- حقیقت و اهمیت عملیات روانی

* من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم اول: جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. دشمنی های استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه می شود. البته اینها را باید دستگاه های تبلیغاتی و رسانه ها و شخصیت های سیاسی بیشتر برای مردم توضیح بدهند. من اجمالاً سرفصل و خلاصه ای از مطالب را به شما عرض می کنم.    (1/1/1386)   

* ما با یک تهاجم و جنگ حقیقی و سازمان یافته مواجه هستیم که از راه های مختلف و بسیار هنرمندانه به اجرا گذاشته شده است و کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند، متوجه مسأله تهاجم فرهنگی خواهند شد و نشانه های بارز و بی شماری را در این زمینه مشاهده خواهند کرد، بنابراین کار فرهنگی در ایران اسلامی مسأله ای است که نمی توان لحظه ای از آن غفلت کرد.

* همه جنگ، داخل جبهه ها نیست، بسیاری از مسائل جنگ، داخل خانه هاست؛ در راه‏هاست؛ داخل دل هاست؛ در مجموعه های تصمیم گیری است؛ در مجامع بین المللی است. (6/7/1379) 

* مقابله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران عملاً در استمرار جنگ روانی با نظام و ملت ایران، معنا پیدا می کند و جنگ روانی هم نیاز به بهانه دارد.    (18/12/1384)

* فشارهای آنها نتوانسته است ملت ایران را تضعیف کند یا به عقب نشینی وادار کند؛ نه تحریم اقتصادی شان، نه تهدی نظامی شان، نه فشار سیاسی شان، نه جنگ روانی شان. امروز ما از پانزده سال قبل، از بیست سال قبل، از بیست و هفت سال قبل، بسیار قوی تر هستیم؛ این نشان دهنده ی این است که دشمن در دشمنی با ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ناکام مانده است؛ اما این دشمنی هست.   (1/1/1386)

- راهبردهای ایران در مقابله با عملیات روانی

* دشمنان جمهوری اسلامی ایران باورهای سیاسی و دینی و نیز عادات حسنه ملت ما را با تکیه بر ابزارهای فرهنگی هدف گیری کرده اند و این کار را بسیار دقیق انجام می دهند و اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامی براساس آن بنیان نهاده شده است، دقیقاً هدف تهاجم دشمنان اسلام قراردارد بنابراین برای مقابله اصولی و برنامه ریزی شده با این تهاجم دشمن، لازم است مدیریت متمرکز و هدایت کننده ای در امور فرهنگی به وجود آید و با توسل به ابزار و نیروی فرهنگی، تهاجم دشمن را علاج و تأثیر آن را خنثی کند.    (18/12/1375)

* یک سخن قوی، محتوای متقن و بیان نافذ به مخاطب مستلزم استفاده از شیوه های هنری، تسلط بر مخاطب روحی و روانی و بهره گرفتن از شرایط زمان و مکان است. شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.(18/12/1375)

* «تهدید» یکی از کارهای دشمن است؛ یکی از شیوه های دشمن، تهدید کردن است. ممکن است در یک مواردی تهدید خود را عمل هم کند، اما آن ملتی در این میدان کشمکش خواهد توانست عظمت، عزت، هویت و منافع خود را حفظ کند که عقب نشینی نکند و بایستند. این استقامت - «فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم» تا وقتی که دشمن در مقابل شماست و علیه شما ابزارهای تهدید و تخویف خود را مطرح می کند، باید ایستادگی کنید.  ( از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار عمومی بسیجی)

3- دشمن شناسی در عملیات روانی

*دشمنانی وجود دارند که دین و استقلال ما و حتی ارزش های ملی و غیردینی ما را با ابزارهای فرهنگی و تبلیغی مانند فیلم، سینما، خبرسازی و جریان سازی های جهانی مورد تهاجم قرار داده اند و برای سست کردن پایه های آن ها تلاش می کنند، بنابراین سازندگی کشور بدون توجه به این مهم کار حکیمانه و عاقلانه ای نیست.

