تبلیغات
I.R.A.N - مطالب وزارت اطلاعات
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدام کشور قدرت نظامی بیشتری دارد؟








آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سلام خدمت شما دوستان عزیز امیدوارم که از مطالب وبلاگ خوشتون بیاد در این وبلاگ شما با جدیدترین اخبار نظامی در ایران عزیز و دنیا آشنا می شوید به امید موفقیت روز افزون کشور عزیزمان ایران
Hi dear friends, I hope you like it came from the Blog Posts On this blog you will get the latest news and the world's military, in the hope of increasing success of our country Iran.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
Slide 1 Slide 2

" ما می‌خواهیم یك جمعیت نورانی پیدا كنیم، یك قشر نورانی، كه وقتی وارد می‌شوی در یك دانشگاهی، علمش نورانی، عملش نورانی، اخلاقش نورانی، همه چیزش نورانی باشد، الهی باشد."
حضرت امام خمینی (قدس سره)
نهاد اطلاعات و امنیت یكی از مهم‌ترین و قدرتمندترین نهادهای هر جامعه است و همه كشورها به خدمات این نهاد نیاز مبرم دارند. وجود این نهاد در همه جوامع برای یك زندگی آرام و مطمئن ضروری است.

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران (واجا) كه از بدو تاسیس تاكنون خدمات بسیار ارزنده‌ای را به دولت و ملت شجاع ایران ارایه‏ كرده است در سال 1363 با بهره گیری از نیروهای واحد اطلاعات سپاه پاسداران، كمیته انقلاب اسلامی، دادستانی انقلاب اسلامی و نخست وزیری رسماً آغاز به كار كرد.

وزارت اطلاعات به صورت یك نهاد انقلابی، با چهره‌ای كاملاً نو، مشحون از ارزش‌های اسلامی و انقلابی، با اهداف و برنامه‌های كاملاً متفاوت نسبت به نظام اطلاعاتی قبل از انقلاب اسلامی و با بكارگیری بهترین فرزندان اسلام، تاسیس گردید و فلسفه و ارزش‌های اسلامی در جای جای این نهاد مقدس حاكمیت یافت.

با توجه به شرایط متغیر و پیچیده جهانی، پیشرفت علوم و فنّاوری، برنامه‌های دشمنان برای ضربه زدن به نظام مقدس ج.ا.ا. به دلیل از بین رفتن منافعشان، توسعه اطلاعاتی در كشور امری اجتناب ناپذیر و یكی از اهداف راهبردی تلقی گردید. توسعه اطلاعاتی، سرعت و دقت تصمیم‌گیری و قدرت عمل مسئولین را افزایش می‌دهد و منجر به امنیت ملی و ثبات سیاسی ـ اجتماعی در كشور می‌گردد.

نیروی انسانی كارآمد و توانمند عامل اصلی توسعه در نظام اطلاعاتی است. از طریق این عامل مهم می‌توان اهداف اطلاعاتی را محقق نمود. به منظور تحقق اهداف، توانمندی‌های نیروی انسانی باید متناسب با انتظارات نظام اطلاعاتی باشد.

نظام اطلاعاتی به دلایل مختلف دچار تغییر و تحول می‌گردد كه این تغییرات توازن بین انتظارات و توانمندی‌های نیروی انسانی را بر هم می‌زند.

برنامه‌ریزی نیروی انسانی یكی از پیچیده‌ترین و تخصصی‌ترین فعالیت‌های مدیریت نظام اطلاعاتی است. كاركرد منابع انسانی برای پاسخگویی به انتظارات روبه تحول مدیریت و سازمان اطلاعاتی در سطوح مختلف خرد تا كلان می‌باشد.
ارتقای نیروی انسانی از طریق آموزش صورت می‌گیرد. آموزش در نظام اطلاعاتی جنبه حیاتی و كلیدی دارد و نباید بدون داشتن برنامه دقیق و هدفمند به این امر اقدام نمود. آموزش در نظام اطلاعاتی محدود به افراد خاصی نیست همه اعضاء شامل مدیران، كارشناسان، كارمندان اداری، نیروهای عملیاتی، منابع، خانواده پرسنل و حتی خود اساتید و مربیان آموزشی نیز باید تحت آموزش‌های منظم و دقیق قرار بگیرند.

آموزش‌های مورد نیاز در نظام رو به تحول اطلاعاتی، باید در سطوح مختلف و در زمینه موضوعات مختلف علوم اطلاعاتی و امنیتی، علوم مرتبط و سایر دانش‌های مورد نیاز ارایه‏ گردد.

گستره و تنوع موضوعات، سطوح و ابعاد متعدد در حوزه نیازهای آموزشی، مستلزم برنامه‌ریزی دقیق و حساب شده آموزش اطلاعاتی، برای رسیدن به اهداف كوتاه مدت و دراز مدت توسعه در نظام اطلاعاتی است.

"نهال كوچكی كه در سال 1365 به دست باغبان علم و معرفت (مقام عظمای ولایت) كاشته شد امروز مبدل به درخت تنومندی شده است كه انشاءالله مصداق كلمه طیبه باشد. افتخار دانشكده اطلاعات را می‌توان در چند نكته اصلی و بنیادین خلاصه نمود."

1ـ توكل به خداوند و اخلاص در عمل، بانیان دانشكده تا وارثان امروز در این امر متفق‌القول می‌باشند كه "اخلص عملك ان الناظر هو بصیر" .

2ـ تلاش جهت پی افكندن بنیان اطلاعات حرفه ای بومی. با توجه به مختصات اطلاعاتی دنیای امروز غالب سرویس های اطلاعاتی خصوصاً در جنوب با اتكاء به یك یا چند سرویس اطلاعاتی در شمال راه اندازی و در عرصه آموزش و پژوهش اطلاعاتی كه از امور بسیار پیچیده و چند وجهی می‌باشد تحت لیسانس اداره می‌شوند؛ لكن اطلاعات ج.ا.ا منزه از این گونه وابستگی ها و صرفاً با اتكاء به قدرت لایزال الهی و خودباوری و محقق ساختن فعل خواستن، توانستن است وارد عرصه جنگ اطلاعاتی با قدرتهای به مراتب بزرگتر و چند برابر شده است (جنگ اطلاعات نامتقارن)، آموزش و پژوهش اطلاعاتی نیز از این امر مستثنی نبود و نیست.

تلاش شبانه روزی و مجاهدت خاموش علمی در اخذ آخرین دستاوردهای علم اطلاعات از یكسو و اتكاء مضاعف بر تجارب اطلاعاتی كه محصول مبارزه با صدها توطئه اعم از جنگ خیابانی، كودتا، ترور، جاسوسی، خرابكاری، اغتشاش و... در حوزه پدافندی در كنار طراحی های اطلاعاتی و عملیاتی در حوزه آفندی مجموعه بی بدیلی از دانشكده اطلاعات به وجود آورده است كه به اعتراف دوست و دشمن بنیان مرصوصی است كه تاكنون توانسته است صدها تن از كارشناسان اطلاعاتی و ضداطلاعاتی كشور اعم از جامعه اطلاعاتی و وزارت اطلاعات را آموزش داده و با مجهز نمودن آن‌ها به علم جدید بومی اطلاعاتی بیش از گذشته در راه دفاع از آرمان‌ها، اهداف و ارزشهای انقلاب اسلامی و نظام مقدس ج.ا.ا جان بركف آماده دفاع باشند.

در كنار آموزش، پژوهش‌های اطلاعاتی نیز به دلیل چند وجهی بودن، حرفه ای بودن، میان رشته ای بودن و... كه از پیچیده ترین نوع تحقیقات قلمداد می‌گردند، در دستور كار قرار گرفته و محصول آن تاكنون صدها پایان نامه در دوره های كارشناسی و كارشناسی ارشد، تدوین كتب و جزوات اطلاعاتی، همایش و سخنرانی‌های علمی، ترجمه متون اطلاعاتی مرجع و... با جهت گیری سه گانه "پژوهش در خدمت آموزش"، "پژوهش در خدمت ماموریت‌های اطلاعاتی" و "پژوهش در خدمت توسعه و گسترش اطلاعات" بوده است. از این رو توسعه علوم اطلاعاتی بومی با تكیه بر مبانی و معارف غنی دین مبین اسلام موجب شده تا ادبیات قابل توجهی در این حوزه تولید شود.

امروز كه به گذشته نگاه می‌كنیم، احساس شوق و غرور سراپای وجودمان را سرشار می‌كند و در پیشگاه احدیت سجده شكر به جا می‌ آوریم كه ما را لایق خدمت در عرصه گمنامی علمی دانسته و امیدوار هستیم كه آیندگان نیز وقتی به گذشته خود نگاه می‌كنند همین احساس را داشته باشند.

در پایان یاد و خاطره معمار بزرگ انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره)، شهدای گرانقدر بالاخص شهدای عرصه گمنامی، جانبازان، خانواده شهدا و جانبازان را گرامی می‌داریم.
-------------------------------------------------------------------------
درود بر سربازان گمنام امام زمان (عج)


منبع: وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

بعد از افشاگری كمیته در مورد اینكه بعضی اساتید دانشگاه برای «سیا» كار می‌كرده‌اند، چون دربارة اسامی آنها و دانشگاههای مربوطه توضیحی نداده بود، لذا بلافاصله سیل نامه از سوی رؤسای دانشگاههای به‌ «سیا» سرازیر شد و همگی خواستند تا مشخصات استادانی را كه برای «سیا» كار می‌كردند و یا مشغول كار بودند، به اطلاعشان برسانیم. ولی «سیا» به دلیل تعهد قبلی خود نسبت به این استادان كه روابط‌شان را با سازمان همواره مخفی خواهد داشت، چون نمی‌توانست اسامی آنها را در اختیار كسی قرار دهد، به همین جهت نیز نامه رؤسای دانشگاهها را بی‌جواب گذاشت، و تنها در یك مورد من شخصا نامه‌ای به رئیس كالج «آمهرست» (كه قبل از ورودم به دانشكده دریایی دو سال در آنجا درس می‌خواندم و فوق‌العاده به آن دلبستگی داشتم) نوشتم و هرگونه رابطة اساتید كالج او را با «سیا» تكذیب كردم.

چون دانشگاهها نتیجه‌ای از مكاتبه با «سیا» بدست نیاوردند، بعضی از آنها خود در صدد وضع مقررات و ضوابطی برآمدند تا بتوانند براساس آن در آینده هرگونه رابطه مقامات دانشگاهی را با «سیا» تحت كنترل قرار دهند.

روز 25 مارس 1977 باخبر شدم، در دانشگاه هاروارد می‌خواهند مقرراتی وضع كنند كه اگر به مرحله اجرا درآید، جلوی هرگونه رابطه «سیا» با دانشگاه هاروارد را به كلی سد خواهد كرد. و چون این وضع با خواسته من – كه علاقه داشتم قدمهای مؤثری برای بهبود هرچه بیشتر روابط «سیا» با جوامع دانشگاهی بردارم- در تضاد بود، و نیز می‌ترسیدم كه مبادا چنین اقدامی از سوی یك دانشگاه معتبر و سرشناس مورد تقلید دانشگاههای دیگر قرار گیرد و كوششهایم را به كلی عقیم بگذارد، لذا طی تماس تلفنی با «درك‌باك» (رئیس هاروارد) به او گفتم: شخصی را به دفترش می‌فرستم تا درباره مقررات موردنظر دانشگاه با وی صحبت كند و نتایج و آثاری را كه اجرای چنین مقرراتی بر «سیا» خواهد گذاشت، برایش توضیح دهد.
«باك» با صمیمیت فراوان پیشنهادم را پذیرفت. ولی یك ساعت بعد تلفنی با من تماس گرفت و خبر داد كه : مسؤولین تهیه پیش‌نویس مقررات مورد نظر به او گفته‌اند كه قبلا با «سیا» تماس گرفته و نظر مقامات مربوطه را جویا شده‌اند، ولی جواب شنیده‌اند كه «سیا» در این‌باره نظری ندارد.

با شنیدن حرف رئیس دانشگاه هاروارد بیشتر از این جهت ناراحت شدم كه می‌دیدم اشتیاق من به ترمیم روابط «سیا» با جوامع دانشگاهی، بخاطر سیستم كاغذبازی موجو در سازمان بی‌اثر مانده است. ولی متعاقب آن، چون تماس لازم برقرار شد و بحث مفصلی هم با مقامات هاروارد صورت گرفت، لذا تنظیم مقررات مربوط هم به نحوی كه معتدلتر باشد به پایان رسید. و تنها در آن، هر یك از اعضای دانشگاه كه با «سیا» مربوط بودند، موظف شدند رئیس دانشگاه را از چگونگی روابط خود با سازمان مطلع كنند. و به دنبال آن نیز چون خوشبختانه فقط چند دانشگاه دیگر از این رویه‌ هاروارد تقلید كردند، لذا مسأله روابط «سیا» با مجامع دانشگاهی بعدا برایمان به صورت یك مشكل دایمی در نیامد.

در مواقع بحث پیرامون تنظیم مقررات مزبور، یكی از خواسته‌های هاروارد این بود كه «سیا» هم به نوبه خود مقرراتی وضع كند تا از هرگونه روابط محرمانه اساتید هاروارد با «سیا» جلوگیری شود.

ولی من به این علت زیر بار قبول خواسته آنها نرفتم كه وقتی اساتید دانشگاه می‌توانند به صورت رسمی یا غیررسمی دارای انواع روابط محرمانه با مؤسسات، بنیادها و سازمانهای دولتی و غیردولتی باشند، چرا فقط باید روابط‌شان با «سیا» مخفی نماند؟ و اگر هدف، جلوگیری از تأثیرگذاری عوامل خارجی بر مرام و مسئولیت‌های یك استاد است. چرا فقط كاركردن او با «سیا» می‌تواند چنین نتیجه‌ای ببار آورد، و مثلا فلان شركت تجارتی كه استاد را به عنوان مشاور خود برگزیده قادر نیست وی را از هدف دانشگاهیش منحرف كند؟...

چون بر كسی پوشیده نیست كه در روابط شركت‌های تجارتی با اساتید دانشگاه، ضمن احتمال دستیابی به مواد و تحقیقات سری، مسألة نفوذ استاد بر دانشجویان و انتخاب افراد مستعد و توصیح آنها به شركتها نیز به شدت مطرح است.

با توجه به این مسأله بود كه می‌توانستم موضع یك دانشگاه را در پافشاری برای اطلاع از روابط استادان خود با سازمانهای دیگر كاملا درك كنم. و اصولا چون این حق را به دانشگاهها می‌دادم كه بدانند استادانشان تا چه حد وقت خود را صرف مشاغل خارج از دانشگاه می‌كنند، لذا طی دستورالعملی به مقامات «سیا» گوشزد كردم كه قبل از انعقاد هر نوع قرارداد برای استفاده از استادی كه دانشگاهش مایل به همكاری محرمانه وی با «سیا» نیست، بایستی مسئولیتش را در قبال دانشگاه به او یادآور شوند. ولی چنانچه استادی به عدم افشای روابطش با ما پافشاری داشت . این دیگر مسأله‌ای است بین خود او و دانشگاهش، نه بین «سیا» و دانشگاه . چون به هر حال ما هم، نه می‌خواستیم و نه می‌توانستیم كه برای دانشگاه ها نقش پلیس را ایفاء كنیم.

