تبلیغات
I.R.A.N - مطالب اتاق عملیات
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدام کشور قدرت نظامی بیشتری دارد؟








آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سلام خدمت شما دوستان عزیز امیدوارم که از مطالب وبلاگ خوشتون بیاد در این وبلاگ شما با جدیدترین اخبار نظامی در ایران عزیز و دنیا آشنا می شوید به امید موفقیت روز افزون کشور عزیزمان ایران
Hi dear friends, I hope you like it came from the Blog Posts On this blog you will get the latest news and the world's military, in the hope of increasing success of our country Iran.
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
Slide 1 Slide 2

وضعیت منطقه عملیات








مجموعه ارتفاعات صعب العبور بازی دراز که دارای شیب‌های تند و بریدگی‌ها
و پیچیدگی های ممتد در همه جهات است، یکی از موانع عمده برای هر نوع حرکات یگان های نظامی به شمار می رود. این ارتفاعات محورهای سر پل ذهاب _ قصر شیرین را از محور گیلانغرب _ چم امام حسن _ قصر شیرین و تا حدودی معابر منتهی به گیلانغرب جدا می کند و کنترل و دیده بانی فوق العاده مناسب و عمیق و وسیع به همه جهات، به ویژه شمال، شرق و جنوب را ممکن می سازد.همچنین امکان پشتیبانی متقابل را از نظر آرایش نیروها و طرح ریزی آتش برای انجام ماموریت از بین می برد، به همین جهت نیروهای متجاوز عراق در آغاز جنگ تلاش کردند این ارتفاعات را اشغال کنند و از همان ابتدا به عنوان یک منطقه دیده بانی مورد استفاده قرار دهند، به طوری که با اجرای آتش های توپخانه دیده بانی شده از بازی دراز، مشکلات عمده ای را برای یگان های تیپ 3 لشکر 81 زرهی در سرتاسر منطقه پدافندی این یگان و حتی تردد خودروها از گذرگاه های اجباری کل داوود و میان کل در مسیر پاتلاق _ سر پل ذهاب فراهم ساخته بود. به این ترتیب دشمن در قلل مرتفع 1050 و 1100 شمالی و جنوبی و 1150، به دلیل مزیت و برتری که به لحاظ دیده بانی و هدایت آتش های توپخانه داشت، اقدام به احداث جاده ای آسفالته از نزدیکی آبادی خزل گوری کهرک واقع در مسیر جاده ی قصر شیرین _ گیلانغرب به دامنه غربی قله ی 1150 بازی دراز نمود و یک تیپ پیاده و یک دسته تانک را روی این ارتفاعات مستقر کرد و دیدگاه واقع روی این قله را که از تسهیلات ارتباطی قابل توجه برخوردار بود به نام دیدگاه صدام نامگذاری کرد تا از دستیابی نیروهای ایرانی به ارتفاعات مورد بحث جلوگیری نماید. نظر به برتری نسبی نیروهای دشمن در آغاز جنگ، رزمندگان ایرانی نتوانستند آنان را از ارتفاعات بازی دراز عقب برانند و حتی در عملیات آفندی تنگ حاجیان و چغالوند نیز موفق به اجرای این امر نشدند، در نتیجه در طول شش ماهه اول جنگ از سال 1359 این ارتفاعات همچنان در اشغال دشمن باقی ماند. از اوایل سال1360، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفتند اقدامات جدی تری برای عقب راندن نیروهای متجاوز انجام دهند و به همین دلیل لشکر 81 زرهی و سپاه پاسداران همرزم آن لشکر، ارتفاعات بازی دراز را به عنوان اولین هدف نیمه گسترده در صحنه عملیات غرب انتخاب کردند.زمان و مدت عملیات:این عملیات در ساعت 05:00 دوم اردیبهشت1360، آغاز و در پایان روز 9 اردیبهشت1360، و بعد از هفت روز نبرد دلاورانه خاتمه یافت.مأموریت:تیپ 3 لشکر 81 زرهی مأموریت دارد در ساعت 05:00 دوم اردیبهشت ماه به منظور تصرف قله های 1050 و 1100 شمالی و جنوبی و 1150 ارتفاعات بازی دراز تک نموده، نیروهای دشمن را منهدم و آماده می شود تک را برای تصرف ارتفاعات 1020 ادامه دهد. پس از 7 روز عملیات بسیار سنگین علی رغم تصرف هدفهای تعیین شده، بدلیل پاتک های مکرر دشمن ارتفاع 1150 مجدداً توسط عراق تصرف شد.در این عملیات علی اکبر شیرودی، خلبان قهرمان یگان هوانیرزو (هواپیمائی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران) به شهادت رسید.نتیجه: 1- آزاد سازی اهداف در روزهای اولیه نبرد و از دست دادن قله 1150 متری در روز پایانی عملیات.2- بیش از 1500 نفر از نیروهای عراقی کشته و زخمی شده و 458 نفر نیز به اسارت در آمدند.3- تیپ 3 پیاده کوهستانی ارتش عراق منهدم گردید و تلفات و ضایعاتی به تیپ 22 کوهستانی دشمن وارد آمد.4- 7 فروند هواپیما و 5 فروند بالگرد به اضافه تعدادی تانک و نفربر و خودرو و ادوات جنگی از جمله ضایعات عراقی ها در این عملیات بوده است.گردآورنده : فرشاد نژادخیر منابع:1- تقویم تاریخ دفاع مقدس، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی،13872- کتاب اطلس نبردهای ماندگار، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، سازمان ایثارگران ارتش

