زیادی با خلبانان نیروی دریایی ایالان متحده ، نیروی هوایی بریتانیا و نیروی هوایی پاکستان را درکارنامه خود دارد درباره چگونگی انتخاب F-14 توضیح می دهد :
(( نیروی هوایی و شاه شخصا برنامه F-15A وF-14A را از آغاز برنامه مورد مطالعه قرار دادند. در سال 1351 و در اوایل همین بررسیها مشخص شد که ترکیب F-15A و موشکAIM-7E ، ترکیب مرگباری برای دشمنان است اما نه به مهلکی F-14Aهای مسلح به موشک AIM-54 فینیکس. بر ما کاملا مبرهن شده بود که ترکیب رادار پالس-داپلرAWAG-9 با موشک AIM-54 هیچ همتایی در دنیا ندارد، همان طور که اکنون هم چنین است ! رادار AWAG-9 به خلبان F-14 قابلیت دستیابی به چنان بردی را می دهد که خلبان F-15 درخواب هم آن را نمی بیند. F-14 از موشکهای اسپارو و سایدوایندر که سلاح مشترک این 2 جنگنده است در بردی بالاتر استفاده می کند. با تمام این تفاسیر ، این رادار و تسلیحات همراهش در کاربری بسیار ساده هستند. خلبان F-15A برای استفاده بهینه از سامانه تسلیحاتی جنگنده اش نیاز به کار سخت و تمرین مداوم دارد. نیروی هوایی ایالات متحده با افزودن سامانه های پیشرفته تر نظیر نمایشگر سربالا(که در نیمه اول دهه 70 هنوز فناوری آن به وجود نیامده بود) به مرور این مشکلات را حل کرد.
البته نباید ایگل را نادیده گرفت؛ در واقع ما تحت تاثیر طراحی هر دو جنگنده قرار گرفتیم. هر دو جنگنده دارای کابین جادار با طراحی ویژه، الکترونیک پروازی فوق العاده عالی ، موتورهای قدرتمند و مانور پذیری بسیار بالا بودند. هر دو هنگام نبرد هوایی مسیریابی دقیقی از هدف ارائه کرده و در واقع هیچ محدودیت زاویه حمله نداشتند (البته به جز در هنگام آموزش).

رنگ آمیزی استتار F-14Aهای ایران به استتار آسیای صغیر مرسوم است. دماغه و سطوح بالایی هواپیما به رنگ قهوه ای ، سبز تیره و خرمایی و سطوح پائینی به رنگ خاکستری رنگ آمیزی شده اند. بی رنگ باقی ماندن لبه حمله بالها و سکانهای افقی و عمودی کاملا مشخص است.
F-15A با استفاده از سامانه بهبود کنترل پرواز که جهش فناوری قابل توجهی در آن زمان محسوب می شد، پرواز بسیار راحت و خوشایندی را ارائه می کرد. با این حال طبق بررسی اولیه ما، مانورپذیری و انعطاف F-14A را نداشت . در عین چابکی فوق العاده ، تمایل تامکت به حفظ مسیر پروازی مستقیم بسیار بالا بود که نشان از شاهکار بودن طراحی ایرودینامک آن داشت. خلبانان فانتوم ما که با آن پرواز نموده و مانورپذیری عجیب این پرنده رالمس کردند ، تا به حال رویای آن را نیز در سر نمی پروراندند. بال متغیر و سطح مقطع بال پیشرفته به تامکت قابلیتهایی ستودنی داده بود. در ارتفاع پایین و در سرعتهای فراصوت یا فروصوت، با وجود خلبانان با مهارت یکسان، F-14A برتری قابل ملاحظه ای نسبت به F-15A دارد.
شدت گردش F-14A در نبردهای نزدیک هوایی، قابلیتی منحصر به فرد در آن زمان بود. حتی امروز نیز F/A-18 یا F-22 به سختی می توانند در این زمینه بر F-14 غلبه کنند. پس از تنها 100 ساعت آموزش ، من یاد گرفتم که چگونه دماغه جنگنده F-14A خود را در چند ثانیه به زاویه حمله 75 درجه رسانده ، گردش کنم و هدف خود را با توپ یا موشک سایدوایندر مورد اصابت قرار دهم.
اما این ماشین جنگی نقاط ضعفی هم داشت، شاید بتوان گفت تنها مشکل این جنگنده موتورهای پرات اندویتنی TF-30 آن است که موتورهایی بسیار نامطمئن هستند. ما مجبور بودیم که چگونگی پرواز با موتو جنگنده را یاد بگیریم ، نه خود تامکت را، این موتور مشکلات زیادی حین پرواز برای خلبان ایجاد می کند، با این حال نباید قدرت آن که در شرایط خاصی هر موتور 20000 پاوند رانش را برای ما تامین می کرد، نادیده گرفت. این قدرت برای F-14A کافی بود تا در سرعتی زیر 136 کیلومتر بر ساعت و زاویه حمله 40 درجه ای ، قدرتمندانه به حرکت خود ادامه دهد.F-14A این پایداری فوق العاده را مدیون سکانهای افقی و عمودی بزرگ خود است. بالچه های سکان عمودی 2تایی آن علاوه بر تامین گردش سمتی، کنترل غلت در زوایای حمله متوسط و بالا را نیز به عهده دارد.))
مطالعات نیروی هوایی امتیازات طرح گرومن نسبت به طرح مکدانل داگلاس را مشخص کرد و شاه نیز برپایه همین مطالعات و با توضیحاتی که افسران نیروی دریایی ایالات متحده به وی ارائه کردند از وجود چنین قابلیتهایی مطمئن شد. در آن برهه، مباحثی درگرفت که کدام هواپیما را باید خرید؟! یکی از خلبانان در این باره توضیح می دهد :
((ما نمی توانستیم درباره آنچه آمریکایی ها نام "نمایش فروش F-14 " روی آن گذاشته بودند بی تفاوت باشیم. این کاملا ساده لوحانه بود که ما تحت تاثیر این گونه نمایشها قرار بگیریم. زیرا اگر در این میان عجله نموده و شتابزده عمل می کردیم، دچار اشتباه فاحشی می شدیم. انتخاب جنگنده جدید F-15 یا F-14 مستلزم صرف میلیاردها دلار هزینه جهت خرید و آموزش هزاران نفر از کارکنان و ساخت تاسیسات پشتیبانی آن، حداقل برای 30 سال آینده بود. ما عاقل تر از آن بودیم که تحت تاثیر پرواز نمایشی خلبانان آزمایشگر آمریکایی قرار بگیریم. در آن برهه ، ما نه تنها دنبال جنگنده ای برتر از لحاظ مانور پذیری و تسلیحات می گشتیم بلکه انعطاف پذیری آن در رهگیری و دفاع منطقه ای نکته ای حائز اهمیت محسوب می شد. ما سلاحی کامل می خواستیم . حس گرهای برتر، تسلیحات دوربرد موثر و سامانه های خودکار که در عین حال به پشتیبانی کمی نیاز داشته باشد. این مشخصه ها بدون نقص در F-14 بود. تصمیمی که تاثیر سرنوشت ساز خود را در جنگ ایران- عراق به طور کامل نشان داد.))