در مورد استادانی كه تمایلی به تبعیت از مقررات دانشگاهشان نشان نمی‌دادند، دستور داده بودم حتما برای استفاده از آنها نظر مرا هم جویا شوند. و در چنین مواردی – طبق ضوابطی كه داشتم- ابتدا بررسی می‌كردم تا ببینم آیا در دانشگاه او استادان موظف به گزارش كلیه روابط خارجی خود هستند، یا فقط ارتباط آنها با «سیا» مشمول این مقررات می‌شود؟ و به دنبال آن در صورتی كه استاد فقط می‌بایست رابطه خود را با «سیا» گزارش دهد، استخدامش را بلامانع اعلام می‌كردم. ولی اگر طبق مقررات یك دانشگاه استادانش ناچار بودند تمام مشاغل غیر دانشگاهی خود را اطلاع دهند، از قبول همكاری آنها با «سیا» سر باز می‌زدم.

استادانی كه ضمن تمایل به كار كردن برای «سیا» به هیچوجه نمی‌خواستند روابطشان با ما علنی شود، گاه دلیلی جز حفظ استقلال خود نداشتند، ولی در بسیاری موارد فقط برای فرار از تهمتهای وارده از سوی همكارانشان بود كه ترجیح می‌دادند بطور محرمانه با ما همكاری كنند.

در سال 1977 یكی از استادان كالج «بروكلین» با «سیا» تماس گرفت و خواستار بعضی اطلاعات راجع به یكی از كشورهای پشت پرده آهنین شد، كه قصد سفر به آنجا را داشت. و در بازگشت نیز بار دیگر به سراغ ما آمد تا برداشتهای خود را از سفرش با «سیا» در میان بگذارد.

این مسأله خیلی صاف و ساده به همین شكل برگزار شد، و در جریان آن هم استاد مزبور نه مأموریتی از جانب «سیا» گرفت، و نه دستمزدی بخاطر كارش دریافت كرد. ولی به مجردی كه خبر تماسهای او با «سیا» به گوش دیگران رسید، همكارانش با وی به مخالفت برخاستند و جلوی ادامة كارش در كالج را گرفتند.

در مورد دیگری، شخصا با یكی از استادان دانشگاههای «آیوی لیك» دوبار تماس گرفتم و از او كه خیلی طرف توجه و احترام من قرار داشت، خواستم با یك سال خدمت در بخش تحلیلگری «سیا» موافقت كند. ولی این استاد در هر دو ملاقات از من فرصت خواست تا درباره مأموریت مورد نظر بیشتر فكر كند. و سرانجام هم چنین نتیجه گرفت كه همكاری با «سیا» می‌تواند موقعیت دانشگاهی او را به مخاطره بیاندازد.

دربارة این كه قصد ما از به كارگرفتن استادان دانشگاه‌ چیست؟ باید بگویم: هدف اولیه «سیا» از همكاری با استادان، بهره‌گیری از افكار و اطلاعات آنها در امور جهانی است، كه زمینه‌های گوناگونی از روانشناسی سران دولت‌ها و آگاهی به امور كشورهای نفت‌خیز گرفته، تا شناسایی علل قدرتمندی بنیادگرایی اسلامی را شامل می‌شود. و چون «سیا» ناچار باید مثل تمام مؤسسات پژوهشی و تحلیلگری، از افكار و آراء كارشناسان مختلف برای دستیابی و سنجش دیدگاه موردنظر خود بهره‌مند شود، لذا به بهترین روش ممكن كه چیزی جز استفاده از ثمرات محققین دانشگاهی نیست رو می‌آورد. و در این راستا نیز به دو صورت عمل می‌كند، یكی شركت دادن استادان دانشگاه در كمیته‌های یك ساله مشترك برای بررسی نتیجه اقدامات «سیا»، و دیگری مشورت‌های گاه‌ و بیگاه با استادانی كه در زمینه‌های ویژه‌ای تخصص دارند.

بهره‌گیری در خلال چنین مشورت‌هایی معمولا یكطرفه نیست. علاوه بر این كه «سیا» ازمعلومات استادان دانشگاه استفاده می‌كند، آنها هم به اطلاعات خود می‌افزایند. و بخصوص ضمن آشنایی با روند اقدامت دولت به صورت عملی – نه آنگونه كه خود در نظریه‌پردازی‌هایشان تصور می‌كنند- در جریان كار نیز بخاطر دسترسی به منابع محرمانه موجود در «سیا» چنان بینش عمیق و ارزشمندی نسبت به مسائل جهانی كسب می‌كنند كه محال است بتوانند آن را از طرق دیگر به دست آورند. ولی البته اینگونه استادان علی رغم احاطه بر اطلاعات وسیع و افزایش قدرت تحلیل‌گری، موقع حضور در كلاس درس، نمی‌توانند مسائل را به شكلی كه مایلند با دانشجویان در میان بگذارند، و از اطلاعات محرمانه خود در جریان كنفرانس‌های دانشگاهی استفاده كنند.

بحث‌انگیزترین مورد همكاری «سیا» با مجامع دانشگاهی به گروهی ارتباط پیدا می‌كند كه در دانشگاهها به جستجوی دانشجویان خارجی مستعد جهت بهره‌برداری «سیا» می‌پردازند.

بطور معمول، ما برای در اختیار داشتن نیروی انسانی لازم جهت حفظ قدرت اطلاعاتی خود در كشورهای خارج، باید درصدد یافتن كسانی باشیم كه زمینه مناسبی برای حمایت از منافع آمریكا در كشور متبوع خود دارا هستند. ولی چون دستیابی به این افراد در كشورهایی كه بدون توجه به رعایت حقوق بشر دارای تشكیلات امنیتی سفت و سختی هستند- و اتفاقا ما به كسب اطلاعات از چنین كشورهایی نیاز فراوان داریم – به سادگی میسر نیست، به همین جهت طبعا ناچاریم به اتباع آنها كه در آمریكا هستند رو بیاوریم. و چنانچه دانشجویانی از كشورهای موردنظر در آمریكا مشغول تحصیل باشند، این كمال حماقت است كه در پی یافتن عناصر مستعد برای هدف و مقصود خودمان در بین آنها برنیاییم.

برای این كار «سیا» معمولا از كمك مقامات دانشگاهی برای برچین كردن دانشجویان خارجی باب میل خود استفاده می‌كند. و البته ضمن آن هم ناچار است تضاد موجود بین مسئولیت اصلی اعضای دانشگاه را در حراست از حقوق دانشجویان در داخل و خارج كلاس‌های درس، با تفتیشی كه برای یافتن دانشجوی مورد نظر «سیا» به عمل می‌آورند، نادیده بگیرد.

گرچه در این باره سؤالی هم مطرح است كه: واقعا مسألة گزینش دانشجو برای «سیا» در مقایسه با موارد دیگر كه دانشجویان مستعد را جهت دریافت بورس تحصیلی و یا احراز شغل در مؤسسات و شركت‌های مختلف انتخاب می‌كنند، چه تفاوتی می‌تواند داشته باشد؟

ضمن آن كه در چنین مواردی، مسألة اجبار به هیچوجه در میان نیست و هركس می‌تواند با ارزیابی لیافت خود به پیشنهادات ارائه شده پاسخ مثبت یا منفی بدهد، كاركردن دانشجویان خارجی برای «سیا» نیز عینا مشمول همین وضع می‌شود. و در نهایت، این ما و دانشجوی مورد نظر هستیم كه می‌توانیم نظر خود را نسبت به قبول یا رد همكاری با یكدیگر اعلام كنیم.

مسأله دیگری كه در این میان گاه به بحث و مجادله كشیده می‌شود، مربوط به بهره‌برداری «سیا» از جوانانی است كه به قولی تأثیرپذیر و چشم و گوش بسته هستند، و چون در كشور ما به تحصیل مشغولند، پس وظیفه حمایت از آنها نیز به عهده ما قرار دارد. و من ضمن احترام به این احساس وظیفه باید بگویم كه،«سیا» هرگز به دنبل بهره‌برداری از چنین جوانانی نیست، و اصولا توقع حمایت از منافع آمریكا در یك كشور خارجی توسط جوانی تأثیرپذیر و چشم و گوش بسته كه نه به بلوغ فكری رسیده، و نه معلومات و اطلاعاتش عمق كافی دارد امری بی‌معنی به نظر می‌رسد. ما در آمریكا به جستجوی آن دسته از جوانان خارجی می‌پردازیم كه:
اولا رشته‌ای را به پایان رسانده باشند،
ثانیا به خاطر اعتماد دولتشن به آنها از مزایا و بورس تحصیلی كشور متبوع خود استفاده كنند،
و ثالثا چشم و گوششان به‌حد كافی باز شده باشد.


افشاگریهای كمیته تحقیق «چرچ» دربارة روابط سنتی «سیا» با جوامع بازرگانی كشور، كمتر از موارد دیگر عكس‌العمل‌های نامطلوب در پی داشت. به این دلیل كه اصولا اكثر بازرگانان افرادی «اهل‌عمل» هستند، و چون درك می‌كنند كه كسب اطلاعت جزو ضروری‌ترین ابزار پیشرفت امور است، لذا كملا توجه دارند كه اگر با یك سازمان اطلاعاتی همكاری داشته باشند، هر دو طرف از این رابطه بهره‌مند می‌شوند.


منبع: کتاب "پنهان کاری و دموکراسی"
نوشته استانسفیلد ترنر (رئیس اسبق CIA)
ترجمه دکتر حسین ابوترابیان
انتشارات اطلاعات 1370
وزارت اطلاعات جمهموری اسلامی ایران

مخوف ترین و قوی ترین سازمان اطلاعاتی جهان پس از سیا سازمانی که از بدو تشکیل خود تاکنون هزاران نفر را به کام مرگ کشانده است چه به طور مستقیم و چه به شکل غیر مستقیم.از دقیق ترین سازمانها به شمار می رود و تا از موفقیت نتیجه عملیات مطمئن نباشد و یا به موفقیت عملیات درصد بالایی را ندهد وارد عمل نمی شود.

معرفی:
سازمان اطلاعات و امنیت ویژه اسرائیل با نام اختصاری موساد وظیفه اصلی کسب اطلاعات مورد نیاز اسراییل در خارج از مرزهای این کشور را بر عهده دارد.
جمع آوری اطلاعات و خنثی سازی فعالیت*های تروریستی از اقدامات این سازمان مخفی است. این سازمان در فعالیتهای خود جنبه مخفیانه کار کردن را رعایت می کند. دولت اسرائیل مأموریت گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات وانجام عملیات مخفیانه ویژه در خارج از خاک اسرائیل را، به عهده موساد واگذار نموده*است. گفتنی است که دفتر اصلی موساد در تل آویو است. این مؤسسه در برآوردهای اخیر دارای ۱۲۰۰ نفر کارمند دفتری می*باشد.
موساد یک سازمان کشوری است که دستورات خود را از رهبران کشور اسرائیل دریافت مینماید و هدف فعالیتهای آن، پاسخ گوئی به نیازهای متغیر اطلاعاتی و عملیاتی بوده*است.
هویت مدیران ارشد بخش*های داخلی موساد معمولاً جزو اسرار حکومتی تلقی می*شود. اما هویت روسای موساد همواره اعلام می*شود.

تاریخچه
بلا فاصله پس از برپائی اسرائیل، داوید بن گوریون نخستین نخست وزیر اسرائیل، نظر خود را در رابطه با برپائی چهارچوب هائی کشوری برای نهادهای اطلاعاتی، که در زمان پیش از برپائی کشور اسرائیل فعال بودند، ابراز داشت. در ۷ ژوئن ۱۹۴۸ داوید بن گوریون، نخست وزیر اسرائیل، دو نفر را به ملاقات با خود فرا خواند:رئوبن شیلواخ (که یکی از افراد بخش سیاسی آژانس یهود بود)
ایسر بئری (ایسر بیرنتسوایگ، ملقب به «ایسر بزرگ») که عملاً مدیریت «شای» را بعهده داشت و اخیراً جایگزین «داوید شاالتی ال» شده بود)


نتیجه اولیه این ملاقات تعیین حیطه نهادهای اطلاعاتی کشور نو پای اسرائیل بود. در نهایت به وسیله هاگانا یک سازمان سری ویژه تشکیل شد که دفتر اطلاعات موسوم به شای نام گرفت. در سال ۱۹۳۷ نیز هاگانا سازمان «موساد لیالیفی بیت» (به معنی دفتر مهاجرت) را تشکیل داد.

سازمان اطلاعات اسرائیل در سال ۱۹۵۱ وقتی که برای اولین بار به صورت رسمی اعلام موجودیت کرد، این اسم را داشت و شبکهٔ جاسوسی آن نیز از آن زمان موساد نامیده می*شوند.

کشور اسرائیل مأموریت گردآوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات وانجام عملیات مخفیانه ویژه در خارج از اسرائبل را، به عهده موساد واگذار نموده است.

در طی سالیان گذشته، سازمان اطلاعات و وظایف ویژه - موساد حریم وظایف خود را گسترش داده است.

وظایف محوری موساد در زمینه*های مشروح ذیل اعلام شده*است
:گرد آوری مخفیانه اطلاعات در خارج از خاک کشور اسرائیل.
خنثی سازی تلاشهای کشورهای متخاصم برای تهیه و تولید تسلیحات غیر متعارف ویا دستیابی به آن.
خنثی سازی عملیات علیه اهداف اسرائیلی و یهودی درخارج از خاک اسرئیل.
توسعه روابط مخفیانه ویژه، سیاسی و غیره، در خارج از خاک اسرائیل و حفظ این روابط.
آوردن مهاجرین یهودی به کشور اسرائیل، از اماکنی که امکان مهاجرت یهودیان از آنجا به اسرائیل، توسط سازمانهای مهاجرتی معمولی اسرائیل، وجود ندارد.
بدست آوردن اطلاعات استراتژیکی، سیاسی و عملی.
انجام عملیات ویژه در خارج از خاک اسرائیل

موساد دارای ۸ بخش اصلی است.
جزئیات سازمانهای داخلی، کارمندان، مراکز فعالیت و روسای آنها همگی جزو اسرار محرمانه کشور اسرائیل است.بخش جمع آوری اطلاعات: بزرگ*ترین بخش موساد است و مسئولیت عملیات جاسوسی را برعهده دارد.
بخش همکاری و اقدام سیاسی (وادات): فعالیت*های سیاسی و همکاری با سرویس*های اطلاعات خارجی کشورهای دوست اسرائیل را انجام می*دهد.

اعضای کمیته وادات عبارت*اند از اشخاص زیر: مدیر سازمان اطلاعات نظامی موسوم به آمان
مدیر سازمان اطلاعات داخلی شین بت
مدیر سازمان امنیت عمومی شاباک
مدیر مرکز مطالعات راهبردی و برنامه*ریزی وزارت امور خارجه (این مرکز در زمینه جاسوسی سیاسی یا دیپلماتیک تخصص دارد)
مدیر بخش عملیات ویژه پلیس موسوم به ماتام
مشاوران خصوصی نخست وزیر در امور سیاسی، نظامی، امنیتی و مبارزه با تروریسم
بخش عملیات ویژه (متساوا): ترورهای بسیار حساس کسانی که دشمنان کیان اسرائیل تلقی می*شوند و اقدامات شبه نظامی دقیق و پروژه*های ربودن «افراد خاص» بر عهدهٔ آن است.
بخش تبلیغات و ضد تبلیغات : مسئول اجرای جنگ روانی، تبلیغات و عملیات فریب می*باشد.
بخش تحقیقات : مسئول تولید اطلاعات نظیر گزارش*های روزانه، خلاصه وضعیت*های هفتگی و گزارش*های مشروح ماهانه.
بخش تکنولوژی : مسئول توسعه فناوری*های پیشرفته برای پشتیبانی فنی از عملیاتهای گسترده موساد است

عملیات های موفق
ربودن و انتقال مخفیانه مردخای وانونو در کشور ایتالیا توسط کماندوهای ویژه موساد در سال ۱۹۸۶ به دلیل افشای اطلاعات محرمانه کشور اسرائیل مبنی بر ساخت بمب اتم در نیروگاه اتمی دیمونا.