راوی: سرتیپ خلبان ناصر رضوانی

یکی از عوامل اصلی طراحی رزمی کسب اطلاعات و آگاهی دقیق از وضعیت آرایش دشمن در منطقه عملیات و همچنین جزئیات و چگونگی محل تأسیسات و سایر اهداف استراتژیک و حیاتی در عمق خاک دشمن است.این وظیفه در طول هشت سال دفاع مقدس بعهده گردانهای شناسایی تاکتیکی هوایی بود که با بهره گیری از هواپیماها و خلبانان شجاع و جان بر کف خود با بجا گذاشتن خاطراتی تلخ و شیرین در موارد بسیاری کلید افتخارات رزمندگان اسلام گردیدند.
خلبانان این هواپیماها با انجام صدها مأموریت جنگی برون مرزی در حالیکه تنها سلاح آنها ایمان و اعتقاد و توکل به خدا بود بارها یکه و تنها به خاک دشمن نفوذ کرده و با گذشتن از سد پدافندی گسترده و درگیری با انواع تهدیدهای هوائی
, مراکز فرماندهی و کنترل پایگاهها و پادگانها, سایتهای ارتباطی و راداری و سایر اهداف مورد نظر را عکسبرداری و شناسایی بصری می کردند.
در پی انجام این مأموریتها بود که بر مبنای اطلاعات بدست آمده هدفها انتخاب و متعاقبا بوسیله هواپیماهای شکاری بمب افکن مورد حمله واقع گشته و زمینه تهاجم گسترده رزمندگا جان بر کف مهیا می شد. از جمله این نمونه ها می توان به عملیات بزرگ و پیروزمند "فتح المبین"
,"بیت المقدس","کربلاها","والفجرها" و ... اشاره کرد.