*امروز دشمن ملت ایران در درجه اول آمریکا و صهیونیست ها هستند؛ البته انگلیس هم آتش بیار معرکه است. در مقابل منافع ملت ایران، آنها قرار دارند؛ اما اسمش را می گذارند اجماع جهانی (از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار عمومی با بسیجیان)

*این كارى كه در داخل، ناشیانه از بعضى سر زد، اینها را به طمع انداخت، خیال كردند ایران هم گرجستان است ! یك سرمایه‏دار صهیونیست آمریكائى چند سال قبل از این، طبق ادعاى خودش كه در رسانه‏ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده میلیون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خیال كردند جمهورى اسلامى، ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست. ایران را با كجا مقایسه میكنید؟! مشكل دشمنان ما این است كه هنوز هم ملت ایران را نشناختند.

فرمایشات رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های تاریخی29 خرداد 1388

4- هدف از عملیات روانی

*جنگ روانی یعنی چه؟ هدف جنگ روانی، مرعوب کردن است. کی را می خواهند مرعوب کنند؟ ملت که مرعوب نمی شود، توده ی عظیم مردم که مرعوب نمی شوند. چه کسی را می خواهند مرعوب کنند؟ مسئولان را، شخصیت های سیاسی را، به قول معروف خود ما نخبگان را؛ اینها را می خواهند مرعوب کنند. کسانی که قابل تطمیعند، آنها را می‏خواهند تطمیع کنند، اراده ی عمومی را می خواهند تضعیف کنند؛ درک مردم از واقعیت های جامعه ی خودشان را می خواهند تغییر دهند؛ هدف جنگ روانی این است.  (1/1/1386)

* هدف از عملیات روانی دشمن، تضعیف روحیه ملت ایران و نشانه ای از استیصال دولتمردان آمریکایی است، تهدید و ترساندن شیوه قدیمی و همیشگی سلطه گران برای تضعیف اراده و عزم ملت ها و چپاول منابع کشورها بوده است.  (11/11/1385)

* همیشه دشمنان بیرونی ملت ایران سعی کرده اند این میکروب ها را در درون جامعه ی ایرانی رسوخ دهند: «شما نمی توانید»، «شما قادر نیستید»، «آینده تان تاریک است»، «افقتان تیره است»، «بیچاره شدید»، «پدرتان درآمد». سعی این بوده است که ملت ما را ناامید، کسل، بی اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بیگانه بار بیاورند، اینها دشمنان درونی است. در طول سال های قبل از بروز حرکت اسلامی در کشور ما، بلای عمده ملت ما اینها بود. (1/1/1386)

* یک سخن قوی، محتوای متقن و بیان نافذ به مخاطب مستلزم استفاده از شیوه های هنری، تسلط بر مخاطب، روحی و روانی و بهره گرفتن از شرایط زمان و مکان است. شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.(18/12/1375)

* البته بدخواهانی هم هستند که سخن درش و نرم و همه نوع سختی دارند و از شایعه پراکنی و جنگ روانی و دروغ بستن به این و آن واهمه ندارند و انسان ممکن است در دلش از آنها برنجد؛ اما کسی که می دانید قصد عناد و دشمنی ندارند، ولو با لحن درشتی هم حرف می زند، از او نباید واقعاً برنجید. (17/7/1384)

* دشمن تهدید می کند، وعید و وعده می دهد، دائم عظمت خود را به رخ جامعه ی اسلامی و پیشرو می کشد با زبان زور صحبت می کند و احیاناً زبان زور را با برخی شیرینی های وعده های فریبنده در هم می آمیزد تا اینکه دل ها را گمراه کند. استقامت کردن در مقابل فریب ها و تهدیدهای دشمن، هنر بزرگی است که اگر یک ملت این هنر را داشته باشد، آن وقت به قله می رسد؛ به جایی که دیگر دشمن فایده ای در تهدید نمی بیند و مجبور است با او بسازد و یا در مقابل او تسلیم شود. (از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار عمومی با بسیجیان)