ترور شیخ احمد یاسین رهبر معنوی سازمان حماس در تاریخ ۲۲ مارس ۲۰۰۴. قابل ذکر است این قتل واکنش*های جهانی را برانگیخت و در این راستا رای گیری برای صدور قطعنامه ای در شورای امنیت نیز انجام گرفت که با ۱۱ رای موافق ۳ رای ممتنع و وتوی آمریکا از تصویب باز ماند.

ترور عبدالعزیز رنتیسی رهبر جدید سازمان حماس به همراه دو تن از همراهانش، در حمله ی دیگر در کمتر از یک ماه بعد از قتل شیخ احمد یاسین. در این حادثه عده ای نیز زخمی شدند.

بمب گذاری در خودروی عزالدین شیخ خلیل (عضو بلندپایه حماس) در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۴، در شهر دمشق در کشور سوریه که منجر به قتل وی و زخمی شدن ۳ تن دیگر شد.

عملیات های ناموفق
شایعات و اتهاماتموساد متهم به دخالت در بمب*گذاری در یک خودرو در تاریخ ۱۳ دسامبر ۲۰۰۴ میلادی در دمشق می*باشد که باعث مجروح شدن سه نفر شد. هدف از این بمب*گذاری قتل یکی از اعضای سازمان حماس بود. مقامات اسرائیل این اتهام را رد می*کنند.
این سازمان در بهمن ۱۳۸۵ توسط برخی رسانه های آمریکایی و انگلیسی متهم به ترور دکتر اردشیر حسن پور ،یکی از دانشمندان هسته ای ایران شد. روزنامه اسرائیلی هاآرتص حسن پور را یکی از دانشمندان بنام جهانی در زمینه الکترومغناطیس نامید. مقامات ایران گفتند که اسرائیل از اشراف اطلاعاتی قابل توجهی در ایران برخوردار نیست و ترور وی توسط موساد را تکذیب کردند و دولت اسرائیل در برابر این اتهامات سکوت کرد.حسن پور به گفته دولت ایران بر اثر گازگرفتگی در منزل جان سپرده بود.

روسای موساد
رئوبن شیلواخ (۱۹۵۲ - ۱۹۴۹)
ایسر هرئل (۱۹۶۲ - ۱۹۵۳)
مثیر عمیت (۱۹۶۸ - ۱۹۶۳)
تسوی زامی (۱۹۷۴ - ۱۹۶۸)
ایتسخاک خوفی (۱۹۸۲ - ۱۹۷۴)
ناخوم ادمونی (۱۹۸۹ - ۱۹۸۲)
شبتای شاویت (۱۹۹۶ - ۱۹۸۹)
دانی یاتوم (۱۹۹۸ - ۱۹۹۶)
افرائیم هلوی (۲۰۰۲ - ۱۹۹۸)
مئیر داگان (تاکنون - ۲۰۰۲)

سازمان های رقیب داخلی:
شن بت-شاباک-ضد اطلاعات ارتش

مناطق عملیاتی:
آمریکای شمالی به مرکزیت ایالات متحده آمریکا:همکاری بسیار نزدیک با سیا و اف بی آی
آمریکای جنوبی به مرکزیت آرژانتین:دستگیری بسیاری از سران فراری نازی که در هولوکاست دست داشتند و به آرژانتین گریخته بودند.
اروپای غربی
آلمان:
ایتالیا:دزدیدن مردخای وانوونو افشا کننده اسرار هسته ای اسراییل
مالت:ترور فتحی شقاقی رهبر جهاد اسلامی
نروژ:دستگیری عوامل پشت پرده گروگانگیری المپیک 1972 مونیخ که ورزشکاران اسراییلی را ربوده بودند.
بوسنی هرزگوین
خاورمیانه
مصر:نفوذ گسترده به نیروی هوای مصر در زمان جنگ اعراب اسراییل
ایران:آموزش و تجهیز ساواک در پیش از انقلاب...بعد از انقلاب تلاش برای نفوذ در ارکان حساس کشور خصوصا بدنه نیروهای مسلح و همچنین اسرار هسته کشور که با واکنش قاطع وزارت اطلاعات تاکنون صدها جاسوس دستگیر و تعدادی نیز اعدام گردیدند
عراق:نفوذ در میان کارشناسان هسته ای عراق در زمان ساخت اوسیراک
فلسطین:ترور ده ها تن از رهبران فلسطینی ها و برجستگان انها از جمله شیخ احمد یاسن..رنتیسی...و احتمال دخالت و مسموم سازی یاسر عرفات
لبنان:دهها ترور از جمله عباس موسوی رهبر سابق حزب الله
آفریقا
اتیوپی
مراکش
اوگاندا:عملیات معروف انتبه
آسه آن
نیوزلند
شوروی


در حال حاضر مهمترین دشمن معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات و همچنین اطلاعات سپاه... موساد است و تنها در برخی موارد زد و خوردهای اطلاعاتی دو طرف در رسانه ها عنوان می شود.

نکته جالب در واکنش های سران بازنشسته موساد این است که آنان همیشه از تیزهوشی و قدرت دستگاه اطلاعاتی ایران سخن گفته اند بطوریکه در هر جا خواسته اند به راحتی نفوذ کرده اند ولی ایران عزیز ما همه جا نیست.
ضمنا بحث نیروی قدس نیز مجزا می باشد و کاملا در وظایفی متفاوت با وزارت اطلاعات عمل می کند.

برای همه سربازان گمنام امام زمان در بخش های اطلاعاتی کشور آرزوی سلامتی داریم.چون بیداریو هوشیاری آنان است که ما آرامش و امنیت کنونی را داریم.





صندوق پستی 3030
(قسمت دوم)