از عملیات آگاه شدم
ساعت حدود 05:00 صبح بود که از خواب برخاستم می دانستم که امروز در برنامه پروازی هستم اما نمی دانستم که به کجا خواهم رفت. بیش از سه ماه از شروع جنگ گذشته بود و هنوز دشمن در خاک ما مشغول جنایات خویش بود. حوالی ساعت 08:00 صبح بود که دستور پروازی را به دستم دادند.
در این روزها مأموریتهای شناسایی دو نوع بودند: یا به منطقه عملیات و محل استقرار و تجمع نیروهای سطحی دشمن مربوط می شد و یا عکسبرداری در عمق خاک دشمن که هرکدام با در نظر گرفتن عوامل مختلف ویژگیهای مخصوص به خود را داشت. اغلب این مأموریتها در ارتفاع متوسط یا کم انجام می گرفت به خصوص نفوذ به خاک دشمن که در ارتفاع خیلی کم و حدودا در ارتفاع کمتر از 30 متر انجام می گرفت و تهدیدات پدافندی دشمن در این ارتفاعات حالتهای خاصی داشت که اقدامات تاکتیکی برای مقابله با آنها نیز بسیار متنوع بود. البته گاهی این مأموریتها در ارتفاع بالا انجام می شد که آن نیز نیاز به تاکتیک دیگری داشت و هرکدام طراحی مخصوص به خود را طلب می کرد.


محل مأموریت و موانع آن مشخص شده بود
با توجه به مأموریت ابلاغی مختصات جغرافیایی هدف را روی نقشه پیاده کردم منطقه ای که باید در پوشش عکاسیها قرار می گرفت در آن سوی "گیلانغرب" قرار داشت. ما باید از محل استقرار سپاه سوم عراق از جمله مرکز فرماندهی, یگان هلی کوپتری و نیز وضعیت آرایش سپاه عکس می گرفتیم. 4 هواپیمای رهگیر عراقی, سکوی پرتاب موشکهای سام-2 و سام-6 و تعدادی آتشبار ضدهوائی مجموعه تهدیدات موجود در منطقه را تشکیل می دادند زمان پرواز ساعت 13:00بعدازظهر انتخاب شده بود. ما جهت طراحی و هماهنگی فرصت کافی داشتیم و با توجه به بعد مسافت به سوختگیری هوائی نیز نیازمند بودیم.

اهداف را دسته بندی کردیم
اهداف مورد نظر را به ترتیب اولویت مشخص کردیم ارتفاع پرواز عکاسی 15000 پا محاسبه و تعیین شده بود. این ارتفاع از نظر بعضی از سیستمهای پدافند هوایی بسیار خطرناک بود. در این فکر بودیم که با توجه به اولویتها بعضی از اهداف را بعنوان "اهداف ثانویه" در نظر بگیریم ولی نمی توانستیم به سادگی به یک نتیجه مثبت برسیم. تصمیم گرفته شد هر طور شده همه هدفهای درخواست شده را در پوشش عکاسی قرار بدهیم. سه نوع دوربین برای انجام این مأموریت در نظر گرفته شد و قرار شد که هواپیما به سیستمهای جنگ الکترونیکی مجهز شود. نیازمندیها به گردان نگهداری ابلاغ شد.

پس از شرکت در جلسه توجیهی پرواز کردیم
جلسه توجیهی با خلبانان سوخترسانی و انجام هماهنگیهای لازم در ساعت 10:30 دقیقه صبح انجام گردید و قرار شد هواپیمای تانکر ساعت 11:30 دقیقه از مهرآباد پرواز کرده و روی آسمان ساوه در ارتفاع 20000 پایی منتظر بماند. آخرین هماهنگی زمینی و بررسی مجدد طرح پروازی با حضور افسر اطلاعات عملیات و هواپیمای اسکورت خودی همه و همه بررسی شد. ساعت بلند شدن هواپیما نزدیک بود در حالیکه دعایی زیر لب زمزمه می کردیم با اسم رمز "شهاب-3" از برج مراقبت اجازه پرواز گرفتیم.
پس از بلند شدن ارتفاع 5000 پایی را تا حوالی شهر ساوه حفظ کردیم سپس مبادرت به اوجگیری کرده هواپیمای تانکر را در آسمان آبی کشور مشاهده کردیم. طبق قرار قبلی به سمت کرمانشاه جهت گرفتیم. حوالی همدان با حداکثر سرعت به ارتفاع 18000 پایی صعود کرده درست در پشت هواپیمای تانکر و زیر دم آن قرار گرفتیم. با حفظ کامل سکوت رادیویی به پرواز ادامه دادیم.
ما تقریبا شمال غرب کرمانشاه بودیم و هواپیمای تانکر به آستگی خود را به ارتفاع 15000 پایی رسانده بود و در حالیکه با فرودگاه صحبت می کرداجازه گرفت به سمت شهر و فرودگاه کرمانشاه پرواز کند. با هماهنگی رادار منطقه و پس از آخرین سوختگیری به سمت هدف جهت گرفته و به ارتفاع 200 پایی رسیدیم. قرار بود پس از گذشتن از مرز و قرار گرفتن در سمت پروازی مورد نظر با حداکثر سرعت به ارتفاع 15000 پایی صعود کنیم