* برخی اظهارنظرها را در خصوص فاصله گرفتن جوانان از دین را ناشی از جنگ روانی دانستند و تأکید کردند: برخلاف این توهمات، جوانان تشنه حقایق دین هستند و باید آنان را با معارف صحیح دینی سیراب کرد.   (5/11/1384)

* یک بخش از جنگ روانی دشمن، دامن زدن به اختلافات است. در داخل کشور ما اختلافات قومی، اختلافات مذهبی – شیعه و سنی – اختلافات جناحی، اختلافات صنفی و رقابت های صنفی را ترویج و تبلیغ می کنند. در داخل، مزدوران و ایادی ای هم دارند که مقاصد آنها را در اینجا به شکل های گوناگون عمل می کنند. اینها شایعه پراکنی می‏کنند.  (1/1/1386)

*جنگ روانی اینها این است: اولاً بین ملت ایران اختلاف بیندازند، ثانیاً بین ملت ایران و ملت های دیگر مسلمان اختلاف بیندازند. سیاست آمریکا این بوده است که همسایه های ما را در خلیج فارس از نظام جمهوری اسلامی بترسانند. (1/1/1386)

* شکی نیست که امروز امواج تبلیغاتی پیچیده و درهم تنیده ی عالم، علیه اسلام متمرکز شده است.  (23/7/1380)

* یكى از كارهاى مهم نخبگان و خواص، تبیین است؛ حقائق را بدون تعصب روشن كنند؛ بدون حاكمیت تعلقات جناحى و گروهى و بر دل آن گوینده. اینها مضر است. جناح و اینها را باید كنار گذاشت، باید حقیقت را فهمید. در جنگ صفین یكى از كارهاى مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود. چون آن جناح مقابل كه جناح معاویه بود، تبلیغات گوناگونى داشتند. همینى كه حالا امروز به آن جنگ روانى میگویند، این جزو اختراعات جدید نیست، شیوه‏هاش فرق كرده؛ این از اول بوده. خیلى هم ماهر بودند در این جنگ روانى؛ خیلى. آدم نگاه میكند كارهایشان را، مى‏بیند كه در جنگ روانى ماهر بودند. تخریب ذهن هم آسانتر از تعمیر ذهن است. وقتى به شما چیزى بگویند، سوءظنى یك جا پیدا كنید، وارد شدن سوء ظن به ذهن آسان است، پاك كردنش از ذهن سخت است. لذا آنها شبهه‏افكنى میكردند، سوء ظن را وارد میكردند؛ كار آسانى بود. این كسى كه از این طرف، خودش را موظف دانسته بود كه در مقابل این جنگ روانى بایستد و مقاومت كند، جناب عمار یاسر بود، كه در قضایاى جنگ صفین دارد كه با اسب از این طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودى میرفت و همین طور این گروه‏هائى را كه - به تعبیرِ امروز، گردانها یا تیپهاى جدا جداى از هم - بودند، به هر كدام میرسید، در مقابل آنها مى‏ایستاد و مبالغى براى آنها صحبت میكرد؛ حقائقى را براى آنها روشن میكرد و تأثیر میگذاشت. یك جا میدید اختلاف پیدا شده، یك عده‏اى دچار تردید شدند، بگو مگو توى آنها هست، خودش را بسرعت آنجا میرساند و برایشان حرف میزد، صحبت میكرد، تبیین میكرد؛ این گره‏ها را باز میكرد. (5 مرداد1388-در جمع اعضای دفتر و حفاظت رهبری )

* امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با یك جنگ عظیمى مواجه است، لیكن جنگ نرم - كه دیدم همین تعبیر «جنگ نرم» توى صحبتهاى شما جوانها هست و الحمدللَّه به این نكات توجه دارید؛ این خیلى براى ما مایه‏ى خوشحالى است - خوب، حالا در جنگ نرم، چه كسانى باید میدان بیایند؟ قدر مسلّم نخبگان فكرى‏اند. یعنى شما افسران جوانِ جبهه‏ى مقابله‏ى با جنگ نرمید.