تاریخچه
اصطلاح جنگ اطلاعاتی برای اولین بار در سال 1975 میلادی مورد استفاده قرار گرفت و کشور های پیشرفته در زمینه تکنولوژی به اهمیت آن پی بردند و تلاش کردند در زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و فرهنگی آن را بکار ببرند . در اواخر دهه 90 اصطلاح جنگ اطلاعاتی دامنه وسیع تری یافت و به عملیات اطلاعاتی معروف گشت و منظور از آن هر گونه عملیات نظامی یا غیر نظامی با هدف سلطه بر تفکر دشمن بود به گونه ای که به دلخواه ما فکر کند و اجرای تصمیم هایش منافع مارا تامین کند و از طرف دیگر ممانعت از اینکه دشمن همانند این عملیات را بر علیه ما بکار ببرد . 1
تكوین جنگ اطلاعاتی مستقیماً با پیشرفت های سریع در تكنولوژی های اطلاعاتی جدید مثل شبكه های الكترونیك در طی دو دهه اخیر مرتبط است.
مفهوم شناسی
اطلاعات: اطلاعات در اینجا به معنای محتوا یا معنی یك پیام است هدف از جنگ‌ها همیشه تاثیر گذاری بر سیستم های اطلاعاتی دشمن بوده است. در معنای گسترده تر، سیستم های اطلاعاتی دربردارنده نوعی وسیله یا شیوه ای هستند كه بدان طریق بتوان به آگاهی یا اعتقادات خاصی دست پیدا كرد در معنای محدود آنكه سیستم های اطلاعاتی مجموعه‌ای كامل از دانش، اعتقادات و فرایندهای تصمیم گیری دشمن هستند نتیجه مطلوب نیز آن خواهد بود كه دشمن پیام هایی را دریافت كند كه او را به توقف جنگ متقاعد سازد. 2
نبرد Warfare : نبرد مجموعه‌ای از تمام فعالیت های مهلك و غیر مهلك است كه برای غلبه بر اراده حریف یا دشمن انجام می‌شود. در این معنا Warfare مترادف (War) و نیازمند اعلام جنگ نیست و در عین حال با شرایطی كه وضعیت جنگی نامیده می‌شود همراه نمی‌گردد نبرد می‌تواند از سوی گروههای دولتی، گروههای مورد حمایت دولتی یا [گروه های] غیر دولتی، یا بر ضد آنها صورت گیرد. هدف از نبرد لزوماً كشتن دشمنان نیست بلكه فقط مهم تحت كنترل درآوردن آنان است. 3
تعریف جنگ اطلاعاتی
جنگ اطلاعاتی عبارتست از استفاده از شبكه های الكترونیكی برای تخریب یا از كار انداختن و غیر عملیاتی كردن زیر ساخت های اطلاعاتی دشمن كه هم می‌تواند علیه یك جامعه (اهداف غیر نظامی) و هم علیه ارتش یا نیروی نظامی آن جهت گیری شود. جنگ اطلاعاتی علیه ارتش یا نیروی نظامی می‌تواند مركب از جنگ كنترل و فرماندهی (C2W) جنگ جاسوسی محور و جنگ الكترونیكی باشد و علیه جامعه و نیروهای غیر نظامی می‌تواند مركب از جنگ اطلاعاتی/ اقتصادی و جنگ روانی، سرقت یا تخریب اطلاعات كامپیوتری باشد.
فرق جنگ اطلاعاتی با جنگ با تكنولوژی و تسلیحات پیشرفته
استفاده از شبكه های الكترونیكی برای اهداف مزیت اطلاعاتی بخش عظیمی از جنگ اطلاعاتی را تشكیل می‌دهند اصطلاح جنگ اطلاعاتی كه روز به روز استفاده از آن گسترده تر می‌شود اغلب به اشتباه جنگ با تكنولوژی و تسلیحات پیشرفته كه ارتش های بزرگ و پیشرفته از ان استفاده می‌كنند اشتباه گرفته می‌شود. در حالی كه باید توجه داشت از تكنولوژی اطلاعاتی پیشرفته در زمینه بالا بردن دقت، افزایش برد و تقویت قدرت كشندگی سلاح های متعارف استفاده می‌شود، اما در جنگ اطلاعاتی هیچ كدام از این عناصر كاربرد ندارند. جنگ اطلاعاتی صرفاً به اطلاعات و داده‌ها كه در قالب ذرات الكترونیك شناخته می‌شوند محدود نمی‌گردد. حتی تخریب فیزیكی مبادلات مخابرات نیز جنگ اطلاعاتی محسوب نمی‌شود، اما از كارانداختن سیستم سوئیچینگ تلفن‌ها با ویروس، جنگ اطلاعاتی نامیده می‌شود.
اصولاً، جنگ اطلاعاتی نتیجه ظهور جامعه اطلاعاتی است كه هنوز در بسیاری از كشورها معمول نشده است در جوامع اطلاعاتی تمامی مبادلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهگی ماهیتاً دیجیتال شده اند و البته وابسته به كامپیوتر. یعنی در جامعه اطلاعاتی بیشتر اتفاقات معنادار بین افراد و سازمان‌ها با واسطه كامپیوتر‌ها و شبكه های كامپیوتری صورت می‌پذیرد. وضعیت در این جوامع به گونه‌ای است كه مقادیر زیادی از اطلاعات سیستم های پیچیده شامل شهرها، بازارهای مالی، بهداشت، ثروت و ذخایر، تولید و حتی توزیع را در داخل خود جای داده اند.4
سطوح جنگ اطلاعاتی
جنگ اطلاعاتی را باید در دو سطح مورد توجه قرار داد: در سطح تاكتیكی و در سطح استراتژیك
الف) در سطح تاكتیكی:
شكل های سنتی حملات اطلاعاتی مانند اقدامات ضد رادار در حوزه فرماندهی، نظارت، ارتباطات، نیز رخنه كامپیوتری و عملیات روانی است كه از ویژگی های زیر برخوردار می‌باشد:
- روش های اقدام و ضد اقدام
- اهداف، منطقه‌ای هستند و دورنمای محدودی دارند وصرفاً در یك عملیات رزمی خاص قابلیت هماهنگی وجود دارد
- از فعالیت های نظامی پشتیبانی می‌كند.
این شكل از حملات در سطح تاكتیكی انجام می‌شود و نیاز به دانستن مشخصات تكنیكی و روش های عملیاتی دارد و می‌تواند در قالب چند عملیات همزمان و پی در پی انجام شود. در اینجا، صحنه نبرد گسترش می‌یابد و از محدوده مرزهای جغرافیایی و زمانی در زمان صلح، بحران و یا صحنه نبرد گسترش می‌یابد.
ب) در سطح استراتژیك:
جنگ افزارهای استراتژیك جنگ اطلاعاتی به طور گسترد‌ای باعث كاهش اهمیت فاصله و مسافت می‌شوند، به طوری كه آسیب پذیری های C3I در میدان جنگ اهمیت كمتری از آسیب پذیری های زیر ساخت های غیر نظامی ملی پیدا می‌كند. 5
اهداف
اصولاً هدف نهایی این رویارویی، روند تصمیم گیری رقیب و دشمن است در تعریف گسترده مشترك از جنگ اطلاعاتی، اهداف واقعی جنگ اطلاعاتی صرفاً بر روی سیستم های تهاجمی دشمن متمركز نمی‌باشند بلكه بر روی روندهای تصمیم گیری دشمن طراحی می‌شود. به همین دلیل باید گفت كه طراحی حملات جنگ اطلاعاتی بر اساس مشخصات سیستم های تهاجم نیست بلكه، بر پایه تاثیر گذاری در سطوح بالای فرماندهی است مثلاً در یك عملیات جنگ الكترونیك، حملات اختلالی علیه حس گرها بر اساس دانستن مشخصات تكنیكی و عملیاتی حس گرها می‌باشد، در حالی كه در جریان حمله جنگ اطلاعات، طراحی و هدایت آن علیه اطلاعاتی كه حس گرها از وضعیت منطقه برای نیروهای تهاجم بدست می‌آورند، مد نظر می‌باشد. 6
اهداف جنگ اطلاعاتی را می‌توان در سه سطح یا لایه از هم متمایز كرد كه در هر سطحی یك پیامد خاص ایجاد می‌شود:
- لایه سیستم اطلاعاتی: این سطح شامل عناصر مادی، تولید، انتقال و ذخیره می‌باشد و حملات علیه سیستم های اطلاعاتی باعث ایجاد پیامدهای تكنیكی می‌شود
- لایه مدیریت اطلاعاتی در این سطح روندهای پردازش اطلاعات و مدیریت آن مورد حمله قرار می‌گیرد و باعث ایجاد پیامدهای كاركردی می‌شود
- لایه تصمیم گیری این سطح مربوط به تصمیم گیری و استفاده از اطلاعات در امر تدوین و تنظیم سیاست و تصمیمات است. حملات در این سطح، می‌تواند پیامدهای عملیاتی ایجاد كند. 7
ویژگی جنگ اطلاعاتی دارای یكسری ویژگی های خاص خود است كه بررسی آن‌ها به درك بیشتر آن كمك می‌كند. مهمترین ویژگی هایی كه برای این جنگ برشمرده اند عبارتند از :
1 . كم هزینه بودن ورود به جنگ اطلاعاتی: داشتن تخصص در سیستم های اطلاعاتی و شبكه های الكترونیكی یا داشتن متخصص در این زمینه و دسترسی به شبكه های الكترونیكی از شرایط لازم مهم برای ورود به این قسم از جنگ می‌باشد. 8
ساز و برگ جنگ اطلاعاتی برای پیشبرد از جنگ با بسیج شهروندان نیاز دارد و نه به بسیج منابع ، به جای آن فقط به جذب لبه های پیشرو نوآوری های صنعتی برای مقاصد تكیه می‌كند مثل مهندسی الكترونیك، كامپیوتر، مخابرات، هوافضا و ... . 9
2 . فناوری فوق العاده پیچیده : ساز و برگ جنگ اطلاعاتی با استفاده از فناوری های فوق العاده پیچیده هدایت می‌شود.
3 . انعطاف پذیری : به دلایل گوناگون، ساز و برگ جنگ اطلاعاتی به برنامه ریزی نیاز دارد، اما این برنامه ریزی برای پاسخی انعطاف پذیر است برای جنگی كه تحرك، انعطاف پذیر و واكنش سریع را در اولویت قرار می‌دهد. برنامه ریزی ازقبل: به خاطر چنین پیچیدگی در برنامه ریزی برای انعطاف پذیری است كه بسیاری از جنبه های ساز و برگ جنگ اطلاعاتی را از پیش برنامه ریزی می‌كنند، و از آن طریق دست جنگ جویان واقعی را كوتاه می‌سازند . 10
4 . خدشه در مرزبندی های سنتی: متعدد بودن مخالفان و دشمنان احتمالی، تنوع در جنگ افزارها و گوناگونی استراتژی‌ها موجب می‌شود كه شناسایی منابع تهدید در این جنگ به طور فزاینده‌ای با مشكلات فراوانی رو به رو شود، به طوری كه اغلب اوقات با دشواری می‌توان بین منابع داخلی و خارجی تهدیدهای جنگ اطلاعاتی تفاوت و تمایز قایل شد. حتی نمی‌توان به راحتی دریافت كه چه كسی مورد حمله قرار گرفته و چه كسی متهم به حمله كردن است مرز بین زمان صلح و جنگ به طور فزاینده‌ای كدر می‌شود.
5 . افزایش اهمیت و نقش دستكاری: در جنگ اطلاعاتی این امكان وجود دارد تا با تكیه بر تكنیك های اطلاعاتی، توانایی فریب و دستكاری را افزایش داد.
6 . مشكلات سخت هشدار تاكتیكی و ارزیابی حمله: در حال حاضر هیچ گونه سیستم هشدا دهنده تاكتیكی با كفایتی كه قادر باشد بین حملات استراتژیك جنگ اطلاعاتی و دیگر انواع فعالیت های ارتباطات كامپیوتری نظیر جمع آوری اطلاعات یا حوادث اتفاقی تمایز ایجاد می‌كند وجود ندارد. نتیجه آنكه نمی‌توان تشخیص داد كه دقیقاً چه زمانی حمله می‌شود، از كجا حمله می‌شود، چه كسی حمله می‌كند و تهاجم چگونه هدایت می‌شود.
7 . چالش جدید جاسوسی: در جهان سایبر سپس جایی برای پنهان شدن وجود ندارد. با افزایش ماهواره‌ای متصل به شبكه های الكترونیكی توان مراقبت الكترونیكی بی نهایت افزایش می‌یابد.
8 . دشواری ایجاد و نگهداری ائتلاف: متعدد بودن مخالفان و دشمنان احتمالی كه می‌توانند به صورت فردی نیز ظاهر شوند و تنوع در جنگ افزارها و استراتژی‌ها و كاهش توانایی پیش بینی متحدان و دشمنان، ایجاد ائتلاف و نگهداری آن را با مشكل فزاینده روبرو می‌كند. 11
انواع و اشكال جنگ اطلاعاتی
1- جنگ فرماندهی و كنترل (Command and control warfare): هدفش قطع ارتباط بین ساختار و فرماندهی دشمن از بدنه زیر فرمانش است. 12
[ از این نوع جنگ با نام ) (C4I نیز نام برده شده كه مخففand communication Command, control است كه از چهار C پدید آمده است فرماندهی، نظارت و كنترل، رایانه و ارتباطات]. 13
كه خود به دو صورت انجام می‌شود.
1.1) هدف قراردادن سرفرمانده (Antihead) در گذشته همواره این نوع عملیات بر حذف فیزیكی فرماندهی عالی جنگ متمركز بوده و به طور كلی حذف آنها تاثیرات قابل توجهی بر نتایج جنگ داشته است امروزه علاوه بر اهمیت نقش فرماندهان مراكز فرماندهی به عنوان مولفه‌ای بسیار مهم این نوع عملیات ایفای نقش می‌كند حمله به یك مركز فرماندهی بویژه اگر به موقع انجام گیرد، م یتواند حتی بدون زدن یك فرمانده عالی رتبه دشمن، عملیات را مختل كند . 14
1.2) هدف قراردادن گردن فرمانده (Antineck) : این عملیات علیه خطوط ارتباطی و اطلاعاتی فرماندهی و بخش های مختلف صحنه‌ی عملیات صورت می‌گیرد. قطع این ارتباط الكترونیكی منجر به ضعف و شكست می‌شود. 15
2- جنگ اطلاعات – محور [ یا جنگ مبتنی بر اطلاعات – عملیات ] (Intelligence Based Warfare [IBW] )
این نوع جنگ زمانی رخ می‌دهد كه اطلاعاتی به گونه‌ای مستقیم عملیات‌ها را دارد (به خصوص در تعیین هدف و ارزیابی خسارت های جنگی) هدایت كند، به جای اینكه اطلاعات به عنوان یك داده به فرماندهی و كنترل منتقل و مورد استفاده قرار گیرد این جنگ منجر به كاربرد مستقیم فولاد (بمب) علیه دشمن می‌شود (به جای اینكه بایت‌ها را خراب كند). 16
این جنگ در دو محور انجام می‌شود.
2.1) جنگ اطلاعات- محور آفندی ( جنگ تهاجمی) (Offensive IBW) : افزایش سریع قدرت در مقایسه با قیمت فناوری های اطلاعاتی (بویژه فناوریهای سیستم های پخش متمركز) طرح های جدیدی را برای جمع آوری و پخش اطلاعات عرضه می‌كند محیط جنگ های آینده دارای حس گرهای گوناگونی خواهد بود كه به طور كامل میدان جنگ را نشان می‌دهند بدین ترتیب فرمانده می‌تواند طرح‌ها و برنامه های نبرد را اجرا كند. 17
2.2) جنگ اطلاعات- محور پدافندی (جنگ تدافعی) (Defensive IBW)
در اینجا آنچه مهم است ایجاد روش دفاعی به منظور افزایش شكاف میان تصویر و واقعیت در میدان جنگ است . [یعنی كاری كنیم كه حس گرهای دستگاه های جمع آوری اطلاعات دشمن، یا به اطلاعاتی نرسند یا اگر رسیدند منطبق با واقعیت نباشد ] .18
3-جنگ الكترونیكی ( Electronic Warfare ): جنگ الكترونیكی برای كاهش دادن ارتباطات، چه در سطح فیزیكی ( از طریق پارازیت در رادارها یا مخابرات) و چه در سطح تركیبی (بوسیله رهگیری یا حقه زدن) انجام می‌شود.
انواع جنگ الكترونیكی :
3.1) ضد رادار (Antiradar): از طریق ایجاد پارازیت ها، كارایی رادار را مختل می‌كند.
3.2) ضد مخابرات (Anti communications) یا هدف قراردادن ارتباطات
3.3) رمزنگاری (cryptography): مخابره پیام‌ها به صورت رمز در بین نیروهای خودی
4-جنگ روانی (Psychological Warfare): استفاده از اطلاعات بر علیه ذهن و فكر افراد و انسان‌ها كه پاره از اشكال آن عبارتند از :
4.1) عملیات علیه اراده ملی (counter-will)
4.2) عملیات علیه فرماندهی دشمن
4.3) عملیات علیه نیروهای نظامی
4.4) جنگ فرهنگی (kulturkampf)
5-جنگ نفوذگر (مزاحم رایانه‌ای هكرها) (Hacke warfare): حمله هكرها به سیستم های اطلاعاتی نظامی و امنیتی
6-جنگ اطلاعاتی اقتصادی (Economic Information warfare) از راه تحریم اطلاعاتی حاصل می‌شود به طوری كه بتوان با تحریم اطلاعات، موانعی را در تجارت و اقتصاد آن كشور هدف ایجاد كرد البته امكان فیزیكی تجارت، از بین نمی‌رود . 19
7-جنگ سایبر یا اینترنتی (cyber warfare): استفاده از كامپیوتر و اینترنت برای جنگیدن در فضای سایبر شیوه های حمله در این نوع جنگ
7.1) خرابكاریهای اینترنتی (Web Vandalism): حملاتی جهت تغییر محتوا و مشكل صفحات وب یا اخلال در سرویس دهی
7.2) گردآوری داده ها: دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده برای جاسوسی
7.3) حملات گسترده اخلالی در سرویس دهی
7.4) اخلال در تجهیزات (equipment Disrupation) مهاجمان می‌توانند فرمان‌ها و ارتباطات را در فعالیت های نظامی كه در آنها از رایانه و ماهواره برای هماهنگی استفاده می‌شود. رهگیری كرده یا تغییر دهند.
7.5) حمله به زیرساخت های حیاتی: نیروگاههای برق، تاسیسات آبرسانی و سوخت رسانی، ارتباطات، حمل و نقل و … . 20
8-جنگ ادراكی: عملیات هایی كه به منظور تاثیرگذاری بر عقاید و رفتار مردم، از رسانه‌ها جمعی در دسترس آنها سوء استفاده می‌كنند. جنگ ادراكی هدفی مشابه عملیات روانی دارد اما حوزه عمل آن از حوزه عملی عملیات روانی گسترده است. 21
ابزارهای جنگ اطلاعاتی
1- ویروس ها: ویروس‌ها برنامه هایی می‌باشند كه قادر به تكثیر خود برنامه های بزرگتر هستند. برنامه های ویروس وقتی فعال می‌شوند كه برنامه میزبان شروع به فعالیت كند و دنبال آن ویروس خود را تكثیر می‌كنند و برنامه های دیگر را آلوده می‌نمایند ویروس‌ها در هر محیط كامپیوتری ساخته می‌شوند. پس تعجب آور نیست كه به مثابه جنگ افزار اطلاعاتی مورد استفاده قرار بگیرند . وقتی یك عامل ویروس های كامپیوتری را به داخل شبكه های كامپیوتری رخنه داده باشد، در آن حالت شبكه هدف از كار می‌افتد و یا حداقل نارسایی های وسیعی در آن‌ها ایجاد می‌شود.
2- كرم ها: كرمها یك برنامه مستقل است كه به طور شعله ور خودش را تكثیر می‌كند و از یك كامپیوتر به كامپیوتری دیگر و اغلب بر روی شبكه‌ها می‌ورد و برخلاف ویروس ها، برنامه های دیگر را تغییر نمی‌دهد. پیامدهای مخرب این جنگ افزار دو زمینه قابل بررسی است: یكی نابودی منابع موجودی اطلاعاتی در شبكه و دیگری تغییر شكل و انتشار در شبكه.
3- اسب ترویا: اسب های ترویا برنامه هایی هستند كه در داخل سایر برنامه‌ها پنهان می‌گردند و برنامه خود را به اجرار در می‌آورند. اسب ترویا می‌تواند خود را استتار كند و حتی در برنامه های ایمنی شبكه مانند SATAN قرار بگیرند.
4- بمب منطقی: بمب منطقی یك نوع اسب ترویاست كه برای آزاد كردن ویروس‌ها و یا سیستم های تهاجمی دیگری استفاده می‌شوند و می‌تواند به صورت یك برنامه مستقل كه توسط برنامه نویس و طراح در سیستم جاسازی می‌شود عمل كند. نظر به این كه تعداد زیادی نرم افزار از امریكا صادر می‌شود، پیشنهاد شده است كه در هر نرم افزار صادراتی اسب ترویا نصب شود. این عامل مخفی می‌تواند در شرایطی كه آن كشور علیه امریكا وارد جنگ شد، از راه دور فعال شده و اثرات مخرب آن می‌تواند شامل فرمت كردن دسك سخت و ارسال اسناد به سازمان سیا باشد. 22
5- درهای پشتی یا دامی: این شامل سازوكارهایی است كه طراح نرم افزار در زمان ساخت نرم افزار تعبیه می‌كند تا در زمانی كه سیستم حفاظت كامپیوتر به طور طبیعی كار می‌كند به طراح امكان می‌دهد تا به طور مخفیانه وارد سیستم شود. این مكانیزم در زمان جنگ اطلاعاتی قادر است سیستم‌ها و اطلاعات ذخیره شده در كشورهای خارجی را مورد كاوش و جستجو قرار دهد این مهمترین مسئله و برنامه ریزی در استراتژی نظامی و منبعی برای فراهم آوردن اطلاعات حیاتی برای بخش جاسوسی است .
6- تخریب چیپس ها: همانطور كه نرم افزار می‌تواند كارهای غیر منتظره انجام دهد، می‌توان همان كاركرد را درون سخت افزار تعبیه كرد. چیپس های امروزی شامل میلیون‌ها مدار مجتمع می‌بانشد كه سازنده آن به راحتی می‌تواند در آن‌ها تغییر شكل دهد و همچنین قادر است كارهای غیرمنتظره انجام دهند. چیپس‌ها می‌توانند بعد از زمان خاصی از كار بیافتند یا بعد از رسیدن علائمی منفجر شوند و یا امواج رادیویی از خود صادر كنند كه باعث تعیین دقیق محل آن‌ها شود.
7- میكروب ها: این‌ها می‌توانند باعث تخریب های شدید در سیستم‌ها بشوند و برخلاف ویروس‌ها می‌توانند بر روی سخت افزار و نه نرم افزار موثر واقع شوند.با توجه به این كه میكروبهایی وجود دارند كه نفت می‌خورند این پرسش‌ها وجود دارد كه آیا می‌توان آن‌ها را برای خوردن ماده سلسیم پرورش داد؟ در صورت عملی بودن، می‌توان پیش بینی كرد كه بتوان كلیه مدارهای مجتمع را تخریب كرد.
8- اختلالات الكترونیكی: استفاده از اختلالات كامپیوتری برای سد كردن ارتباطات و در مرحله پیشرفته دادن اطلاعات غلط و بیش از حد.
9- بمب های EMP و تفنگ های HERF : HERF امواج رادیویی با قدرت زیاد است كه می‌تواند امواج رادیوییی پر قدرت را به اهداف الكترونیكی شلیك كند و آنها را از بین ببرد. تخریب این وسیله می‌تواند كم شدت باشد و فقط موجب خاموش شدن و روشن شدن مجدد آن گردد و باعث صدمه به سیستم سخت افزاری(به طور فیزیكی) شود.اهداف آن می‌تواند یك مین فریم در داخل یك ساختمان و یا كل یك شبكه در داخل ساختمان باشد. حتی هدف می‌تواند یك وسیله متحرك باشد كه به تجهیزات الكترونیك مجهز است. 23
10- پالس های الكترومگنتیك: كه منبع آن می‌تواند انفجارات هسته‌ای و یا غیر هسته‌ای باشد و می‌تواند توسط نیروهای ویژه‌ای كه داخل منطقه دشمن نفوذ كرده اند در نزدیك مراكز الكترونیك منفجر شود و باعث تخریب قسمت های الكترونیك تمام كامپیوترها و سیستم های مخابراتی در منطقه كاملاً وسیع شود. 24
این پدیده كه در آغاز به عنوان اثر جنبی آزمایش های هسته‌ای كشف شد. اكنون به مولد های غیر هسته‌ای گسترش یافته است این مولدها می‌توانند یك EMP ایجاد نمایند كه سیستم های الكترونیكی حافظ را ناتوان سازد این بمب‌ها خساراتی را بوجود می‌آورند كه دائمی است. 25
كاربردهای جنگ اطلاعاتی
كاربردهای جنگ اطلاعاتی را در عرصه نظامی می‌توان به صورت زیر خلاصه كرد:
الف: آمادگی
1- در صحنه نبرد؛ 2- مدیریت یكپارچه در صحنه نبرد (آمادگی درگیری شدید در صحنه نبرد، حمله در زمان مناسب و تدارك به موقع)
ب: پدافند
جلوگیری از قطع ارتباطات كامپیوتری در صحنه نبرد
ج : آفند
سعی در قطع ارتباطات كامپیوتری در حوزه فرمتندهی ، نظارت ، ارتباطات كامپیوتری و جمع آوری اطلاعات و مراقبت و شناسایی
منبع:www.iraresh.ir




1-توانایی ایجاد تلفات زیاد؛
در بین انواع سلاح‏های نوین، میكروب‏ها و فرآورده‌های میكروبی رقمی بهت آور از مرگ و میر را در پی خواهند داشت.