از مرز با سرعت زیاد و ارتفاع کم گذشتیم
هنگام عبور از مرز نقاط خالی از جمعیت را جهت عدم رؤیت توسط دیده بان ها انتخاب کردیم و ضمن پرواز در ارتفاع بسیار کم و حداکثر سرعت ممکن چشم به اطراف خود دوختیم سپس از روی صخره ها و لابلای ارتفاعات پر برف غرب کشورمان عبور کردیم و به مناطق کم ارتفاع و نسبتا مسطح خاک عراق رسیدیم. طبق اطلاع قبلی اولین سایت موشکی سام-6 در 12 کیلومتی سد راهمان قرار داشت که کم و بیش موج رادار جستجوگر آن را روی صفحه هشدار دهنده راداری خود مشاهده می کردیم.
سیستمهای ضد الکترونیکی را به منظور ایجاد اختلال در سایت موشکی بکار انداختیم. طبق نقشه پیش می رفتیم و هر لحظه منتظر عکس العمل جدی بودیم و تمام حواسمان متوجه بیرون و همچنین سیستم هشدار دهنده راداری بود. سرانجام زمان اوجگیری فرا رسید.
همین که به ارتفاع 2000 پایی از سطح زمین رسیدیم و از آن گذشتیم تعداد سیستمهای پدافندی و راداری که روی ما کار می کردند بیشتر شد و تقریبا صفحه نشان دهنده راداری مملو از علامات مختلف و چراغهای مربوط به آنها گشت. ما تقریبا روی منطقه قرار داشتیم که از سمت راست علامت شلیک موشک سام-6 را مشاهده کردیم ولی با چشم چیزی ندیدیم. با سرعت زیادی پرواز می کردیم و زمان به کندی می گذشت. اکنون دیگر به ارتفاع دلخواه رسیده بودیم و طبق طرح روی مسیر قرار داشتیم. منطقه مورد نظر زیر پای ما قرار داشت و دوربینها به خوبی کار می کردند.