اینى كه چه كار باید بكنید، چه جورى باید عمل كنید، چه جورى باید تبیین كنید، اینها چیزهائى نیست كه من بیایم فهرست كنم، بگویم آقا این عمل را انجام بدهید، این عمل را انجام ندهید؛ اینها كارهائى است كه خود شماها باید در مجامع اصلى‏تان، فكرى‏تان، در اتاقهاى فكرتان بنشینید، راهكارها را پیدا كنید؛ لیكن هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله‏ى با یك حركت همه‏جانبه‏ى متكى به زور و تزویر و پول و امكانات عظیم پیشرفته‏ى علمىِ رسانه‏اى. باید با این جریان شیطانىِ خطرناك مقابله شود.

آنها براى حمله‏ى به جمهورى اسلامى استدلال دارند. به نظر من استدلالشان از دیدگاه آنها استدلال تامى است. در یك نقطه‏ى بسیار حساس جهان از لحاظ جغرافیائى، یعنى این نقطه‏ى خاورمیانه، خلیج فارس، دریاى سرخ، شمال آفریقا، بخشى از مدیترانه - این حوزه‏ى عظیمى است دیگر - مجموعه‏ى امت اسلامى واقع شده. الان شما ببینید از این پنج تا، شش تا گذرگاه آبىِ حساسِ حیاتى كه در دنیا وجود دارد، سه تایش توى این منطقه است: تنگه‏ى هرمز است، كانال سوئز است، باب‏المندب است. اینها گذرگاه‏هاى مهمى است كه تجارت جهانى متوقف به اینهاست. شما نقشه‏ى جهان را بردارید جلوى رویتان نگاه كنید، خواهید دید كه این چند تا مركز چقدر براى ارتباط تجارى و ارتباط اقتصادى دنیا مهم است. بنابراین، این منطقه، منطقه‏ى حساسى است. حالا در این منطقه‏ى بسیار حساس، یك قدرتى دارد قد میكشد و روزبه‏روز خودش را بیشتر نشان میدهد. این قدرت با همه‏ى خواسته‏هاى استكبارى و دستگاه‏هاى كمپانى‏ها و شبكه‏هاى عظیم اقتصادىِ مفسد فى‏الارض مخالف است؛ با نظام سلطه مخالف است، با سلطه‏گرى مخالف است، با ظلم مخالف است؛ خوب، این خیلى براى دستگاه استكبار مهم است. دستگاه استكبار فقط ایالات متحده‏ى آمریكا نیست، یا فلان رئیس جمهور و فلان دولت آمریكا یا فلان كشور اروپائى نیست؛ دستگاه استكبار یك شبكه‏ى عظیم‏ترى است كه شامل اینهاست؛ شبكه‏ى صهیونیستى هست، شبكه‏ى تجار اساسىِ بین‏المللى هست، مراكز پولىِ عظیم دنیا هست؛ اینها هستند كه مسائل سیاسى دنیا را دارند طراحى میكنند؛ دولتها را اینها مى‏آورند، اینها میبرند. این مجموعه كه تویش دولت ایالات متحده هست، دولتهاى اروپائى هستند، خیلى از این نفتخوارهاى ثروتمند منطقه‏ى خودمان هستند، با یك چنین قدرتِ رو به رشدِ رو به اعتلاى در حال قدكشى بشدت مخالفند؛ بنابراین هرچه بتوانند، در مقابله‏ى او كار میكنند. توى این سى سال هم بیكار نماندند، هرچه بگذرد هم باز بیكار نمیمانند؛ مگر آن وقتى كه شماها همت كنید؛ شما جوانها كشور را از لحاظ علمى، از لحاظ اقتصادى، از لحاظ امنیتى به نقطه‏اى برسانید كه امكان آسیب پذیرى‏اش نزدیك به صفر باشد؛ آن وقت كنار میكشند و توطئه‏ها تمام خواهد شد. اینى كه من توى این چند سال به دانشگاه‏ها مرتب راجع به مسائل علم و تحقیق و پژوهش و نوآورى و جنبش نرم‏افزارى و ارتباط صنعت و دانشگاه و اینها این همه تأكید كردم، براى خاطر این است كه یك ركن امنیت بلندمدت كشور و ملتتان علم است. (4/6/88- دیار با دانشجویان و نخبگان علمی كشور)