مثلاً 15 گرم از سم تولید شده توسط باكتری كلستریدیوم بوتولینوم می‌تواند تمام مردم جهان را به كام مرگ بكشد !
یا به‏ طور مثال اگر در شهری 12 میلیون نفری یك موشك اسكاد با كلاهك محتوی 300 كیلوگرم گاز اعصاب سارین منفجر شود بین 60 تا 100 هزار نفر را خواهد كشت. اگر همین كلاهك حاوی یك بمب 12 كیلوتنی هسته‌ای باشد 23 تا 80 هزار نفر را از بین می‌برد. اما اگر چنین كلاهكی با تنها 100 كیلو اسپور سیاه زخم بار شود بسته به شرایط جوی بین 42 هزار نفر تا 3 میلیون نفر را خواهد كشت!!!

2-توانایی در ایجاد بیماری و عوارض طولانی مدت و نیاز به مراقبت‏های گسترده

3-توانایی برخی عوامل در انتشار از طریق ناقل یا فرد آلوده ؛
این امر باعث می‌شود تا آلودگی از فردی به فرد دیگر منتقل شود و همین امر كمك می‌كند تا با حجم اندكی از میكروب بتوان شهری را از پای درآورد.

4-عدم وجود فن‏آوری كافی و سیستم‏های شناسایی كارآمد ؛
تقریباً اكثر كشورهای جهان كه مورد این تهدیدات هستند از فن‏آوری نوین تشخیص بی‏ بهره‏ اند.

گذشته از سطح پایین علمی این كشورها، عدم فروش تجهیزات پیش‏رفته از سوی كشورهای توسعه یافته باعث شده تشخیص سریع یك حمله بیوتروریستی با تأخیر صورت پذیرد .

5-كاهش نقش خودامدادی و دگر امدادی و افزایش حس ناامیدی در مردم،

6-وجود یك دوره نهفته بیماری كه باعث می‌شود درمان و پیش‏گیری از انتقال بیماری با تأخیر انجام شود‏؛
معمولاً در خوش بینانه ‏ترین حالت، وقتی كادر دفاعی از بروز یك تهاجم میكروبی آگاه می‌شوند كه یك اپیدمی رخ داده است.
طبعاً در این حالت كمك رسانی و مهار بیماری بسیار دشوار و با بروز استرس‏های اجتماعی همراه است.

7-توانایی در ایجاد علائم عمومی و غیر اختصاصی و اصولاً مشكل بودن تشخیص ؛
تقریباً تمام بیماری‏های عفونی در شروع علائم بالینی یك‏سانی نشان می‌دهند.
مثلاً سیاه زخم در آغاز علائمی همچون یك زكام عادی را بروز می‌دهد. بعد از یك دوره یكی دو روزه كه فرد احساس بهبودی می‌كند، ناگهان با شتابی فراوان تمام بدن را دربر می‌گیرد و فرد را می‌كشد.
در این‏جا مهارت كادر درمانی در تشخیص افتراقی بیماری‏ها بسیار تعیین كننده خواهد بود .

8-امكان تولید میكروب‏های نوپدید یا انتشار عوامل بازپدید ؛
میكروب‏های نوپدید به میكرو ارگانیسم‏ هایی گفته می‌شود كه در آزمایشگاه‌های بیوتكنولوژیك، از تغییر گونه‌های وحشی به ‏دست می‌آیند.
با كمك مهندسی ژنتیك می‌توان باكتری یا ویروسی را تولید نمود كه در حكم یك گونه یا زیرگونه جدید باشد.
ایدز، سارس، ابولا و‌‌.. از این دسته‏اند.
اما میكروب‏ها بازپدید به آن گروهی گفته می‌شود كه ریشه كن شده یا تقریباً بطور كامل مهار شده‏اند ولی توسط گروه‏هایی كه به بانك‏های میكروبی جهان دسترسی دارند، دوباره منتشر می‌شوند.
مثلاً آبله در جهان ریشه كن شده. با این وجود چند كشور از جمله ایالات متحده هنوز مقداری از این ویروس را در بانك میكروبی خود نگهداری می‌كند. نشت یا انتشار عمدی آن در جهانی كه نزدیك به 40 سال است واكسن آبله را دریافت نكرده فاجعه بار خواهد بود.

9-موجب تخریت صنایع و تجهیزات نمی‏شوند.


پیچیدگی‌های برخورد با عوامل میكروبی

1-مقادیر اولیه عامل اندك است و در نتیجه در لحظات اولیه هجوم قابل ردیابی نیست. اما در مدت كوتاهی ـ اگر میكروب زنده باشد ـ تكثیر می‌شود و حوزه گسترده‌ای را خواهد پوشاند.

2- آثارشان دیر ظاهر می‌شود. معمولاً بیماری یك دوره نهفته دارد كه از لحظه آلوده شدن تا بروز علائم را شامل می‌گردد. همین زمان، تشخیص را به تأخیر انداخته و در عین حال باعث انتشار بیماری خواهد شد. طبعاً هر چه زمان كمون ( زمان نهفتگی ) بیماری بیش‏تر باشد، خطر بروز همه‏گیری بیش‏تر خواهد بود .

3- مهار آن مشكل است. افراد آلوده به ‏صورت بیمار یا ناقل بدون آن‏كه بتوان ایشان را تحت كنترل قرار داد در منطقه جابه‏ جا می‌شوند ویا به عقب خط باز می‌گردند. با این كار باعث گسترش شدید عامل می‌شوند .

4- عموماً قابل انتقال و سرایت از یك فرد به فرد دیگر هستند .

5- غیر قابل تشخیص با حواس پنجگانه هستند. یعنی رنگ و بو ندارند .


راه‌های انتشار عوامل بیولوژیك در یك حمله تروریسی

این عوامل از طریق جنگ‌افزارهای گوناگون منتشر می‌شوند. از جمله بسته‌های مراسلاتی، هواپیماهای سبك سمپاش یا بدون سرنشین مخزن‏دار، اشیا و وسایل مصرفی - بهداشتی و آرایشی، آفات نباتی، حشرات و جوندگان ناقل و تنقلات مانند شكلات‏ها.

اصولاً جاسوسان و عوامل خود فروخته داخلی می‌توانند با هر وسیله‌ای به انتشار میكروب‏ها یا فرآورده‌های كشنده آن‏ها مبادرت نمایند.

از این بین مراسلات پستی، لوازم آرایشی، البسه‌های دست دوم، بسته بندی‏های صادراتی، سیگار و تنقلات گزینه‌های مورد توجه هستند. می‌توان حجم معینی از اسپور باكتری‏ای مانند باسیلوس آنتراسیس را در پاكت نامه‌ای ریخت و به مقصد هدف پست كرد. در تركیب مواد سازنده شكلات‏ها و تنقلات مواد مضر با تأثیر دراز مدت را قرار داد یا به همراه علوفه دامی، حشرات ناقل بیماری‏های دام و طیور را به كشوری فرستاد تا صنایع آن كشور را فلج نمایند.


نشانه‌های یك تهاجم بیولوژیك

گفته شده كه امكان تشخیص سریع عوامل میكروبی بسیار محدود و در صورت وجود نیز كار با آن‏ها بسیار پیچیده و دقیق است. لذا مشاهدات كادر پزشكی و نیروهای بهداشتی - درمانی بسیار كمك كننده خواهد بود. نشانه‌های زیر می‌تواند دلیل بر یك تهاجم بیوتروریستی باشد :

1-ازدیاد حشرات بطور غیر عادی در منطقه. به‏خصوص حشراتی كه قبلاً در منطقه دیده نشده‏اند .

2-وجود اجساد حیوانات مرده به‏صورت غیر عادی در منطقه. یا حیوانات غیر بودمی مرده و زنده در اطراف مراكز مسكونی و پادگانی.

3-احساس تغییر طعم و مزه آب و مواد غذایی .

4-خشك شدن ناگهانی گیاهان .

5-مردن احشام و دام‏ها در منطقه .

6-بیمار شدن ناگهانی افراد .

7-مشاهده افراد مبتلا به بیماری با علائم مشترك و به تعداد زیاد.



مدیریت بحران و اصول مبارزه با بیوتروریسم

مدیران نظامی و انتظامی كشور بایستی در قبال تهدیدات بیوتروریستی به چهار پرسش اصلی پاسخ دهند :
چه كسی، چه وقت، چطور و كجا اقدام به چنین حمله‌ای می‌كند؟؟؟
دانستن پاسخ این چهار پرسش كادر دفاعی را پیشاپیش در برابر تهدیدات آماده می‌سازد و كمك می‌كند تا منافذ نفوذ بسته شوند.

در اینجا اصول پنجگانه‌ای را می‌توان برای چنین مبارزه‌ای تعریف نمود:::
1- آگاهی: دانش و آگاهی از روند پدیده بیوتروریسم، شناخت تهدیدات، منافذ خطر و كلاً یافتن پاسخ چهار سئوال كلیدی فوق گام نخست چنین مبارزه‌ای است .

2- آمادگی: رسیدن به سطح مطلوبی از توانایی دفاعی با تمرینات و رزمایش‏ها، دست‏یابی به علوم جدید، دست‏یابی به فن‏آوری نوین تشخیص و دفاع و درمان، تهیه لوازم و ملزومات چنین جنگ مخفی و ساكتی، دومین گام مبارزه و دفاع خواهد بود .

3- مهارت: اعتماد به نفس، غلبه بر ترس و مهارت در هدایت بحران به سمت عادی سازی شرایط ، سومین و مهم‏ترین گام چنین مبارزه‌ای است .

4- شك: متولیان دفاعی كشوری كه همواره در پنهان و آشكار مورد تهدیدات اجانب است، بایستی به هر پدیده‌ای حتی پدیده‌ای كه در نگاه اول طبیعی جلوه می‌كند با نگاه شك بنگرند.
چنین نگاه شك آلودی باعث می‌شود بسیاری از منافذ ورود دشمن باز شناخته شود و اصول ایمنی هرچه بیش‏تر رعایت گردد. دیگر نباید از كنار هر اپیدمی كوچك و بزرگی به سهولت گذشت .

5- كتمان و رازداری: وقتی نخستین هدف دشمن از حمله تروریستی ایجاد ترس در مردم عادی است، مهم‏ترین عمل كادر دفاعی آن خواهد بود كه از انتشار خبر حمله و شایعه‌سازی در پیرامون آن خودداری نمایند.
به‏ خصوص كادر درمانی كه با مصدومین چنین حمله‌ای روبرو هستند. از انتشار خبر حمله، بیان تعداد مصدومین، نوع بیماری، بزرگ‏نمایی واقعه نزد مردم عادی و بیان تشخیص‏ها و علائم بالینی و درمان‏ها در جراید ( در بیش‏تر موارد دشمن از طریق جراید نتایج حمله خود را ارزیابی می‌كند. به‏خصوص كه خواسته باشد سلاحی جدید را بر مردم بیازماید ) جداً باید پرهیز نمود .


بیوتروریسم با اهداف اقتصادی

در این نوع از بیوتروریسم هدف نابود كردن پایه‏ های اقتصادی كشور یا منطقه‏ ای می‏باشد . در بعضی از كشورهای در حال توسعه كه غذای اصلی مردم را محصولات كشاورزی نظیر برنج تشكیل می‏دهد ممكن است با ایده‏ های تروریستی، به آسیب بیولوژیك غلات و از بین بردن آن‏ها بپردازند و مسبب قحطی، سوء تغذیه، كاهش ایمنی و عفونت‏ های مكرر گردند.

در كشوری مانند ایران مزارع گندم و برنج به عنوان اساس تغذیه مردم می‏تواند مورد حملات بیوتروریستی قرار گیرد . بیماری تب برفكی در جمعیت حساس كشوری كه این بیماری را ندارد سبب ضربه سنگین اقتصادی می شود چنان‏كه در سال‏های 2000 الی 2007 انگلستان مورد حمله قرار گرفت و میلیاردها دلار خسارت مالی دید . در این سال‏ها انگلستان برای جلوگیری از انتشار بیماری مجبور شد بیش از یك میلیون راس گاو را معدوم نماید...!


سرویس‏های اطلاعاتی غرب، متهم اصلی بیوتروریسم
علی ‏رغم این‏كه كشورهای غربی به ویژه آمریكا از هر استدلالی برای اتهام زنی به گروه‏ های باصطلاح تندرو استفاده می‏كنند، اما یكی از جالب‏ ترین نكات این است كه بزرگ‏ترین استفاده كنندگان از مواد شیمیایی میكرو ارگانیسم‏ها و تروریسم بیولوژیكی علیه جان انسان‏ها، سازمان‏های اطلاعاتی كشورهای قدرتمند غربی و رژیم صهیونیستی هستند كه از این راه برای حذف بی سر وصدا و بدون ردپای رقبا و مخالفانشان بهره می‏برند.


مرگ مرموز مامور سابق ك.گ.ب در لندن :
مرگ الكساندر لیتویننكو (Alexander Litvinenko) جاسوس سابق اداره امنیت فدرال روسیه در انگلیس در سال 2007، یكی از پر سر و صداترین جریان‌های خبری به شمار می‌رود.

الكساندر والتروویچ لیتویننكو جاسوس سابق اداره امنیت روسیه بود كه پس از 23 روز جدال با مسمومیتی كه ناشی از «پلوتونیوم210» گزارش شد در گذشت.

از آن‏جا كه لیتویننكو جاسوس سابق روسیه، از منتقدان صریح دولت روسیه بود، رسانه ‏های غربی انگشت اتهام را به سوی مقامات روسی نشانه گرفتند گرچه دولت روسیه هیچ‏گاه این موضوع را نپذیرفت و به شدت آن‏را رد كرد. به گزارش آسوشیتدپرس، تیم پزشكی الكساندر در توجیه علت وخامت اوضاع جسمانی وی اعلام كردند كه لیتویننكوی 43 ساله با حمله قلبی روبرو شد و پلیس لندن نیز اعلام كرد علت مرگو لیتویننكو نامعلوم است.

بر اساس این گزارش این جاسوس سابق شوروی اعلام كرده بود كه در تاریخ اول نوامبر حین انجام تحقیقات در خصوص مرگ 'آنا پولیتكوفسكایا' روزنامه نگار فقید روس و از دیگر منتقدان كرملین مسموم شده بود. به گفته وی پس از این اتفاق، موهای سر و بدنش به تدریج شروع به ریختن كرد، گلویش متورم و سیستم اعصاب و روانش به شدت آسیب دید. وی هم چنین در گفت‏وگو با مجله تایمز گفت كه كرملین مستقیما در مسمومیتش دست داشته است.

پس از این حادثه سرویس اطلاعات خارجی روسیه (SVR) طی بیانیه‏ای هر گونه دست داشتن در مرگ مخالفانش را رد كرد.