دو فروند هواپیمای عراقی ما را تهدید می کردند
کمی بعد اولین صدای آشنا روی کانال رادیویی به گوشم رسید. صدای خلبان هواپیمای تانکر بود که می گفت:
- شهاب3 رادار شما را صدا می زند روی کانال مربوطه به گوش باشید.
صدای رادیو را زیادتر کردم رادار اخطار کرد:
- شهاب3 دو فروند هواپیمای عراقی به سمت شما در پروازند فاصله آنها با شما 18 مایل است
مدت زیادی نگذشت که رادار فاصله آنها را 12 مایل به راست اعلام کرد و بلافاصله دستور داد که به سمت چپ کنیم اما هنوز 10 مایل دیگر تا انتهای منطقه داشتیم طبق محاسبه ما چون هواپیماهای رهگیر از سمت راست و از زاوه 90 درجه به ما نزدیک می شدند زمان کافی برای ادامه مأموریت وجود داشت اما اپراتور رادار با صدای مضطربی اعلام کرد:
- شهاب3 هر چه زودتر به سمت چپ گردش کنید هواپیماهای عراقی در 8 مایلی شما قرار دارند
هنوز چیزی به چشم نمی دیدم و هشدار دهنده راداری نیز وجود هواپیماهای رهگیر را نشان نمی داد. چند مایل بیشتر به انتهای هدف باقی نمانده بود که صدای سیستم هشدار دهنده و همچنین نشان دهنده های این سیستم وجود هواپیماهای دشمن را در سمت راست اعلام کرد. بار دیگر اپراتور رادار در حالیکه بغض گلویش را گرفته بود اعلام کرد:
- شهاب3 با شما هستم دشمن در 4 مایلی سمت راست شماست هر چه سریعتر به سمت چپ گردش کنید
در همین لحظه با چشم دو هواپیمای عراقی را بصورت دو نقطه در سمت راست مشاهده کردم. بلافاصله با انجام یک مانور شدید به سمت چپ گردش کرده و شروع به کاهش ارتفاع کردیم و در مدت کوتاهی ارتفاع آنقدر کم شد که به نزدیک زمین رسیدیم. هواپیماهای عراقی دیگر از دید ما خارج شده بودند و ما صدای اپراتور رادار را نیز نمی شنیدیم.
طبق اعلام بعدی رادار هواپیماهای عراقی به سمت ما شلیک هم کرده بودند ولی به لطف و خواست خدای متعال ما از گزند دشمنان در امان مانده بودیم و توانستیم به نحو احسن از منطقه عکسبرداری کنیم. ما هنوز با انجام مانور در ارتفاع کم ادامه مسیر می دادیم تا از تعقیب احتمالی در امان باشیم و در همان حال به سمت کشورمان در حال پرواز بودیم. نشان دهنده های رادار دیگر چیزی را نشان نمی داد و ما تقریبا 30 مایل از مرز دور شده بودیم.


سوخت کم شده بود و سریعا سوختگیری کردیم
ضمن تماس با رادار به سمت هواپیمای تانکر پرواز کردیم بنزین هواپیما به شدت کم شده بود و حالت خطرناکی داشتیم. سرانجام به تانکر متصل شدیم و پس از بنزین گیری به سمت مهرآباد پرواز کرده و سالم به زمین نشستیم.
ظهور و چاپ عکسها و پیاده کردن اهداف مورد نظر روی آنها را بلافاصله آغاز کردیم. وقتی فیلم دوربین اصلی روی قرقره ها قرار گرفت دیدیم که به خواست خدا تمام منطقه عکسبرداری شده و همه در خواستها انجام گرفته. هنگامیکه در تصویر آتشبار پدافند هوائی عراق و انفجار موشکهای سام در زیر و اطراف هواپیما مشاهده کردیم مجددا شکر خداوند منان را به جای آوردیم.
بعدها متوجه شدم که این عکسها در طرح ریزی عملیات نیروهای رزمنده بسیار مؤثر و مفید واقع شده و کلیدی در راه پیروزی رزمندگان زمینی ما بوده است. دانستن این موضوع باعث شد که بیشتر احساس خوشحالی و سربلندی کنم و خداوند متعال را نیز بیشتر برای الطاف و کمکهایش سپاس گویم.

منبع:www.irartesh.ir


• عملیات استراتژیک ( چریکی ) هوایی «انتقام» ساعت 14 روز سی و یکم شهریور ماه 59 به فاصله 2 ساعت پس از حمله هوایی هواپیماهای عراقی به پایگاه یکم تاکتیکال نیروی هوایی تهران ( مهرآباد ) و در پاسخ به تهاجمات دشمن با عنوان «انتقام» با بمباران هوایی دو پایگاه هوایی عراق به منظور اثبات فعال بودن نیروی هوایی ارتش ایران به استراتژیست‌های عراق انجام گرفت.