* در چند روز پیش هم كه جوانهاى دانشجو اینجا بودند - حسینیه همین طور كه حالا اجتماع هست، اجتماعى بود از جوانها - به آنها گفتم كه ما با جنگ نرم، با مبارزه‏ى نرم از سوى دشمن مواجهیم، كه البته خود جوانها هم همین را هى گفتند؛ مكرر قبل از اینكه بنده بگویم، آنها هم هى گفتند و همه این را میدانستند. آنى كه من اضافه كردم این بود كه گفتم: در این جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران جوان این جبهه‏اید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است كه به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنى سرباز هیچگونه از خودش تصمیم‏گیرى و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید، عمل كند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‏ها و یگانهاى بزرگ، چون آنها طراحى‏هاى كلان را میكنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل میكند، هم صحنه را درست مى‏بینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مى‏آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فكر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم مى‏بینند، در چهارچوب هم كار میكنند. خوب، با این تعریف، استاد دانشگاه چه رتبه‏اى دارد؟ اگر در زمینه‏هاى مسائل اجتماعى، مسائل سیاسى، مسائل كشور، آن چیزهائى كه به چشم باز، به بصیرت كافى احتیاج دارد، جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما كه استاد او هستید، رتبه‏ى بالاترِ افسر جوانید؛ شما فرمانده‏اى هستید كه باید مسائل كلان را ببینید؛ دشمن را درست شناسائى بكنید؛ هدفهاى دشمن را كشف بكنید؛ احیاناً به قرارگاه‏هاى دشمن، آنچنانى كه خود او نداند، سر بكشید و بر اساس او، طراحى كلان بكنید و در این طراحى كلان، حركت كنید. در رتبه‏هاى مختلف، فرماندهانِ بالا این نقشها را ایفا میكنند. خوب، حالا استادى كه بتواند این نقش را ایفا كند، آن استاد شایسته‏ى حال و آینده‏ى نظام جمهورى اسلامى است. توقع از اساتید محترم این است. جوانهایتان را توجیه كنید. منظورم این نیست كه بنشینید زید و عمرو سیاسى را برایشان معرفى كنید. نه، اصلاً من موافق هم خیلى نیستم. اسم آوردن از زید و عمرو و بكر و ... این چیزها، كمكى به حل مشكل نمیكند. به اینها قدرت تحلیل بدهید. به اینها توان كار و نشاط كار بدهید. چه جور؟ با امید دادن؛ با امید بخشیدن. فضاى كلاس را، فضاى محیط درس و دانشگاه را فضاى امید كنید؛ امید به آینده. بدترین بلائى كه ممكن است بر سر یك نسل در یك كشور بیاید، ناامیدى است، یأس است. اینكه میگویند: آقا! چه فایده دارد؟ فایده‏اى ندارد. این روحیه‏ى «فایده‏اى ندارد» - یأس از آینده - سم مهلك همه‏ى فعالیتهاست؛ چه فعالیتهاى اجتماعى و سیاسى، چه حتّى فعالیتهاى علمى، فعالیتهاى پژوهشى. این كسانى كه كشفیات بزرگ را در زمینه‏هاى علوم تجربى و دانشهاى گوناگون انجام دادند، اینها اگر ناامید از نتیجه بودند، قطعاً به اینجا نمیرسیدند. امید، آن نیروى عظیمى است كه انسان را پیش میبرد. جوان ما را ناامید كنند از كشورش، از انقلابش، از آینده‏اش، از دولتش، از دانشگاهش، از آینده‏ى علمى‏اش، از آینده‏ى شغلى‏اش. این خیلى مضر است. این كارى است كه تو برنامه‏هاى دشمنان ما و مخالفین نظام وجود دارد. به نظر من یكى از كارهاى اساسى این است. محیط را براى دانشجو، محیط نشاط، محیط امید، محیط حركت به جلو قرار دهید. یكى دیگر از كارهائى كه باید در زمینه‏ى مسائل گوناگون اجتماعى و سیاسى و علمى انجام بگیرد، میدان دادن به دانشجوست براى اظهارنظر. از اظهارنظر هیچ نباید بیمناك بود. این كرسى‏هاى آزاداندیشى كه ما گفتیم، در دانشگاه‏ها باید تحقق پیدا كند و باید تشكیل بشود. اگر چنانچه بحثهاى مهم تخصصى در زمینه‏ى سیاسى، در زمینه‏هاى اجتماعى، در زمینه‏هاى گوناگون حتّى فكرى و مذهبى، در محیطهاى سالمى بین صاحبان توان و قدرتِ بحث مطرح بشود، مطمئناً ضایعاتى كه از كشاندن این بحثها به محیطهاى عمومى و اجتماعى ممكن است پیش بیاید، دیگر پیش نخواهد آمد. وقتى كه با عامه‏ى مردم، افراد مواجه میشوند، همه نمیتوانند خودشان را حفظ كنند. مواجهه‏ى با عامه‏ى مردم، انسانها را دچار انحرافها و انحطاطها و لغزشهاى زیادى میكند كه متأسفانه ما شاهد بودیم. خیلى از افرادى كه شما مى‏بینید در مواجهه‏ى با عامه‏ى مردم یك حرفى میزنند، یك چیزى میگویند، در اعماق دلشان اى بسا خیلى اعتقادى هم ندارند. به تعبیر بعضى‏ها جوگیر میشوند؛ این خیلى چیز بدى است. اگر در محیطهاى خاص، محیطهاى آزاداندیشى و آزادفكرى، این مسائل مطرح بشود - مسائل تخصصى، مسائل فكرى، مسائل چالش‏برانگیز - مطمئناً ضایعات كمتر پیش خواهد آمد. خوب، این هم راجع به این مسئله. (8/6/88- دیدار با اساتید دانشگاهها)

* این حركت عظیمى كه با انقلاب اسلامى شروع شد، یك حركت تمام شده نیست؛ مطلقاً تمام شده نیست، آن حركت ادامه دارد. همینى كه حالا معمول شده كه در بیانها و در تلویزیون و توى تبلیغات و توى دادگاه و توى زبان همه، میگویند: جنگ نرم؛ راست است، این یك واقعیت است؛ یعنى الان جنگ است. البته این حرف را من امروز نمیزنم، من از بعد از جنگ - از سال 67 - همیشه این را گفته‏ام؛ بارها و بارها. علت این است كه من صحنه را می‏بینم؛ چه بكنم اگر كسى نمی‏بیند؟! چه كار كند انسان؟! من دارم می‏بینم صحنه را، می‏بینم تجهیز را، می‏بینم صف‏آرایی‏ها را، می‏بینم دهانهاى با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاى با غیظ به هم فشرده شده علیه انقلاب و علیه امام و علیه همه‏ى این آرمانها و علیه همه‏ى آن كسانى كه به این حركت دل بسته‏اند را؛ اینها را انسان دارد می‏بیند، خب چه كار كند؟ این تمام نشده. چون تمام نشده، همه وظیفه داریم. وظیفه‏ى مجموعه‏ى فرهنگى و ادبى و هنرى هم وظیفه‏ى مشخصى است: بلاغ، تبیین؛ بگویید، خوب بگویید. من همیشه تكیه بر این میكنم: بایستى قالب را خوب انتخاب كنید و هنر را بایستى تمام عیار توى میدان بیاورید؛ نباید كم گذاشت، تا اثر خودش را بكند.  (15/6/88- دیدار با شعرا)