شكست های پی در پی سی. آی. ای. در ترور كاسترو :
كوبا یكی از كشورهایی قاره آمریكاست كه به علت نوع دیدگاه سیاسی و نزدیكی جغرافیایی با آمریكا و به ویژه روابط نزدیك با شوروی در دوران جنگ سرد، جایگاه ویژه‏ای پیدا كرد.

ایالات متحده آمریكا نیز تمام تلاش خود را برای ساقط كردن دولت مستقل این كشور و ترور یا سرنگونی رهبران ضدآمریكایی كوبا به كار برد تا جایی كه این تقابل و ایستادگی در برابر زور گویی‏های آمریكا در دهه 1960 میلادی، جهان را تا مرز یك جنگ هسته ‏ای و تقابل دو قطب شرق و غرب یعنی آمریكا و شوروی پیش برد.

یكی از عمده ‏ترین دلایل تقابل دو كشور كوبا و آمریكا را باید در روی‏كرد منحصر به فرد و استعمارستیز 'فیدل كاسترو' بنیان‏گذار انقلاب كوبا جست‏وجو كرد.

فیدل كاسترو متولد سال 1926 میلادی است و در سال 2008 رسما خود را بازنشسته كرد و از نظر طول مدت زمامداری دارای جایگاه سوم در بین رهبران و مقامات كشورهای جهان است. مدتی قبل اخباری جالب منتشر شد كه در آن عنوان شد؛ فیدل كاسترو تاكنون 638 بار مورد حمله تروریستی قرار گرفته و از آن جان سالم به در برده است كه البته عمده آن‏ها به وسیله سرویس اطلاعاتی آمریكا برنامه ریزی شد!!!

در میان روش‏های اتخاذ شده برای ترور كاسترو؛ سمی كردن سیگار، اعطای سیگار و هدایای قابل انفجار، آلوده كردن لباس‏های شنا و جاسازی مواد منفجره در كفش، و توپ بیس بال و انداختن قرص بوتولینوم در نوشیدنی وی... دیده می شود.

رویترز نوشت؛ حتی در یكی از این اقدامات تروریستی تلاش شد تا با استفاده از یك پودر سمی، ریش‏ های بلند كاسترو را آلوده كنند تا با ریزش ریش‏ های وی از مجبوبیت كاسترو در كوبا و دیگر كشورهای جهان كاسته شود.

سایت خبری رسمی كوبا 'آنسا' نیز گزارش داد كه رهبر انقلابی 85 ساله كوبا در زندگی سیاسی خود یعنی از سال 1959 تا سال 2006 در مجموع از 638 سوءقصد جان سالم به در برده است و به نقل از روزنامه دیلی تلگراف، بخشی از این اقدامات تروریستی در قالب یك سریال 8 قسمتی با عنوان 'او كه باید زندگی كند'-He Who Must Live- ساخته شده است.


موساد، ترورهای بیولوژیك و مرگ‏های آرام رهبران فلسطینی :
منابع خبری اعتقاد دارند كه استفاده از سموم مرگ‌آور و خطرناك كه با تاثیر منفی بر روی ارگان‌های مختلف بدن كه مرگی تدریجی و بی سر وصدا را به همراه دارد، در موساد و شبكه‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی رواج دارد.

مرگ مشكوك 'ودیع حداد' بنیان‏گذار جنبش ملی‌گرایان عرب و از مهم‏ترین مبارزان فلسطینی در دهه‌های 70 و 80 میلادی، 'خالد مشعل' از فرماندهان حماس و رییس دفتر سیاسی این حزب كه ناكام ماند و 'محمود المبحوح' از رهبران حماس ازجمله افرادی هستند كه گفته می‌شود همگی قربانی ترورهای خاموش سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی شده‌اند.
یاسر عرفات، رهبر جنبش آزادی بخش فلسطین نیز ازجمله كسانی است كه گمان می‌رود موساد در ماجرای مرگ وی نقش داشته است.


بیوتروریسم ابزار چه گروهی است،
حال با تمام این توضیحات، این پرسش پیش می‏اید كه كدام‏یك متهم‏ ترند؟
گروه‏های تروریستی كه به فرض درست بودن ادعاها در گذشته تنها قادر شدند در سراسر جهان با روش‏های بیولوژیكی كم‏تر از 50 نفر را قربانی خواسته ‏های غیرمشروع خود كنند، یا سازمان‏های تروریستی وابسته به قدرت‏ ها كه به راحتی افراد مخالف خود را حذف می‏كنند و با استفاده از سكوت رسانه‏ای بر اطلاعات مربوط به مرگ انسان‏های بی‏گناه و مقامات سرپوش گذاشته و به اقدامات خود ادامه می دهند!؟




منبع: وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

برای ترور و تروریسم تعاریف مختلفی ارائه شده كه با گذشت زمان توسعه داده شده اند .

در ابتدای بحث به چند تعریف و تعاریف مرتبط با آن اشاره می‏گردد .

ترورچیست؟
« ترور » در كلمه به معنی « ترساندن » است و در فرهنگ سیاسی جهان عبارتست از هرگونه اقدام خصمانه و مخفیانه علیه فرد یا افرادی در حوزه‌ای محدود یا گسترده، با اهداف اقتصادی ـ كشاورزی ـ صنعتی، با هدف ایجاد ارعاب یا باج خواهی.

در فرهنگ سیاسی، ترور از ریشه لاتین terror به معنای ترس و وحشت گرفته شده و به رفتار و اعمال فرد یا گروهی اطلاق می شود كه از راه ایجاد ترس، وحشت و استفاده از زور می‏خواهد به هدف سیاسی خود برسد.

در زبان فارسی هم ترور به معنای ترس زیاد، بیم و هراس و خوف و وحشت است و تروریست به عامل ترور، طرفدار ترور، آدم كش یا كسی كه برای رسیدن به هدف خود كسی را به طور غافلگیرانه بكشد یا ایجاد وحشت و هراس كند، گفته می‏شود.

در لغتنامه روابط بین الملل ذیل كلمه terrorism آمده است :ترور و تروریسم به فعالیت‏های بازیگران دولتی و غیر دولتی اطلاق می‏شود كه شیوه و تمهیدات خشن را در اعمال خود برای رسیدن به اهداف سیاسی به كار می‏برند .

بیوتروریسم چیست؟
بر اساس تعریف پلیس بین الملل درسال 2007 بیوتروریسم عبارت است از منتشر كردن عوامل بیولوژیكی یا سمی با هدف كشتن یا آسیب رساندن به انسان‏ها، حیوانات و گیاهان با قصد و نیت قبلی و به منظور وحشت آفرینی ، تهدید و وادار ساختن یك دولت یا گروهی از مردم به انجام عملی یا برآورده كردن خواسته‏ای سیاسی یا اجتماعی.

حمله بیوتروریستی چیست؟
عبارت است از پخش كردن ویروس ، باكتری، میكروب یا دیگر عوامل بیماریزا و سمی كه موجب بروز بیماری و مرگ در میان انسان‏ها ، حیوانات و گیاهان می‏شود.

كشف و شناسایی یك حمله بیولوژیكی سخت و دشوار به شمار می‏اید.تاثیرات یك حمله بیولوئژیكی به چهار دسته تقسیم می‏شوند.
1-فیزیكی:بروز بیماری 2 - روانی:بروز ترس و وحشت ، 3- اقتصادی:محدودیت سفر و جابه‏ جایی، متوقف شدن فعالیت‏های اقتصادی و كسب و كار 4- زیست محیطی:آسیب دیدن انسان‏ها، حیوانات، گیاهان، آلوده شدن منابع طبیعی مثل منابع آب

بیوتروریسم‏ها چه كسانی هستند؟
معمولا گروه‏ها و جنبش‏ها سیاسی و فرقه‏ های مذهبی یا اشخاصی هستند كه توانایی تولید و بكارگیری سلاح‏های بیولوژیك را دارند. به طور مثال جنبش استقلال طلب قبیله مائومائو در كنیا كه از سم برای كشتن ماموران حكومت استعماری بریتانیا استفاده كردند.

فرقه مذهبی راجنیشی در سال 1984 با آلوده كردن ظروف سالاد یازده رستوران در آمریكا با باكتری (تایفیموریوم سالامونا) موجب مسمومیت 750 نفر شدند. در سال 1993 فرقه مذهبی آئوشینریكوی باسیل سیاه زخم را در ناحیه كامیرو در متروی توكیو منتشر كرد.
جنگ‏های میكروبی ( بیولوژیك )

تاریخچه
استفاده كردن از مواد تولید شده توسط جانوران، گیاهان، باكتری‏ها، قارچ‏ها و ویروس‏ها بر علیه نیروهای انسانی و منابع غذایی سابقه‌ای هزاران ساله دارد.

استفاده از سموم جانوری یا گیاهی برای سمی كردن سر تیرهای جنگی، استفاده از لاشه حیوانات مرده از طاعون برای شكستن مقاومت داخل قلعه‏ ها، مسموم سازی فضای داخلی مقابر فرعون‏ها با هاگِ قارچی كشنده و آلوده كردن منابع آبی شهرها از نمونه‌های باستانی بكارگیری سلاح‏های نامتعارف بیولوژیك است.

در جهان متمدن نیز این رویه ادامه یافت و البته پیچیده‏تر شد. آن‏گونه كه ساخت و بكارگیری این سلاح‏ها طی كنوانسیون‏های بین المللی به شدت ممنوع شد. با این وجود قدرت‏های استكباری همواره در اندیشه ساخت سلاح‏های بیولوژیك و زیستی هستند تا با وارد ساختن كم‏ترین زیان اقتصادی به صنایع و با بیش‏ترین كشتار بتوانند به منابع حریف دست یابند. كشتار فراوان، وحشت گسترده، ایجاد هراس در عقب جبهه، فلج ساختن خط مقدم، بردن جنگ به داخل خانه‌های مردم غیر نظامی و درگیر نمودن شهرها، عدم امكان اثبات دقیق در بكارگیری آن‏ها و نهایتاً تخریب اندك از محسنات خاص سلاح‏های میكروبی هستند. محسناتی كه از نگاه نظریه پردازان جنگی به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیستند .

جنگ‏های بیولوژیك را می توان به 3 دوره تقسیم كرد :
1-دوران اولیه ( 200 سال قبل از میلاد مسیح و تا آغاز قرن بیستم
2-دوران نوین
3-دوران كنونی


دوران اولیه
اولین اسناد ثبت شده از كاربرد میكرو ارگانیسم‏ها به عنوان یك سلاح بیولوژیكی ، به رومیان مربوط می‏شود كه از اجساد حیوانات مرده برای آلوده كردن چاه‏ها و منابع آب دشمنان استفاده می‏كردند .

در متون قدیمی آمده است كه هانیبال كوزه‏های پر از مار و عقرب را با منجنیق به سوی كشتی دشمنان پرتاب می‏كرد ، كه با شكسته شدن كوزه‏ها ، این جانوران در كشتی پخش و باعث به هم ریختگی اوضاع می‏شدند . پس از آن ، طی یك حمله برق آسا كشتی تسخیر می‏شد .

در كتاب ذخیره خوارزمشاهی كه اولین دائره المعارف پزشكی به زبان فارسی محسوب می‏شود و توسط دانشمند ایرانی، سیداسماعیل جرجانی در قرن ششم هجری شمسی، تالیف گردیده است آمده است كه: "بعضی از ملوك، كنیزكان را به زهر، بپرورند چنان‏كه خوردن آن ایشان را عادت شود و زیان ندارد.

این از بهر آن كنند تا آن كنیزك را به تحفه (هدیه) یا به حیله دیگر به خصمی كه ایشان را بُوَد برسانند تا به مباشرت آن كنیزك، هلاك شوند و ابن سینا نیز در اوائل هزاره دوم میلادی در دائره المعارف " قانون در طب" همین مطلب را بیان نموده ، دكتر الگود در كتاب تاریخ پزشكی ایران و سرزمین های خلافت شرقی، سم مزبور را " هند گیاه البیش" نامیده كه نوعی سم بیولوژیك به حساب می‏آید .

جرجانی در كتاب ذخیره خوارزمشاهی و خُفِ عَلائی رهنمودهای جالب توجهی را در رابطه با پیش‏گیری از بیوتروریسم گوارشی كه در آن زمان رایج‏ترین راه ارعاب و هلاكت مخفیانه شخصیت‏ها و رقبا بوده است ارائه داده، متذكر می‏شود " كسانی را كه از این كار، اندیشه باشد احتیاط آنست كه طعامی كه طعم آن قوی باشد نخورند مثلا طعامی كه سخت ترش یا سخت شیرین یا سخت شور یا سخت تیز (تند) باشد نخورند، از بهر آنكه كسانی‏كه خواهند كسی را چیزهای زیان‏كار دهند، به چنین طعام هائی مزه آن بپوشند و لذا آنجا كه تهمت این‏كار باشد هیچ نباید خورد و اگر ضرورت افتاد چنان جای گرسنه و تشنه حاضر نباید شد."

مهم‏ترین حادثه‏ای كه در تاریخ از این نوع به وقوع پیوست مربوط می‏شود به قوم تاتار كه در سال 1346 میلادی در شهر كافا كه هم اینك Feodissia نام دارد با پرتاب كردن اجساد مردگان ناشی از طاعون ، توانستند مقاومت شهر را از بین ببرند .

برخی از مورخان ، علت پیدایش اپیدمی مشهور طاعون در اروپا را كه حدود 25 تا 40 میلیون كشته به جای گذاشت ، همین اقدام قوم تاتار می‏دانند .

در سال 1710 میلادی نیز روس‏ها از همین روش ( روش قوم تاتار ) در حمله به سوئد استفاده كردند .
در سال 1767 میلادی در مبارزات بین نیروهای فرانسوی و بومیان آمریكا ( سرخپوستان ) ، نیروهای انگلیسی به فرماندهی جفری امرست با فریب دادن سرخپوستان آمریكایی و تحت پوشش اقدام‏های صلح جویانه و مسالمت آمیز ، با دستان خود پتو و البسه و سایر ضروریات زندگی را به آن‏ها هدیه دادند ، اما در حقیقت آن پتو‏ها و وسایل از بیمارستانی كه از مبتلایان به آبله نگهداری می‏كرد ارسال شده بود ؛ و در نهایت باعث ایجاد اپیدمی آبله در بین سرخپوستان گردید كه نسبت به آن حساس بودند و سرانجام بیش از 90 درصد آنها كشته شدند و نیروهای فرانسوی كه در حقیقت از طرف اروپا به این جنگ فرستاده شده بودند ، بر سرخپوستان آمریكایی غلبه یافتند . ( نكته مهم در این طرح این بود كه نیروهای انگلیسی از مصون بودن خود نسبت به این بیماری مهلك ( به علت مایه كوبی نیروهای اروپا ) و حساس بودن سرخپوستان به آن ، نهایت استفاده را كردند)

دوران نوین
این دوران از سال 1918 میلادی آغاز می‏شود .از اولین اقدام‏هایی كه در دوران نوین كاربرد این سلاح‏ها انجام شد ، تشكیل واحد 731 در ارتش ژاپن به عنوان متولی امر تحقیق در مورد این سلاح‏ها و یافتن نمونه قدرتمند برای ارتش ژاپن بود . در سال 1931 میلادی ژاپن برنامه‏های بیولوژیكی خود را گسترش بیش‏تری داد . به همین منظور ، واحد 731 در منچوری یك پایگاه مخفی برای آزمایش مستقیم بر روی انسان ( اسیران جنگی ) تشكیل داد كه فقط برخی از آزمایش‏های بیولوژیكی این گروه یا در واقع جنایت‏های آنها در تاریخ ثبت شده است . حداقل 10000 زندانی در نتیجه این آزمایش‏ها جان سپردند .