• از ساعت 14 روز سی و یکم شهریور ماه 59 به فاصله 2 ساعت پس از حمله هوایی هواپیماهای عراقی به کشور در پاسخ به آن تهاجمات، خلبانان نیروی هوایی مأموریتی را باعنوان « انتقام » ( Revenge ) با بمباران هوایی دو پایگاه هوایی عراق به منظور اثبات فعال بودن نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به استراتژیست‌های عراق انجام دادند.

• این خلبانان برای انجام ماموریت حکم نداشته و مسئولیت این امر خطیر را داوطلبانه بر عهده گرفتند.

• دسته اول به لیدری سرگرد خلبان «جهانگیر ابن‌یمین» با نام پروازی " البرز " از پایگاه هوایی بوشهر رأس ساعت 17:00 نخستین بمب‌های خود را بر هدف رها کردند.

• دسته دوم با نام پروازی آلفای سرخ "رد -آلفا red-alpha " به لیدری سرگرد خلبان «سیدجلیل‌پور رضایی » شیرجو بیشه از پایگاه هوایی سوم شکاری ( همدان ) رأس ساعت 17 و 55 دقیقه نخستین بمب‌های خود را بر پایگاه هوایی «کوت» رها کردند.

• در این عملیات یک فروند هواپیمای فانتوم از گروه پروازی "رد -آلفا" در خاک عراق بهمراه هر اثر یا خبری از خلبانان آن با نام‌های سروان « محمد صالحی » و ستوان یکم «خالد حیدری» مفقود گردیدند.

• نظر خلبان جاوید سرهنگ جواد فکوری وزیر دفاع و فرمانده نیروی هوایی این بود که شاید دشمن سر عقل آید و تا همین مرحله و نه فراتر این جنگ دیگر ادامه پیدا نکند. این فرمانده عالیقدر با اقدام به عملیات انقام که ابتدایی بر عملیات سایه البرز ( کمان 99 ) حمله 140 فروندی به خاک عراق با حضور مجموعاً دویست فروند و بیش از 300 سورتی پرواز ... بامداد روز بعد و در یکم مهرماه 1359 قصد داشت تا خاطره ی چنگ سه ساعته را در ذهن تازیان زنده کند ....

• ... اما فرمانده عراق رأس ساعت 21 در تلویزیون این کشور بر ادامه جنگ پافشاری کرد و اعلام کرد که قادسیه صدام ( فتح سرزمین مجوسان ( زرتشتیان ) به دست سپاه اسلام ) شروع شده است. او چنین گفت : «به جوانان خود دستور داده ام از مرزها بگذرند و خوزستان ( عریستان عحم ) را تصرف کنند »

• دلیل واضح این پافشاری و جسارت تکیه به نیروگاه اتمی اوسیراک در شرف ساخت اولین بمب اتمی جهان عرب برای آرمایش در یکی از کلان شهرها ایران و قریب به یقین پایتخت از یکسو و اشراف کامل بر تخریب شدید نیروی ارتش در دو سال پس از انقلاب به واسطه خروج ناگهانی مستشاران نظامی آمریکایی در پی واقعه اشغال سفارت ، دستگیری و اعدام گسترده ژنرال ها و فرماندهان ارشد خصوصاً اعضای لشکر 23 نیروهای ویژه هوابرد در پی عملیات نافرجام رهایی ( کودتای نوژه ) ؛ پاکسازی ( اخراح ) ، بازخریدی یا بازنشستگی زود هنگام افسران ارشد و موج مهاجرت های اقشار مردم و از جمله نظامیان ارتش از یکسو و بایکوت نیروی هوایی ایران در پی کودتای نوژه بود.

عملیات آلفای سرخ ( البرز ) علاوه بر صدماتی که به پایگاه های هدف وارد کرد سنگ بنای عملیات هولناک سایه البرز یا کمان 99 در سحرگاه اول مهرماه 1359 با حمله 140 فروند جنگنده به اهداف استراتژیک دشمن تازی گردید.