در شروع جنگ جهانی دوم ، در سال 1941 هواپیماهای ژاپنی ، كك‏های آلوده به طاعون را در قسمت‏هایی از چین پراكنده ساختند . هواپیماهای ژاپنی در هر مرحله 15 میلیون كك را بر روی 11 شهر چین اسپری نموده و اپیدمی طاعون بوقوع پیوست كه بین سال‏های 1937 و 1947 با بیش از 2000 حمله، مرگ94000 نفر بوقوع پیوست .

بر اساس شواهد تاریخی ، واحد 731 ارتش ژاپن حدود 400 كیلوگرم عامل آنتراكس(سیاه زخم) را به صورت بمب‏های ویژه آماده استفاده داشت .

دولت آمریكا در پایان جنگ جهانی دوم و درجنگی كاملاً تبلیغاتی به افشاگری اعمال این گروه و محكوم كردن دولت ژاپن پرداخت ولی در مقابل طی یك محاكمه نمادین ، علاوه بر بخشش و عفو دانشمندان این گروه ، حاضر به فراهم كردن امنیت آن‏ها شد به این شرط كه تمامی اطلاعات و تجربیات به دست آمده توسط این گروه ، در خدمت برنامه‏های بیولوژیكی دولت آمریكا قرار گیرد .

دوران كنونی
پس از جنگ جهانی دوم ، دنیا وارد مرحله جدیدی به نام جنگ سرد شد . در این مرحله انگلستان نیز با جدیت سرگرم اجرای پروژه های متعددی در زمینه سلاح های بیولوژیك بود . آن‏ها به خصوص بر روی اسپورهای آنتراكس(سیاه زخم ) و میزان تخریب و گسترش آن به وسیله بمب‏های انفجاری كار می‏كردند .

واقعه‏ ای كه توجه جهانیان را به این فعالیت‏ها بیش از پیش جلب نمود ، اجرای آزمایش پخش اسپور آنتراكس به وسیله بمب‏های انفجاری در جزیره غیر مسكونی گرینارد در غرب اسكاتلند بودو تا سال 2000 میلادی در خاك این جزیره اسپورهای آنتراكس پیدا می‏شد .

برنامه‏ های بیولوژیك آمریكا نیز از سال 1941 شتاب گرفت . در سال 1943 در پی برنامه‏های آلمان‏ها و ژاپنی‏ها ، سردمداران دولت آمریكا با شدت بیش‏تری به پیگیری این تحقیقات پرداختند .

این كشور برنامه‏های خود را در كمپ دتریك كه امروزه فورت دتریك نامیده می‏شود ، متمركز كرد .آمریكا آزمایش‏های مخفیانه‏ای بر روی مناطق پرجمعیت با عوامل كم خطر یا بی خطر مثل باسیلوس گلوبیجی ، سراشیا مارسنس و ذرات خنثی انجام می‏داد .

یكی از بزرگ‏ترین آزمایش‏های مخفیانه ارتش آمریكا ، پخش سراشیا مارسنس در شهر سانفرانسیسكو به صورت 5000 ذره در دقیقه بود كه در نتیجه آن ، یكنفر فوت نمود و 10 نفر دیگر در بیمارستان بستری شدند .

در سال 1966 ، در ادامه این تحقیقات ، در سیستم متروی شهر نیویورك اسپورهای باسیلوس سابتیلیس پخش شد تا سیستم مترو از نظر امنیت ارزیابی شود . نتایج نشان داد كه تمامی تونل‏های مترو تنها با آلوده كردن یك ایستگاه می‏تواند آلوده بشود .

در سال 1979 ، ساكنان شهر سوردلوسك در شوروی سابق ، شاهد یك انفجار بزرگ در تاسیسات نظامی شماره 19 ارتش شوروی بودند . چندین روز بعد در بین مردم این شهر تب و مشكلات تنفسی منتشر گردید تا این‏كه تعداد مرگ و میر افراد به حدود 40 نفر رسید .

دولت شوروی علت مرگ ساكنان شهر را مصرف گوشت آلوده گاو اعلام كرد . در نهایت تعداد كل تلفات به یك‏هزار نفر رسید . در سال 1992 رئیس جمهور وقت روسیه ، بوریس یلتسین ، در یك كنفرانس مطبوعاتی اعتراف كرد كه ارتش سرخ در آن واحد نظامی به صورت مخفیانه یك برنامه گسترده بیولوژیكی انجام می‏داده است .

در بین سال های 1980 تا 1990 ، كاربرد سلاح های بیوتروریستی به صورت پراكنده بود كه از آن‏ها می‏توان به استفاده شوروی از سم مهلك ترایكوتسن تی دو ( باران زرد ) علیه مجاهدین افغانی ، استفاده آمریكا از عامل میكروبی تب خوك علیه انقلابیون كوبا ، استفاده رژیم اشغالگر قدس از عامل بیولوژیكی علیه دختران خردسال فلسطینی در سال 1982 میلادی نام برد .

مهم‏ترین رویداد بیوتروریسم در هزاره جدید ، پخش نامه‏های حاوی اسپور آنتراكس(عامل مولد سیاه زخم ) در آمریكا بود :در روز 18 سپتامبر سال 2001 اولین نمونه آنتراكس پوستی به علت نامه پستی حاوی اسپور آنتراكس مشاهده شد كه بیمار با مصرف آنتی بیوتیك بهبود یافت .

از این زمان تعداد مبتلایان به آنتراكس پوستی افزایش یافت تا این كه در دوم اكتبر ، 2 مورد آنتراكس تنفسی به عنوان اولین نمونه‏های آنتراكس تنفسی سال‏های اخیر آمریكا گزارش شد و در پی آن روبرت استیونس نتوانست در مقابل این بیماری مهلك دوام بیاورد و اولین قربانی بیوتروریسم در هزاره جدید نام گرفت .

از این تاریخ به بعد تعداد نامه‏های ارسالی آلوده به قسمت‏های مختلف آمریكا ، از جمله به مجلس سنای آن كشور نیز افزایش یافت و تعداد قربانیان نیز رو به افزایش گذاشت .

در اواسط ماه اكتبر باز هم 2 كارمند اداره پست به علت آنتراكس تنفسی جان باختند و تقریبا بسیاری از اداره‏های فدرال برای مدت نامعلومی تعطیل شدند . وزارت بهداشت آمریكا در اواخر ماه اكتبر شروع به تجویز آنتی بیوتیك سیپروفلوكسوساسین در یك دوره 10 روزه به بیش از 2200 نفر از كارمندان پست كرد و از طرفی در بین ارتش و نیروهای نظامی نیز تجویز واكسن آغاز شد .

این وحشت و فاجعه در بین كاركنان اداره پست و سایر شهروندان عادی به حدی بالا گرفت كه شركت سازنده داروی سیپروفلكسوساسین حاضر شد 100 میلیون قرص را تقریبا به نصف قیمت اولیه در اختیار دولت قرار دهد ؛ یعنی چیزی معادل 100 ملیون دلار تنها برای پیش‏گیری دارویی در مقابل این حمله بیوتروریستی‏!

پس از پیش آمدن این برنامه طراحی شده ، دولت نومحافظه‌كاران با بهانه قرار دادن این اتفاق سیلی از بودجه‌های دولتی را برای مقابله با تهدیدات بیولوژیك گروه‌های تروریستی همچون القاعده به مراكز تحقیقاتی مختلف ارائه داد تا به ظاهر راه‌كارهایی برای مقابله با این حملات فراهم كنند.

برای برخورداری از این سیل پولی، بسیاری از سازمان‌هایی كه بر روی بیماری‌های واگیردار و عفونی كار می‌كردند كار خود را به نوعی با بیوتروریسم ارتباط داده و دست به انجام تحقیقات و آزمایش‌های گسترده‌ای زدند كه یقینا در آینده‌ای نه چندان دور نتایج آن همچون نتایج پژوهش‌های دهه‌های قبل بر همگان ظاهر خواهد شد.

در سیستم درجه بندی امنیت بیولوژیك آمریكا درجه 4 به خطرناك‌ترین آزمایش‌ها و آزمایشگاه‌ها داده می‌شود. پیش از یازده سپتامبر تنها پنج آزمایشگاه وجود داشت كه در بالاترین درجه امنیت بیولوژیك، یعنی درجه 4، قرار داشتند و به طور فعال در زمینه مطالعه عوامل بیولوژیك مرگ‌زا كار می‌كردند. در حالی كه در سال 2009 این تعداد به پانزده مورد رسید و روند افزایشی همچنان ادامه داشته و تعدادی نیز در حال ساخت هستند.

در مجموع هم اكنون بیش از 400 مركز تحقیقاتی در درجات امنیت بیولوژیك 3 و 4 در آمریكا فعال هستند كه توانایی تولید عواملی همچون باكتری سیاه زخم و فراورده‌های آن را دارند و بیش از چهارده هزار نفر بر روی تولید چنین عوامل خطرناكی كار می كنند كه اكثر آنها مربوط به بخش غیر دولتی بوده و برای كسب بودجه مجبورند پروژه‌های مد نظر سیاست‌مداران را هرچه كه باشد بپذیرند.


منبع: وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران


(قسمت اول)


مقدمه

"""در بین جنگ‌افزارهای نوین، سلاح‏ها و فن‏اوری میكروبی بیش‏تر از سایرین مورد توجه تشكل‏های تروریستی و تروریست دولتی ابرقدرت‏ها قرار گرفته است."""
شاید بتوان به جرأت گفت كه سلاح‏های هسته‌ای دیگر یك خطر بالفعل نیستند و تنها یك قدرت بازدارنده بالقوه محسوب می‌شوند. كشورهای صاحب این سلاح‏های هرگز نخواهند توانست به راحتی از آن‏ها بر علیه دشمنان خود استفاده نمایند. زیرا تبعات بكارگیری چنین سلاح‏هایی آن‏چنان گسترده است كه قسمت بزرگی از جهان را در بر خواهد گرفت.

اشعه‌های رادیواكتیو، گردوغبار اتمی، طوفان اتمی و اشعه‌های یونیزان در قالب مرزهای جغرافیایی نخواهند گنجید و حوزه وسیعی را آلوده خواهند كرد.

طبعاً در این موقع كشور بكار برنده این سلاح ها باید پاسخ‏گوی كشورهای همسایه نیز باشد. مثلاً اگر هند علیه پاكستان از بمب اتم استفاده نماید، بسته به محل انفجار اتمی، باید پاسخ‏گوی بخش وسیعی از خاورمیانه نیز باشد. لذا شاید همین ملاحظه بود كه باعث شد در جنگ جهانی دوم ژاپن برای امتحان بمب‏های اتمی امریكا انتخاب شود.

كشور دور دست در دریا كه همسایه‌ای نزدیك هم ندارد. درحالی‏كه به نظر می‌رسد اگر بنا بود جنگ را به نوعی خاتمه دهند، می‌بایست این بمب‏ها بر سر برلین تخلیه می‌شد كه مبداء جنگ بود.

از سوی دیگر سلاح‏های شیمیایی نیز چندان گزینه مناسبی برای فعالیت‏های تروریستی نیستند.

مشكلات حمل نگهداری و بكارگیری، نیمه عمر كوتاه، خطر نشت، تأثیر محدود و قابلیت ردیابی عامل ترور كننده باعث شده چندان مورد اقبال نباشد.

اگرچه در میدان جنگ گزینه موفقی نشان داده است ولی از آن‏جا كه از سال 1935 كنوانسیون ممنوعیت بكارگیری آن‏ها در ژنو به امضای اكثر كشورهای جهان رسیده كشورهای متخاصم با احتیاط زیادی اقدام به بكارگیری آن می‌كنند، كه البته آن نیز به اشاره ابرقدرت‏ها خواهد بود ولی باز هم از سوی افكار عمومی جهان تحت فشار شدید قرار خواهد گرفت .

از این رو سلاح‏های میكروبی، چه در عرصه جنگی و چه در عرصه تروریستی، وسیله‌ای بسیار مطلوب برای دشمنان شده است.

توان تولید بالا، نگهداری راحت، قابلیت انتشار، قابلیت مصون سازی نیروی خودی، قابلیت تكثیر برای عوامل میكروبی زنده، دشواری بسیار در ردیابی فرد یا افراد متخاصم، گستردگی عمل‏كرد از انسان تا دام و محصولات كشاورزی و بسیار محسنات دیگر، موجب شده تشكل‏های تروریستی به این فن‏آوری جدید بشدت كشش یابند بدون آن‏كه بتوان گناهی را متوجه آن‏ها نمود.

سلاح‏های میكروبی به‏ خصوص در عرصه تروریسم دولتی و علیه ساختارهای صنعتی ـ كشاورزی در سالیان اخیر بسیار به‏ كار رفته است.

اگرچه كشور هدف هرگز نتوانسته ادعا خود را علیه دشمنش به اثبات برساند. اروپا شیوع جنون گاوی را متوجه سازمان‏های جاسوسی امریكا و استرالیا می‌داند كه با هدف ضربه اقتصادی به صادرات گوشت اروپا انجام شده.

چین در شیوع سارس امریكا را مقصر می‌داند كه باعث شد چین در آستانه شكوفایی اقتصادی، سال‏ها از گردونه رقابت تولید ارزان قیمت به ‏واسطه تعطیلی كارخانه‏ هایش عقب بیفتد.

كره شمالی شیوع وبا در پیونگ یانگ را در اواخر دهه 80 نتیجه فعالیت جاسوس‏های امریكایی می‌داند كه با هدف مجبور كردن این كشور به پذیرش شرایط دوئل اروپایی امریكایی، برای قطع آزمایشات هسته‌ای انجام شده است.

تمامی این اتهامات در حد اتهامی باقی می‌ماند. ولی آن‏چه مسلم است آن است كه هر روز بسیاری از مناطق جهان در معرض خطر یك حمله بیوتروریستی هستند .

بدیهی است كه نیروهای نظامی، تنها جمعیت در معرض خطر برای حملات بیولوژیك نیستند بلكه اقشار مختلف در معرض خطر بوده و به منظور دفاع در مقابل اثرات ناتوان كننده بالقوه یك حمله ، نیازمند كسب آگاهی نسبت به اصول اساسی همه گیرشناسی عوامل مورد استفاده در جنگ بیولوژیك می‏باشند .

طبق نظر كارشناسان سازمان بهداشت جهانی ( W.H.O) در حال حاضر 17 كشور جهان قابلیت تولید چنین موادی را دارند.تولید مواد بیولوژیك بالنسبه ارزان بوده , به طوری كه به عنوان بمب اتمی فقرا The Poor Man,s Atom Bomb یا PMAB نامیده شده است .

تولید ، استفاده و انتشار یك سلاح بیولوژیكی بسیار ارزان‏تر از بمب اتم بوده و كم‏تر احساسات جهانیان را بر می انگیزد .و البته استفاده از این سلاح‏ها تا حدودی برای تروریست‏ها بی خطر می‏باشد

.معمولا مشاهده پاتوژن‏ها و مقابله بر علیه آن‏ها مشكل است به عنوان مثال در صورت انتشار عامل اسهال در آب یك منطقه تا دوره كمون سپری شود و علائم بیماری ظاهر شود چند روز طول می‏كشد كه فرصت مناسبی برای تروریست‏ها است تا به اهداف خود برسند.

انتقال عوامل هم از كشوری به كشور دیگر به وسیله مسافرهای معمولی آسان به نظر می‏رسد به عنوان مثال قرار دادن پودر میكروب سیاه زخم در داخل كپسول به عنوان دارو و حمل آن به مناطق مورد نظر.

این عوامل بیماری زا از راه‏های مختلفی در جوامع هدف مورد استفاده قرار می‏گیرند . انتشار عوامل بیماری زا در هوا ، آب ، مواد غذائی ، انواع مواد كنسرو شده ، اسباب بازی ، پاكت نامه ، هدایا پستی،حشرات ناقل، خون و.... سابقه داشته است.

استفاده از عامل بیوتروریسم بر اساس اهداف تروریست‏ها تعیین می‏گردد.در صورتی كه تروریسم قصد گسترش وسیع بیماری را داشته باشد از عواملی نظیر آبله انسانی استفاده می‏كند كه به راحتی از فردی به فرد دیگر منتقل می‏شود و باعث آلودگی وسیع می‏شود و در صورتی كه قصد آن مورد هدف قرار دادن شخص خاصی باشد از عواملی نظیر انتراكس (عامل سیاه زخم ) استفاده می‏كند .


منبع: وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران



ارتش خصوصی آمریکا با ابزار گروهک‏های ‏تروریستی
تروریسم، در سطح بین‏المللی واژه آشنایی است و تعریف مشخص آن خیلی زود ذهن را به سمت و سوی گروهک‏ها و جریانات مسلحی می‏برد که با اهداف و خواسته‏هایی غیر قانونی، علیه دولت‏ها و ملت‏ها جنایت می‏کنند. اما باید توجه داشت که این پدیده اساساً ریشه در سیاست‏های کلان برخی دولت‏ها دارد که منافع خود را در استعمار و سلطه بر دیگر کشورها تعریف کرده‏اند.
بر همین اساس پدیده‏ای با نام «تروریسم دولتی» تعریف می‏شود که بدون شک پایه و اساس گروهک‏ها و جریانات تروریستی را تشکیل می‏دهد. اگر از منظر پشتوانه و منشاء گروه‏های تروریستی و منابع حمایتی به مطالعه پدیده تروریسم بپردازیم؛ درخواهیم یافت که گروهک‏های جنایتکاری که علیه ملت‏ها اسلحه می‏کشند، نه تنها از پایگاه اجتماعی و حمایت‏های مردمی برخوردار نیستند بلکه هیچگونه منابع درآمدی روشنی در اختیار ندارند. پس این سوال مطرح می‏شود که منشاء تامین مالی و تسلیحاتی آن‏ها کجاست؟ که سبب می‏شود این گونه سازمان‏ها در مدتی طولانی به حیات خود ادامه دهند! و هر روز نیز به گستره فعالیت‏های خود بیافزایند. این موضوع که اساس شروع فعالیت گروهک‏های تروریستی را تشکیل می‏دهد، فقط یکی از دلایلی است که رد پای کشورهای صاحب قدرت و سرمایه یا همان پدیده «تروریسم دولتی» را اثبات می‏کند.
با نگاهی به تعریف حقوقی و بین‏الملی «تروریسم دولتی» نیز با ماهیت این پدیده بهتر آشنا می‏شویم و با بررسی عمل‏کرد دولت‏ها ‏از دریچه تعاریف حقوقی می‏توانیم مصداق‏های ‏روشن این پدیده را در میان برخی از دولت‏ها ‏بیابیم.
در تعریف، هر گونه عمل حکومت‏ها ‏و دولت‏های ‏گوناگون که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم منجر به حمایت و سازماندهی اقدامات و فعالیت‏های ‏جنایتکارانه، خشونت بار و تروریستی در کشورهای دیگر گردد را تروریسم دولتی می‏نامند. و در همین رابطه و برای مبارزه با این پدیده قوانین حقوقی و بین‏المللی ‏تعریف شده که بر دو اصل مهم تاکید دارند:
1. دولت‏ها ‏وظیفه دارند از اعمال تروریستی علیه کشور دیگر یا علیه اشخاص بی گناه جلوگیری کنند.
2. دولت‏ها ‏متعهد هستند که در امر پیش‏گیری و مبارزه با تروریسم و هم‏چنین مجازات تروریست‏ها ‏با یک‏دیگر هم‏کاری کنند.


مطابق با این تعریف برخی از کشورهای غربی و در راس همه آن‏ها ایالات متحده آمریکا که اتفاقاً داعیه مبارزه با تروریسم را دارند، مصداق تروریسم دولتی قرار می‏گیرند و باید گفت که هم‏سویی اعجاب انگیز اهداف بسیاری از گروه‏های ‏تروریستی با سیاست‏های ‏کلان ایالات متحده اتفاقی نبوده است و این واقعیت علاوه بر صدها دلیل روشن دیگر از نشانه‏های ‏نقش پررنگ آمریکا در تولید و پرورش تروریسم در جهت پیگیری سیاست‏های ‏دولتی‏اش می‏باشد.

همان‏طور که اشاره شد یکی از دلایل روشن نقش دولت آمریکا در برخی اقدامات تروریستی، جهت‏گیری گروه‏های ‏تروریستی در مسیر سیاست‏های ‏این کشور است. به عبارت دقیق‏تر بسیاری از گروه‏های ‏فعال تروریستی، مشغول جنایت و خراب‏کاری علیه کشورهایی هستند که در مناقشات سیاسی و بین‏المللی ‏مقابل سیاست‏های ‏دولت آمریکا قرار گرفته‏اند. رسانه‏های ‏وابسته به این گروهک‏ها ‏نیز پیوسته در حال انتشار انعکاسی واضح از خواسته‏های ‏دولت آمریکا در قبال کشورهای هدف هستند و بالاخره مشاهده می‏شود که سازمان‏های ‏تروریستی در همین راستا با شخصیت‏های ‏سیاسی و چهره‏های ‏برجسته آمریکایی به صورت با واسطه یا بی واسطه ارتباط‏های ‏تنگاتنگی دارند.

به عنوان نمونه می‏توان به اعتراف‏های ‏عبدالمالک ریگی سرکرده معدوم گروهک تروریستی جندالشیطان(جندالله) که پس از دست‏گیری با ارائه اسنادی معتبر از دیدار با مقامات بلند پایه آمریکایی، دریافت پول و اسلحه و ارتباطات تنگاتنگ با آن‏ها پرده برداشت اشاره کرد. عثمان اوجالان(برادر عبدالله اوجالان) که در زمان تشکیل پژاک مسئولیت پ.ک.ک را بر عهده داشت، نمونه دیگری است که در مصاحبه‌ای تلویزیونی صراحتاً تمایل آمریکایی‌ها و نقش آن‌ها در تشکیل پژاک را بیان می‌کند. عثمان جعفری از جدا شدگان پژاک، که در بدو تاسیس، مسئولیت روابط خارجی پژاک را بر عهده داشت نیز در مصاحبه‌ای از دیدارهای متعدد خود با نمایندگان دولت آمریکا و مذاکرات بین دو طرف سخن می‏گوید.





وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران با صدور اطلاعیه‌ای از كشف شبكه خرابكاری وابسته به دشمنان خبر داد.
به گزارش حوزه دفاعی - امنیتی باشگاه خبرنگاران، روابط عمومی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران با صدور اطلاعیه‌ای از كشف شبكه خرابكاری وابسته به دشمنان خبر داد.

بر اساس این گزارش در این اطلاعیه آمده است:

"بسم الله الرحمن الرحیم

به استحضار ملت شریف ایران می‌رساند که سربازان گمنام امام زمان‌(عج) در پی سرنخ یابی از یک شبکه‌ی خرابکاری وابسته به دشمنان ایران و اسلام و پس از جمع آوری‌های دقیق و همه جانبه‌ی اطلاعاتی و گستردن تورهای ضد جاسوسی و ضد تروریستی، موفق به شناسایی و بازداشت کلیّه‌ی اعضای آن شبکۀ خیانت پیشه شدند.

سرشبکه این گروه از چند سال پیش به استخدام سازمان جاسوسی یکی از وابسته‌ترین و مرتجع‌ترین کشورهای عربی منطقه درآمده بود. کشوری که در هیچیک از ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی و فرهنگی، قابلیت کوچکترین هماوردی با ایران مستقل و مقتدر و همیشه سرافراز را نداشته و از ابتدا قابل پیش بینی بود که به نیابت از کارفرمایان غربی – صهیونیستیِ حاکمانش، پا به این عرصه‌ی خطرناک گذاشته است، بویژه آنکه در سال‌های اخیر، روز به روز وابستگی‌های آن کشور به رژیم صهیونیستی آشکارتر و حضور رژیم جعلی اشغالگر در این کشور، گسترده تر و همه جانبه‌تر شده است.

 ادامه پیگیری‌های جهادگران خاموش اطلاعاتی، مُنجر به حصول مستندات مستحکمی از ابعاد مختلف پرونده و نقش نیابتی آن کشور مرتجع منطقه برای صهیونیزم و استکبار غربی شد.
بدین وسیله بخشی از اطلاعات بدست آمده را اعلام می‌نماید:

1. مدتی پس از استخدام عامل اصلی این پرونده توسط سرویس اطلاعاتی کشور مورد نظر و تعیین دستمزد ثابت برای وی و انجام مأموریت‌های مختلف، این مزدور از طریق آن سرویس به افسر اطلاعاتی موساد(رژیم صهیونیستی) متصل می‌شود. سپس برای فراگیری آموزش‌های اطلاعاتی و نظامی، به سرزمین‌های اشغالی فلسطین اعزام می‌شود. در آنجا پس از ارزیابی‌های اطلاعاتی و امنیتی و دریافت آموزش‌های گوناگون، لیست نیازمندی‌های اطلاعاتی را از افسران موساد دریافت می‌کند و این بار با مأموریت رسمی از طرف موساد، اما با عاملیّت و پادویی سرویس اطلاعاتی کشوری که نقش نیابتی را عهده دار است، راهی ایران می‌شود!

2. به دستور سرویس اطلاعاتی کارفرما، سر شبکه‌ی تروریستی به ملاقات دو تن از سرکرده‌های فرقه‌ی جاسوسی- صهیونیستی بهائیت در یکی از کشورهای شبه قاره هند اعزام شده و ارتباطات و هماهنگی‌هایی بین آنها ایجاد می‌شود.

3. متهم اصلی پرونده پس از مدتی جاسوسی، مأموریت می‌یابد گروهی عملیاتی برای انجام اقدامات تروریستی در کشور، آنهم در مقطع برگزاری انتخابات پیش رو و بویژه در روز رأی گیری، فراهم کند. در اجابت این دستور، گروهی 12 نفره با هدف خرابکاری تشکیل می‌شود.

4. تیم تروریستی مذکور مقدار معتنابهی سلاح سبک، اعم از کلت کمری و مسلسل دستی تهیه و انبار می‌نماید.

5. گروه یاد شده پس از آموزش‌های عملیاتی - تروریستی مورد نیاز و به منظور انجام مانورهای عملیاتی در میادین و صحنه‌های واقعی، چند هدف مشخص را در یکی از شهرستان‌ها انتخاب و مورد اصابت قرار میدهند.

6. یکی از شیطانی ترین مأموریت‌های محوله به این شبکه جاسوسی – تروریستی، اختلاف افکنی‌های قومی – مذهبی در سطح کشور بوده است. این شبکه موظف بود در مناطقی از کشور که تنوع قومی و مذهبی وجود دارد، تعدادی از افراد شاخص مذاهب و اقوام را ترور نموده و با انتشار شب نامه‌های تفرقه افکن در محل، جنایات خود را به دیگر اقوام و مذاهب و یا به برخی نهادهای کشور منتسب نماید.

7. در جریان پایش‌های اطلاعاتی این وزارت‌خانه، ارتباطات عامل اصلی پرونده با مرکزی درکشور انگلیس کشف گردید که در گذشته نیز، تعدادی از تروریست های وابسته به رژیم صهیونیستی، با همان مرکز ارتباط داشته‌اند. تحقیقات این وزارتخانه پیرامون ماهیت کانون مورد نظر و علت ارتباط هسته‌های مختلف تروریستی با آن ادامه دارد.

8. ضمن شناسایی و بازداشت اعضای این تیم تروریستی، انبارهای تسلیحات آنها نیز کشف و ضبط گردید. همچنین اسامی، تصاویر و فیلم‌های گرفته شده از افسران اطلاعاتی بیگانه و سایر اسناد خیانت تیم تروریستی و خباثت کشورهای دخیل در این پرونده، مضبوط است که بنا به اقتضاء، مورد بهره برداری یا انتشار قرار خواهند گرفت.

9. در پایان ضمن تشکر بی پایان از همکاری‌های هموطنان گرانقدر در مراحل مختلف اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی این وزارتخانه پیرامون عوامل این پرونده و تقدیر از مساعدت مرجع محترم قضایی، سربازان گمنام امام زمان(عج) و خادمین خاموش و جان برکف ایران اسلامی، اطمینان می‌دهند که با توکل بر حضرت احدیت، همچنان با هوشیاری کامل و صلابت تمام به وظایف خطیر خود عمل خواهند کرد.

همچنین به دشمنان غدار دین و ملت، اعم از قدرت‌های استکباری تا برخی کشورهای مُرتجع و وابسته‌ی منطقه یادآوری می‌کند که چشمان بیدار ایران اسلامی، هیچگاه عملکرد خائنانه آنها را از نظر دور نخواهد داشت و رذالت‌های آنها را فراموش نخواهد کرد؛ و در عین حال هشدار می‌دهد که در صورت ورود به حریم «خطوط قرمز» نظام مقدس جمهوری اسلامی، تقاص سختی در انتظارشان خواهد بود.

روابط عمومی وزارت اطلاعات
 

دنبال شناسایی اعضای فعال چند تشکل مرتبط با گروهک منافقین و با انجام چند عملیات برق‌آسا این تشکل‌ها مورد ضربه قرار گرفتند كه دو نفر از عناصر بازداشت شده اخیراً به منظور هماهنگ‌سازی عناصر و تشکل‌های داخلی جهت اخلال در روند برگزاری انتخابات وارد کشور شده بودند. به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران یک مقام آگاه امنیتی اعلام کرد: بدنبال شناسایی اعضای فعال چند تشکل مرتبط با گروهک منافقین و با انجام چند عملیات برق‌آسا و همزمان در تهران و چند شهر دیگر این تشکل‌ها مورد ضربه قرار گرفتند.

مقام امنیتی مذکور افزود: تشکل‌های شناسایی‌ شده با استفاده از اسامی و عناوین متعدد و فریب‌کارانه فعالیت می‌کردند اما تعداد قابل توجهی از آن‌ها سابقه ارتباط یا عضویت در گروهک تروریستی منافقین و تعدادی نیز به جرم همکاری با آن گروهک سابقه محکومیت و زندان دارند.

این مقام امنیتی در ادامه اظهار داشت: حتی دو نفر از عناصر بازداشت شده اخیراً به منظور انتقال دستورالعمل‌های حلقه خارج به داخل و هماهنگ‌سازی عناصر و تشکل‌های داخلی جهت اخلال در روند برگزاری انتخابات وارد کشور شده بودند که با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان (عج) پس از ورود و چند روز تعقیب بازداشت شدند.

مقام امنیتی مورد نظر در پایان خاطرنشان كرد : تعداد زیادی از دیگر عناصر این تشکل‌ها نیز شناسایی و احضار شده و پس از اقدامات مقتضی و اخذ تضمین‌های لازم از آنها مرخص شدند که در روزهای آینده و پس از برخورد با سایر مرتبطین این تشکل‌ها اطلاعات بیشتری به صورت رسمی در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت.